صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
طول عمر از منظر علوم تجربی

1- امکان عمر جاویدان

امکان عمر جاویدان مسأله ای است که همواره مورد توجه بشر بوده و کاوش و کنجکاوی و مطالعه در اطراف آن جریان داشته است. در امکان عقلی عمر جاویدان، هیچ شبهه و شکی نیست و گمان نمی رود کسی تا به حال امکان عقلی آن را رد کرده باشد. آنچه همواره تحت مطالعه قرار داشته، مسأله امکان علمی آن است که البته نظر علمای زیست شناس و پزشکان و دانشمندان متخصص نیز در مورد امکان عمر جاودان مثبت است.[1]

در برخی از منابع مربوط می خوانیم که زندگانی جاودان در طول تاریخ همواره از رویاهای طلایی و دیرینه انسان بوده، اما اکنون این رؤیا به حقیقت پیوسته است و این امر مدیون پیشرفت های شگفت انگیز علم نوین است که کربونیک نام دارد.[2]

2- نمی توان برای بشر میزان عمر مشخصی تعیین نمود

میزان عمر انسان از جمله مسایلی است که نمی توان مرز مشخصی برای آن بیان داشت و یا اثبات نمود و حتی زمانی که گفته می شود فلانی صد سال و یا بیشتر عمر کرد، به این معنا نیست که به آخرین مرحله عمر خود رسیده است. هرگز! زیرا مرزهای عمر انسان ناشناخته است و آخرین کشفیات علمی نیز همین واقعیت را بیان می دارند. برخی دانشمندان معتقدند که بافت های مهم و اصلی سازمان وجود انسان، قابلیت یک زندگی بسیار طولانی و بی نهایت را دارند و اگر انسان بتواند از تیررس حوادث و عوارضی که رشته حیات او را قطع می کنند بگریزد، برایش ممکن است که هزاران سال زندگی کند.[3]

3- پیری نوعی بیماری است نه عامل مرگ

بعضی از دانشمندان در اندیشه پیدا کردن وسیله مبارزه با علت اصلی پیری که به عقیده آن ها ضعف و فرسودگی سلولی است، افتاده اند و در عصر حاضر نیز کوشش و تلاش پزشکان در جهت کشف سبب پیری ادامه دارد و در آزمایشات خود به این نتیجه رسیده اند که پیری، ارتباطی به سن زیاد ندارد و طولی نخواهد کشید که بیماری پیری از بین خواهد رفت.[4] البته کسانی که با طول عمر از نیروی جوانی پایدار برخوردار شده اند بسیارند. به هر حال معلوم می گردد که مسأله امکان حفظ نیروی نشاط جوانی هم چنان که مشاهده شده، در بسیاری از معمرین تا آخرین قدم زندگی وجود داشته است.[5]


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، طول عمر امام زمان علیه ‌السلام، عمر جاویدان، قرآن، اذن خدا،
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
در زبور داود علیه السّلام که تحت عنوان «مزامیر» در لابلای «عهد عتیق» آمده، نویدهایی درباره ی ظهور حضرت مهدی علیه السّلام داده شده است. و می توان گفت: در هربخشی از زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین مستقیم، موجود است.

جالب این که مطالبی که قرآن کریم پیرامون ظهور حضرت مهدی از زبور نقل کرده، در زبور فعلی عینا موجود است و از تحریف مصون مانده است.

قرآن کریم چنین می فرماید:

وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ:

«علاوه بر ذکر (تورات) در «زبور» نیز نوشتیم، بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد».[1]

طبق روایت متواتر اسلامی، از طریق شیعه و سنّی، این آیه مربوط به ظهور حضرت مهدی علیه السّلام می باشد. قرآن کریم این مطلب را از زبور نقل می کند و عین همین عبارت در زبور موجود است، اینک متن زبور:

1. «زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و امّا منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمّل خواهی کرد و نخواهد بود. و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد.. . زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و امّا صالحان را خداوند تأیید می کند. خداوند روزهای کاملان را می داند. و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد».[2]

2- و در فصل دیگری می فرماید:

«... قومها را به انصاف داوری خواهد کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد. قومها را به امانت خود».[3]

نویدهای حضرت مهدی علیه السّلام در زبور بسیار فراوان است و در بیش از 35 بخش از مزامیر 150 گانه، نوید ظهور آن حضرت موجود است، طالبین می توانند به متن «مزامیر» در «عهد عتیق» مراجعه کنند.

پی نوشت ها :
[1] سوره‏ى انبیاء: آیه‏ى 105.
[2] كتاب مزامیر: مزمور 37 بندهاى 9- 12 و 17- 18.
[3] كتاب مزامیر: مزمور 96 بندهاى 10- 13.
 منبع : او خواهد آمد، ص: 118؛ مهدى‏پور، على اكبر.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، زبور داود(علیه السلام)، تورات، ظهور،
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
ابو الحسین بن ابی البغل کاتب می گوید: از طرف «ابی منصور بن صالحان» مسئول انجام کاری شدم. امّا در طی انجام مسئولیت قصوری از من سرزد، آنچنان که او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متواری و مخفی شدم و او در جستجوی من بود.

در یکی از شبهای جمعه به طرف مقابر قریش- مرقد امام کاظم علیه السّلام و امام جواد علیه السّلام- برای عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانی و طوفانی بود. به خادم حرم مطهر که «ابا جعفر» نام داشت گفتم: درهای حرم مطهر را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم.

زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممکن است کسی قصد سوئی نسبت به من داشته باشد.

او نیز قبول کرد و درها را بست.

نیمه شب، درحالی که باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ کس در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم که ناگاه صدای پایی از طرف قبر شریف امام موسی بن جعفر علیه السّلام به گوشم رسید.


مردی را دیدم که مشغول زیارت حضرت امام کاظم علیه السّلام است. او ابتدا بر حضرت آدم علیه السّلام و انبیاء عظام علیهم السّلام درود فرستاد، آنگاه یک یک ائمّه معصومین علیهم السّلام را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجّت بن الحسن علیه السّلام رسید اما نام ایشان را ذکر نکرد.

من تعجّب کردم و با خود گفتم: شاید نام حضرت را فراموش کرد، یا امام علیه السّلام را نمی شناسد، و یا اصلا به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگری دارد.

وقتی زیارتش به پایان رسید دو رکعت نماز خواند و متوجّه قبر مطهّر امام جواد علیه السّلام شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو رکعت نماز خواند.

من ترسیدم، زیرا او را نمی شناختم، او جوانی بود در هیئت مردی کامل و پیراهنی سفید بر تن و عمامه ای بر سر داشت که انتهای آن را از زیر گلو گذرانده بود، همچنین شالی به کمر بسته و عبایی بر دوش انداخته بود. پس از نماز به من فرمود:


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، دعای فرج، صالحان، سجده،
چهارشنبه 7 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
مرحوم میرزای قمی، صاحب قوانین، در خاطرات خود آورده است: با علامه سید مهدی بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهانی می رفتیم و با او درسها را مباحثه می کردیم و غالباً من درسها را برای سید بحرالعلوم تقریر می نمودم، تا اینکه من به ایران آمدم. پس از مدتی، سید بحرالعلوم بین علما و دانشمندان شیعه، به عظمت معنوی و بهره مندی از علوم سرشار معروف شد. من تعجب کردم و با خود گفتم او که این استعداد را نداشت، پس چطور به این مرتبه رسید؟! بالاخره توفیق زیارت عتبات عالیات نصیبم شد و در نجف اشرف سید بحرالعلوم را ملاقات کردم. در طی جلسه مسئله ای عنوان شد و دیدم جدّاً او دریای مواج علم است و باید حقیقتاً او را بحرالعلوم نامید. روزی در خلوت از او سؤال کردم: آقا! ما که با هم بودیم و آن وقتها شما این مرتبه از استعداد و علم را نداشتید؛ بلکه از من در درسها استفاده می کردید و حالا بحمدالله می بینم در علم و دانش فوق العاده اید!

فرمود: میرزاابوالقاسم! جواب سؤال شما، از اسرار است! ولی به تو می گویم، اما از تو تقاضا دارم تا من زنده ام این موضوع را به کسی نگویی. من قبول کردم و ایشان اوّل با اشاره گفت: چگونه این طور نباشد و حال آنکه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مرا شبی در مسجد سهله به سینه خود چسبانید. گفتم: چگونه به محضر آن حضرت رسیدید؟!

سید بحر العلوم فرمود: شبی به مسجد سهله رفته بودم. دیدم آقایم، حضرت ولی عصر علیه السلام مشغول عبادت است. ایستادم و سلام کردم. امام سلام مرا پاسخ داد و فرمود: «مهدی بیا!» من مقداری جلو رفتم؛ ولی ادب را رعایت کرده، زیاد جلو نرفتم. فرمود: جلوتر بیا!

پس چند قدمی دیگر نزدیک تر رفتم. باز هم فرمودند: جلوتر بیا! من نزد حضرت رفتم، تا آنجایی که دست آن جناب به من و دست من به آن حضرت می رسید. آنگاه آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مبارکش چسبانید. در اینجا آنچه خدا خواست به این قلب و سینه سرازیر شود، سرازیر شد.[1]

پی نوشت ها:
[1] نجم الثاقب، ص 612.
منبع : پاک نیا، عبدالکریم؛ امام زمان (ع) سرچشمه نشاط جهان، ص: 77.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : علامه بحرالعلوم (ره)، میرزای قمی(ره)، امام زمان (عج)،
سه شنبه 17 مهر 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت می گیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران می رساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(ع) جاری می گردد؛ امّا چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولی عصر(ع) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبستة دیگران می گشایند و واسطة رسیدن فیض امام به آنان می شوند.

ضرورت ارتباط با امام عصر(ع)

حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وحیانی قرآن کریم است، زیرا وحی، یگانه عامل زندگی بخش بشر و پیروی از دستورها و آموزه های آن، زمینه ساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است:

استجیبوا لله و للرّسول إذا دعاکم لما یحییکم1؛ [ای کسانی که ایمان آورده اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد.]

من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمنٌ فلنحیینّه حیوة طیّبة؛2[هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او ر ابه حیاتی پاک زنده می داریم.]

عترت طاهره که یکی از دو ثقل به جا مانده از رسول گرامی است، همتای قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که دربارة قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود. از این رو ارتباط با امام عصر(ع) نیز زندگی بخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است، چون نبی مکرم اسلام(ص) ـ چنانچه قبلاً بیان شد ـ عدم معرفت و پذیرش ولایت امام معصوم زمان را مایة مرگ جاهلی برشمردند و آنچه نبودش مرگ جاهلانه می آورد، بودنش حیات عاقلانه را تأمین خواهد کرد و آنکه معرفت و ولایت را فهیمد، همواره خویش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خویش می نهد.

ارتباط با مقام شامخ ولایت و اتصال روح و قلب انسان با امام عصر(ع) خویش، نه تنها حیات معقول را تأمین می کند بلکه نقایص بشر را نیز تتمیم می سازد، زیرا او کعبة حقیقی و حقیقت کعبه است: کعبة زمینی، محاذی «بیت معمور» است و آن بیت برابر عرش خداست. فرشته ای خاص مأمور بنای بیت معمور شد تا فرشتگانی که مقام انسانیت را به خلافت نشناختند و تسبیح و تقدیس خویش را برای نیل به مقام خلافت الهی کافی دانستند و سپس با تنبیه خداوند به معرفت اوج مقام والای انسان کامل بار یافتند، بر گرد آن طواف کنند و با این عبادت، نقص کار خود را ترمیم کنند.

ساختمان کعبه نیز برای طواف بر گرد آن جهت ترمیم و جبران همة قصورها و تقصیرها به ویژه غفلت از مقام انسانیت، و سهو و نسیان یا عصیان در پیشگاه خلیفةاللّهی انسان است3، از این رو بهترین تنبّه برای طائفان غافل و حاجیان ذاهل و معتمران متساهل، تدارک جهل و جبران غفلت دربارة خودشناسی و معرفت مقام شامخ انسان کامل و خلیفة عصر، حضرت بقیةالله(ع) است، تا چون فرشتگان، طواف مقبول و سعی مشکور داشته باشند.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، ارتباط با امام زمان، فیض،
پنجشنبه 22 شهریور 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
موضوع زیارت قبور مطهر و مقدّس معصومین(ع) توسل به آن ها و سوگواری در ایّام شهادت شان، به ویژه در مورد حضرت مقدّس سیدالشهدا(ع)، از موضوعاتی است که در فرهنگ اسلامی، جایگاه رفیعی دارد. از ناحیه ذات اقدس الهی در احادیث قدسی و نیز از سوی چهارده معصوم(ع) سفارش زیادی به عزاداری سیدالشهدا(ع) شده است، که این مطلب حاکی از نقش عظیم این امر در احیای دین و زنده نگه داشتن آن است.به عبارت دیگر می توان چنین مجالسی را از مهم ترین وسایل صیانت از کیان دین و جامعه اسلامی و نیز بسط روح دین و دینداری دانست.متأسفانه عزاداری ها با همة اهمیت و جایگاه مهمی که در فرهنگ اسلامی دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتی شده است که نقش این وسیلة مهم را تا حدودی کم رنگ کرده است.در این مطلب، نویسنده می کوشد تا بعضی از شرایط ظاهری و باطنی عزاداری یک منتظر را ارائه نماید. باشد که مورد استفاده قرار گیرد.

وظیفة عزادار در قبال امام زمان(ع)
عزدار حقیقی به خوبی می داند که سوگواری و برپایی مجالس بزرگداشت برای اهل بیت(ع) فقط قسمت کوچکی از وظایف الهی او نسبت به آنان است بلکه وظیفة بالاتر، توجه به درس ها و عبرت های عاشورا و عمل به آن ها است.عمل به تکالیف از جمله درس هایی است که عزادار حقیقی از عاشوراییان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مکلف و مسئول می داند.1 عزادار، نیک می داند که باید به تنهایی در دادگاه عدل الهی نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، برای عمل به وظیفه اش منتظر هیچ کس نمی ماند؛ او منتظر سازمان ها، نهادها و اشخاص نیست. او خودش به تنهایی برای خارج کردن امام زمان(ع) از تنهایی، غیبت، اضطرار و آوارگی تلاش می کند. او مانند شهدای کربلا که هرگز به کمی نفراتشان توجه نکردند و هر یک فقط و فقط به فکر انجام وظیفه در قبال امام مظلوم و تنهاییش بود و کاری به نتیجه و تأیید دیگران نداشت، عمل می کند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» که وقتی دید عمویش تنها و مجروح به روی زمین افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمویش رساند و هنگامی که «ابجربن کعب» شمشیرش را فرود آورد که امام را بکشد، دست خود را در مقابل شمشیر او گرفت تا از امامش دفاع کند و دستش قطع شد و در آغوش عمویش حسین(ع) افتاد تا این که «حرمله» او را با تیر به شهادت رساند.2 عزادار حقیقی یا «منتظر حقیقی» در این مرحله می داند که اگر بخواهد رضایت خدا را جلب کند و به هدف خلقت و کمال نهایی و غایی وجودش نایل شود، باید به این «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن کریم عمل کند که فرمود:


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، عزادار، اصحاب عاشورا، عاشورا، قیام، زیارت،

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: