آفتاب پنهان اینجا آسمان ابری ست آنجا را نمی دانم اینجا هوایش بهاری نیست آنجا را نمی دانم اینجا عاشقا تنهایند آنجا را نمی دانم اینجا دل برای تو تنگ است آنجا را نمی دانم... http://hidden-sun.mihanblog.com 2019-12-05T23:32:30+01:00 text/html 2019-11-07T06:10:03+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن در انتظار فجر عدالت (به مناسبت فرا رسیدن نهم ربیع الأول) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/227 <div align="justify"> <font color="#FF0000">نهم ربیع الاول</font><b> </b>هر سال هجری قمری، مصادف با آغاز امامت خورشید درخشانِ جهانِ بشریّت و مرواریدِ فروزانِ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام احیاگر معالمِ دین و نابود کننده ی ظلم و ستم و شوکتِ تجاوزکاران و برقرار کننده ی حکومت عدل در سرتاسر جهان و بزرگ منادی توحید و عدالت و وارث راستین پیـامبر اعـظم صلی الله علیه و آله و ائمـه معصـومین علیهم السلام حضرت حجت بن الحسن العسکری،<font color="#009900"><b> مهدی</b></font> موعود علیه السلام است.<br><br>ضمن عرض تبریک به مناسبت این حادثه مهم و تاریخی، توجه خوانندگان عزیز را به نوشتاری کوتاه در باره ایشان، ویژگی های دوران غیبت، یاران آن حضرت و پدیده انقلاب اسلامی جلب می کنم:<br><br><font color="#3333FF">۱ـ میلاد نور</font><br><br>حضرت مهدی علیه السلام در نیمه ی ماه مبارک شعبان سال ۲۵۵ هـ. ق چشم به جهان گشودند.<font size="1">[1] </font>پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و مادر گرامی آن حضرت، خانم نرجس[نرگس] خاتون می باشد.<br><br>در شب ولادت آن بزرگوار، عمه امام عسکری علیه السلام جناب بانو حکیمه خاتون به دستور ایشان در منزل ماند. امام علیه السلام به حکیمه خاتون فرمودند: «امشب منتظر تولد فرزندی هستم از نرجس». حکیمه با تعجب پرسید، چطور ممکن است؟!(زیرا اثری از حمل در او ندیده بود). امام علیه السلام فرمود: «او بسان مادر موسی است که هیچ کس نمی دانست باردار است، زیرا فرعون شکم زنان حامله را پاره می کرد».</div><div align="justify"><br></div><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/imamat.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"></div><div align="justify"><br>طبق نقل حکیمه، خداوند در آن شب فرزندی به امام عسکری علیه السلام عنایت کرد و چنین اراده فرموده بود که دشمنان، هرگز قدرت دسترسی به او را پیدا نکنند و چنین اراده کرده بود که او «وارث مستضعفان» در روی کره ی زمین بشود: «و نُرید أن نمنّ علی الذین استُضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین».<font size="1">[2]</font><br><br>طبق حکمت الهی در فاصله ی کوتاه سال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هـجری، ایشان به طور مخفی زندگی می کردند و در خدمت پدر بزرگوارشان آماده ی احراز مقام امامت و رهبری مسلمانان و بر عهده گرفتن مسئولیت سنگین آنان بودند.<br><br>با شهادت امام عسکری علیه السلام در سال ۲۶۰ هجری، دوران غیبت آغاز و مدت ۷۵ سال(غیبت صغری) حضرت مهدی علیه السلام در پنهانی زندگی می کردند و مردم بدان صورت که بتوانند حضوری خدمت ایشان مشرف و مشکلات خودشان را در میان بگذارند، امکان نداشت ولی دائماً از انوار و برکات مقدس او بهره مند می شدند. دسترسی مردم به واسطه نائبان خاص او از سال ۲۵۵ تا ۳۳۰ هـ. ق صورت می گرفت.<br><br><font color="#3333FF">۲ـ راز غیبت</font><br><br>فلسفه و راز حقیقی غیبت برای عموم مردم بیان نشده است و به غیر از اولیاء خاص الهی[پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام] از آن اطلاع ندارند؛ ولی به طور کلی از میان ادله ی عقلی و نقلی می توان فوایدی را برای آن به دست آورد:</div> text/html 2019-11-06T07:26:39+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن شهادت امام حسن عسکری (ع) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/226 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/75252634.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">مردی از اهل قم گفت: روزی در مجلس احمد بن عبد الله بن خاقان که از طرف خلفاء والی اوقاف و صدقات در قم بود و نهایت عداوت نسبت به اهل بیت رسالت داشت، حاضر بودم، در مجلس او از سادات علوی که در سرّمن رأی بودند، صحبت به میان آمد.<br><br>احمد بن عبد الله گفت من در سرّمن رأی از سادات علوی کسی را ندیدم در علم، زهد، ورع، وقار، مهابت، عفت و حیا شرف و قدر و منزلت در نزد خلفاء و اوامر مانند <b><font color="#009900">حسن بن علی عسکری</font></b><font size="1">(ع)</font> باشد و سادات و سایر بنی هاشم او را مقدم می داشتند و همه بزرگ و کوچک تعظیم او می نمودند و همچنین وزراء و امراء و سایر فرماندهان سپاه و اصناف خلق در اعزار و اکرام او کوتاهی نمی کردند.<br><br>من روزی در کنار پدرم روز دیوان ایستاده بودم که ناگاه دربانان و خدمتکاران دویدند به پدرم گفتند: ابن الرضا <font size="1">(ع) </font>جلو در خانه ایستاده است، پدرم با صدای بلند گفت به او اجازه دهید و به مجلس درآورید، ناگاه دیدم جوانی گندم گون و گشاده چشم و خوش قامت و نیکو روی و خوش قیافه وارد شد و من در او مهابت و جلالتی مشاهده کردم، چون نظر پدرم بر او افتاد از جای برخاست و به استقبال او شتافت و من هرگز از پدرم ندیده بودم چنین کاری نسبت به کسی از بنی هاشم یا امراء و فرزندان آنان، بکند و چون به نزدیک او رسید دست در گردن او انداخت و دستهای او را بوسید و دست او را گرفت در جای خود نشاند و با ادب در خدمت او نشست و با او سخن می گفت و از روی تعظیم او را به کینه خطاب می نمود و جان خود و پدر و مادرش را فدای او می کرد. من از مشاهده این وضع تعجب می کردم، ناگاه دربانان آمدن موفق خلیفه را خبر دادند و قاعده چنان بود که هرگاه خلیفه به نزد پدرم می آمد اول گارد مخصوص او می آمدند و از نزدیک پدرم تا در دربار خلیفه دو صف می ایستادند تا آنکه خلیفه می آمد و بیرون می رفت باوجوداین که پدرم خبر آمدن خلیفه را شنید، ولی باز روی به او داشت و با او سخن می گفت تا آنکه غلامان مخصوص خلیفه پیدا شدند، پس گفت: فدای تو شوم اکنون اگر خواهی برخیز، غلامان خود را امر کرد که او را از پشت صف مردم ببرید که نظر مأمورین خلیفه بر آن حضرت نیفتد، باز پدرم برخاست او را تعظیم کرد و میان پیشانیش را بوسید و او را روانه کرد و سپس خلیفه رفت.<br><br>من از دربانان و غلامان پدرم پرسیدم که این مرد چه کسی بود که پدرم اینقدر به او احترام واکرام نمود؟<br><br>گفتند: او مردی است از بزرگان عرب که حسن بن علی نام دارد و ابن الرضا معروف است.<br><br>تعجب من زیاد گردید و در تمام آن روز در فکر و تحیر بودم، چون شب پدرم طبق عادتی که داشت بعد از نماز مغرب و عشا نشست و مشغول دیدن کاغذها و عرایض مردم شد که روز به اطلاع خلیفه برساند، من نزد او نشستم. پدرم از من پرسید که کاری داری؟گفتم: بلی اگر اجازه فرمائی سئوال کنم چون اجازه داد، گفتم ای پدر آن چه کسی بود که امروز تو در تعظیم و اکرام او مبالغه نمودی و جان خود و پدر و مادر خویش را فدای او کردی؟<br><br>گفت: پسرم، این امام رافضیان است. کمی ساکت شد و گفت: ای فرزند اگر خلافت از بنی عباس بدر رود، کسی از بنی هاشم بغیر از آن مرد شایسته آن نیست زیرا که اوبه جهت اتصافش به زهد و عبادت و فضل و علم و کمال و عفت نفس و شرافت نسب و علو حسب و سایر اوصاف پسندیده، سزاوار خلافت است. اگر پدر او را می دیدی او نیز در نهایت شرافت و جلالت و فضیلت و علم و فضل و کمال بود، احمد بن عبید الله می گوید: پس از شنیدن این سخنان پدرم، خشم من زیاد گردید و تفکر و تحیر من افزون شد، بعد از آن پیوسته از مردم حال او را تفحص می کردم و از وزرا و کتّاب و سادات و علویان و سایر مردم به غیر از تعریف و توصیف نشنیدم و همه او را به خاطر فضل و جلالت و علم و بزرگواریش بر بنی هاشم مقدم می داشتند و می گفتند: او امام رافضیان است. این بود قدر و منزلت او در نظر من عظیم شد و بلندی مقام او را دانستم زیرا که او دوست و دشمن به غیر از نیکی و بزرگی او چیزی نشنیدم.</div> text/html 2019-06-17T09:16:55+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن نرگس، گلی که بوی مهدی(عج) می دهد http://hidden-sun.mihanblog.com/post/224 <div align="justify">صفات پسندیده و کمالات انسانی به دو صورت در انسان پدید می آید: یکی از راه تلاش و کوشش و جدیت خود انسان و دیگری از طریق وراثت و کمالاتی که در پدر و مادر و اجداد انسان وجود دارد. از این رهگذر است که نقش مادر و کمالات وجودی او در پدید آوردن فرزندی با کمال و شایسته کاملاً آشکار می گردد.<br><br>پیشوایان معصوم<font size="1">(ع)</font> چون دارای رسالتی بس مهم و جهانی بودند، از پدران و مادران باکمال و برجسته که دارای ویژگیهای خاصی بودند، چشم به جهان گشودند. آنان سعی می کردند زنان شایسته ای را برای خود انتخاب کنند تا شایستگی پرورش و تربیت امامان معصوم را داشته باشند.<br><br><font color="#3333FF">پیوندی مبارک</font><br>نرجس خاتون مادر امام دوازدهم، از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی<font size="1">(ع)</font> که از جمال ظاهری برخوردار بود از کودکی تحت تعلیم جدّش، قیصر روم قرار گرفت و با بهره گیری از اساتید چیره دست آن روزگار علوم و کمالات فراوان کسب کرد و با زبانهای مختلف آشنا گشت. او خود در پاسخ کسی که از او سؤال می کند: تو که رومی هستی چگونه با زبان عربی این چنین آشنایی داری؟ می گوید: جدم به تربیت من اهمیت زیادی می داد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد و در همین راستا زنی را که به چند زبان تسلط داشت برگزید تا صبح و شام عربی را به من بیاموزد و من از این راه زبان عربی را به خوبی فرا گرفتم.<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/25155456.jpg" alt="" width="493" vspace="0" hspace="0" height="283" border="0" align="bottom"><br></div><br>او در آغاز، مسیحی بود که در عالم رؤیا پیامبر گرامی اسلام<font size="1">(ص) </font>و <font color="#009900">علی</font><font size="1">(ع)</font> و سایر پیشوایان معصوم برای خواستگاری وی به منزل جدش می روند و حضرت عیسی<font size="1">(ع) </font>از آنان استقبال می کند. در این هنگام رسول گرامی اسلام<font size="1">(ص)</font> در حالی که به امام حسن عسگری<font size="1">(ع) </font>اشاره می کند می فرماید: ای روح خدا! من به خواستگاری دختر وصی تو شمعون برای فرزندم آمده ام، که حضرت عیسی نگاهی به شمعون کرده و می گوید: چه شرافتی نصیب تو شده. با این پیوند مبارک شما موافقت کن، شمعون هم موافقت می نماید. سپس رسول خدا بالای منبر قرار می گیرد و خطبه می خواند و نرجس را به عقد امام حسن عسگری<font size="1">(ع) </font>در می آورد و حاضرین را بر این امر گواه می گیرد.<br><br>و این چنین اراده حق برای به وجود آوردن دادگستر و مصلح بزرگ عالم و تحقق عدالت و مساوات کامل در جهان تبلور می یابد.</div> text/html 2019-06-09T04:17:20+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن زمان تشکیل حکومت عدل جهانی http://hidden-sun.mihanblog.com/post/223 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/9658.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">سوال<br><br><font color="#FF0000">بعد از قیام امام مهدی<font size="1">(عج)</font>، حکومت عدل جهانی چه زمانی تشکیل می شود؟ و آیا پس از استقرار حکومت، فقر و ظلم از بین می رود؟</font><br><br>پاسخ<br><br>آنچه از روایات استفاده می شود این است که؛ جنگ حضرت مهدی<font size="1">(عج)</font> با ظالمان و ستمگران هشت ماه به طول می انجامد و بعد از گذشت هشت ماه از ظهور آن حضرت<font size="1">(عج)</font>، کشورهای مختلف مسخّر ایشان گشته و حکومت عدل در سراسر جهان برقرار می شود، کفر و شرک و نفاق ریشه کن می گردد. از این رو؛ هیچ ستمگری بر جامعه ای حکومت نکرده و زمینه گناه، به خصوص گناهان اجتماعی از بین می رود. زمین گنج های معدنی و روییدنی خود را خارج نموده و حقوق فقرا از ظالمان و ثروت مندان گرفته و بین فقرا و نیازمندان تقسیم می شود، به گونه ای که جایی برای پرداخت صدقه و زکات باقی نمی ماند؛ زیرا همه غنی و بی نیاز می شوند.<br><br>ایمان به ظهور امام زمان<font size="1">(عج)</font> و وقایع پس از آن؛ از جمله مصادیق ایمان به غیب است که پذیرش و شناخت ویژگی های آن، جز از راه تعبّد و استفاده از متون نقلی معتبر، میّسر نیست. <font size="1">[۱]</font> لکن، از آن جا که اغلب احادیث و روایات، در گذر زمان، دست خوش بلایایی چون تقیه از سوی شیعیان و یا جعل و تحریف از سوی دشمنان، فراموشی یا عدم دقت در ضبط، توسط راویان، گشته و با نبود امکانات چاپ و نگه داری، فرسوده و نابود شده اند، شناخت کامل جزئیات حوادث قبل و پس از ظهور آن گونه که مطلوب طبع حقیقت جوی شیعیان و منتظران است، امکان ندارد. به خصوص که در این راستا به برخی تعارضات غیر قابل جمع در روایات نیز برخورد می کنیم. از این رو؛ پاسخ به سؤال فوق، به خصوص قسمت اوّل آن، به صورت ظن و گمان است و برای پاسخ به سؤال نیاز به تحلیل آن به چند قسمت مجزاست، لذا پاسخ هر قسمت، به طور جداگانه در زیر می آید: بعد از ظهور حضرت <font color="#009900"><b>مهدی</b></font><font size="1">(عج)</font> چه مدت زمان طول خواهد کشید تا حکومت عدل برقرار شود؟ امام باقر<font size="1">(ع) </font>می فرماید: «امام دوازدهم<font size="1">(عج)</font> هشت ماه تمام، شمشیر بر دوش نهاده و دشمنان خدا را می کشد تا این که خدا خشنود گردد».<font size="1"> [۲]</font> بنابر روایاتی که در اختیار ما وجود دارد ایشان در مکه ظهور نموده و پس از این که یاران و خواص ایشان به او پیوستند، به سمت عراق و سپس شام (سوریه فعلی) و بعد به سمت بیت المقدس حرکت می کنند و پس از آن سایر بلاد اروپا و ترکیه و چین و افغانستان و سایر ممالک به تسخیر ایشان درآمده و حکومت عدل، پس از هشت ماه درگیری پیوسته، برقرار می گردد و صلح و امنیت جهانی فراگیر می شود.<font size="1"> [۳]</font> درباره مدت حکومت ایشان نیز اختلاف فراوانی در روایات دیده می شود: ۱۹ سال و چند ماه، ۷ سال، ۴۰ سال، ۱۰ سال و ۳۰۹ سال که هر سال آن برابر ۲۰ یا ۴۰ سال است و گفته شده است پس از شهادت یا وفات آن حضرت، ۴۰ روز خواهد گذشت تا این که قیامت بر پا شود<font size="1">[۴] </font>و بساط زمین و آسمان برچیده شده و مهیای برپایی قیامت می گردد.<br><br><font color="#FF0000">آیا بعد از استقرار حکومت آن حضرت فقیری یافت می شود؟</font><br><br>وقتی امام مهدی<font size="1">(عج)</font> قیام می نمایند و حکومت عدل برقرار می شود، زمین گنج های معدنی و روییدنی خود را در اختیار آن حضرت قرار داده و حقوق مستضعفان و فقرا نیز از ثروت مندان و ظالمان گرفته و عادلانه بین همه تقسیم می گردد، تا آن جا که هیچ فقیری باقی نمی ماند و موردی برای مصرف صدقات و زکوات یافت نمی شود. امام صادق<font size="1">(ع) </font>می فرماید: «جهان با پیاده شدن عدالت خرّم می شود، آسمان باران هایش را فرو می ریزد، درختان، میوه های خود را آشکار نموده و زمین گیاهان خود را بیرون می فرستد و برای ساکنان خود آرایش می کند». <font size="1">[۵]</font>امام زمان<font size="1">(عج) </font>به منادی دستور می دهد که در میان مردم اعلام کند که هرکس نیازی به مال دارد، برخیزد. از میان مردم کسی بر نمی خیزد، مگر یک نفر که می گوید: من [محتاجم]. پس قائم<font size="1">(عج)</font> به او می گوید: «برو پیش کلیددار و بگو مهدی به تو دستور می دهد که مالی به من بدهی». کلیددار می گوید: جامه ات را بیاور. جامه اش را می گسترد و درون آن را پُر می کند. هنگامی که آن را بر دوش می گیرد، پشیمان می شود و می گوید: چرا در میان امت محمد<font size="1">(ص)</font> من از همه آزمندتر باشم؟! چرا آن عفت نفس عمومی را من دارا نباشم؟! آن گاه مال را به کلیددار تحویل می دهد، اما پذیرفته نمی شود، و مهدی<font size="1">(عج) </font>می گوید: «آنچه را که ما عطا کردیم، پس نمی گیریم».<font size="1"> [۶]</font><br><br>رسول اکرم(ص) می فرماید: «مردم دنبال کسی می گردند که از آنها [صدقه ای] و هدیه ای را بپذیرد، زکات مالشان را جدا می کنند، لکن کسی را نمی یابند که آن را بپذیرد؛ زیرا همه به واسطه فضل الهی بی نیاز شده اند».<font size="1"> [۷]</font><br></div> text/html 2019-06-02T02:01:19+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن راهکارهای توسعه فرهنگ مهدویت http://hidden-sun.mihanblog.com/post/222 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/1501278.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">اصطلاح دکترین (Doctrine) در فرهنگ و ادبیات جامعه شناسی و سیاسی، به نظریه، آئین، یا مکتبی اطلاق می شود که براساس آن، مجموعه ای از مسائل و موضوعات خردتر تفسیر می شود. در یک دکترین، یک یا چند اصل بنیادین وجود دارد که دیگر نظریه ها با آنها معنا می یابند. در تفکراسلامی مسئله مهدویت از جمله موضوعاتی است که در کانون اعتقادات اسلامی قرار دارد و دارای موقعیت و منزلت ویژه ای است. مبحث مهدویت در اسلام، و مبحث مصلح جهانی در ادیان به منزله فلسفه تاریخ تلقی می گردد. از این رو در اینجا ما آن را به عنوان نظریه ای اصلی و بنیادین، که بر محور آن بسیاری از اعتقادات دیگر تفسیر می پذیرند، مطرح ساخته، از آن به دکترین مهدویت تعبیر نموده ایم. مقصود از دکترین مهدویت، نگریستن به موضوع ظهور امام عصر<font size="1">(ع) </font>و حکومت جهانی ایشان، به مثابه یک تئوری جامع و فراگیر است.<br><br>آموزه مهدویت در طول تاریخ فرهنگ اسلامی همواره مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده و هیچ آموزه دیگری به اندازه آن از اهمیت برخوردار نبوده است؛ اما علی رغم این اهمیت، متأسفانه به مثابه یک تئوری و راهکار مهم مورد توجه و دقت نظر قرار نگرفته است. از این رو بر اندیشمندان و فرهیختگان است که در این باره به ژرف اندیشی و فرهنگ سازی بپردازند تا مهدویت آنچنان که شایسته است و در متون دینی ما سفارش شده، مورد توجه قرار گیرد. از آنجا که به نظر نگارنده، آموزه مهدویت در اسلام دارای منزلت دکترین اعتقادی ـ فلسفی است، در این مقاله روشهایی راهبردی برای گسترش فرهنگ مهدویت ارایه می شود. امید ما بر آن است که این آموزه دینی، علاوه بر حاکمیت بر احساسات و عواطف ما، در محیطهای علمی و پژوهشی هم شفاف سازی شود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">1. تئوری پردازی پیرامون مهدویت</font><br><br>آموزه دینی مهدویت دارای دامنه تاریخی است و از بنیادی ترین اصول اعتقادی مسلمانان شمرده می شود؛ و در میان دیگر ادیان نیز با عنوان مصلح جهانی مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع مصلح جهانی در بین ادیان، لازم است اندیشمندان با تئوری پردازی و گفت وگوهای علمی، نقد و نظرها و نکته سنجی ها و اظهارنظرهای ژرف پیرامون این آموزه، به قوت علمی این موضوعِ بین الادیانی بیفزایند.<br><br>امروزه پیروان ادیان نتوانسته اند، دکترین مهدویت را مانند تئوریهای معاصر، عرضه کنند و به فرهنگ سازی بپردازند؛ به عنوان مثال تئوری «سوسیالیسم» بعد از انقلاب شوروی، چنان بر فرهنگ جهان اثر گذارد که نیمی از جهان را تحت سیطره خویش درآورد. به طوری که غالب عناصر فرهنگی از ادبیات سوسیالیسم تأثیر پذیرفت؛ و رمانها، فیلمها، نمایشنامه ها، آثار هنری، اقتصاد، سیاست، تولید، روابط بین الملل، فلسفه، مبارزه سیاسی، و بسیاری از دیگر زمینه های فرهنگی با تفکر سوسیالیسم آمیخته شد و از آنها قرائتی سوسیالیستی ارائه گردید. اما امروزه دامنه فعالیتهای فرهنگی ما در مورد آموزه وحیانی مصلح جهانی، بسیار اندک است و کمتر فعالیت ژرفی در این عرصه صورت گرفته است. شایسته آن است که در عرصه تبلیغ دینی، به سخنان سطحی و کلیشه ای بسنده نکنیم، تا فرزندان ما ناخودآگاه چنین تصور نکنند که اندیشه دینی یک امر فرعی و حاشیه ای است. همچنین متأسفانه نتوانسته ایم مسئله مهدویت را همچون پاره ای از مباحث علمی دیگر، مانند: هرمنوتیک، معرفت شناسی، تئوریهای حکومت، کثرت گرائی و کثرت اندیشی، سنت و مدرنیسم و... به عرصه گفت وگو و تئوری پردازی بکشانیم و زوایای گوناگون بحث را مورد نقد و نظر قرار دهیم. خارج ساختن بحث مهدویت از عرصه های سنتی و وارد کردن آن در محیطهای پژوهشی ـ علمی موجب آن می شود که مسئله مهدویت بر زندگی انسانها اثر گذاشته، آنها را با امام عصر(ع) مرتبط سازد.</div> text/html 2019-05-25T05:53:19+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن تحیت و سلام امام زمان(عج) بر دوستداران خود http://hidden-sun.mihanblog.com/post/221 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/37.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">سلام، تحیت و برکت و رحمت و سلامتی است؛ نشانه محبت و صفا، اخلاص و یک رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر کس، مهر تاییدی است بر کارنامه او.<br><br>در روایتی در ذیل آیه سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ آمده است: آن گاه که فرشتگان الهی، نزد ابراهیم آمدند و بشارت تولّد فرزند برای او آوردند و بر او سلام کردند، لذّتی که ابراهیم علیه السّلام از سلام این فرشتگان برد، با تمام دنیا، برابری نداشت<font size="1">.[1]</font><br><br>به راستی چه لذتی دارد سلام مولا:<br><br><font color="#3333FF">«سلام [الله] علیک أیها الولی المخلص فی الدین، المخصوص فینا بالیقین»<font size="1">[2]؛</font></font><br><br>«سلام [خداوند] بر تو ای کسی که در دین به زیور اخلاص آراسته ای و در نزد ما به سبب یقینت دارای مقام و جایگاه ویژه ای هستی.»<br><br><font color="#3333FF">«سلام [اللّه] علیک أیها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمة الصدق»<font size="1">[3]؛</font></font><br><br>«سلام [خدا] بر تو ای کسی که یاور حق هستی و همگان را با کلمه صدق [توحید] به سوی او فرامی خوانی.»<br><br>- چون ثلث از راه را تقریبا [برگشتم] سید جلیلی را دیدم که از طرف بغداد رو به من می آید. چون نزدیک شد، سلام کرد..<font size="1"> .[4]</font><br><br>- بعد از نماز شب، حالی پیدا کردم و در همین حال بود که شخصی آمد درب چادر و مرا به اسم صدا زد و گفت: «حاج محمد علی» سلام علیکم و وارد خیمه شد.<font size="1">[5]</font><br><br>- از من پرسید از چه کسی تقلید می کنی؟ گفتم: از آیت الله حاج سید ابو الحسن اصفهانی تقلید می کنم.<br><br>فرمود وقتی در نجف زیارتش کردی، سلام مرا به او برسان.<br><br>آنگاه پرسید: آیا آخوند ملا علی همدانی را می شناسی؟<br><br>گفتم: شخصا او را نمی شناسم ولی از علمای مشهور است.</div> text/html 2019-05-17T18:47:18+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن ما نمیگذاریم ایران سقوط کند! http://hidden-sun.mihanblog.com/post/220 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/24.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در دوران جنگ جهانی اول و اشغال <font color="#FF0000">ایران</font> توسط قوای انگلیسی و روسی که حملات و هجوم ها به ملت شیعه اوج گرفته بود، مرحوم آیت الله العظمی نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از اینکه این وضع به کجا خواهد انجامید، نکند این کشور محبّ و دوستدار امام زمان<font size="1"> (عج)</font> از بین برود و سقوط کند و...<br><br>در همین حال، شبی به امام عصر <font size="1">(عج)</font> متوسل می شوند و در حال توسل و گریه و ناراحتی در عالم رؤیا می بینند:<br><br>دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زیر این دیوار، یک عده زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سرشان خراب می شود.<br><br>مرحوم نائینی وقتی این صحنه را می بیند به قدری نگران می شود که فریاد می زند و می گوید: خدایا! این وضع به کجا خواهد انجامید؟<br><br>در این حال می بیند که حضرت ولی عصر<font size="1">(عج) </font>تشریف آوردند و دست مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند و آن را سرجایش قرار دادند و فرمودند:<br><br>«<font color="#009900">اینجا شیعه خانه ماست؛ می شکند، خم می شود، خطر هست، ولی ما نمی گذاریم سقوط کند. ما نگهش می داریم</font>».<br><br><font size="1"><br></font></div><div align="justify"><font size="1" color="#666666">برگرفته از: کتاب میر مهر، مسعود پورسید آقایی(با اندک تصرف).<br><font color="#993399">منبع : </font>مجله امان فرودین 1385، شماره 1.</font></div> text/html 2019-05-09T05:48:25+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن طول عمر امام زمان (ع) http://hidden-sun.mihanblog.com/post/219 <div align="justify"><font color="#CC6600"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/155620.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">طول عمر از منظر علوم تجربی</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">1- امکان عمر جاویدان</font><br><br>امکان عمر جاویدان مسأله ای است که همواره مورد توجه بشر بوده و کاوش و کنجکاوی و مطالعه در اطراف آن جریان داشته است. در امکان عقلی عمر جاویدان، هیچ شبهه و شکی نیست و گمان نمی رود کسی تا به حال امکان عقلی آن را رد کرده باشد. آنچه همواره تحت مطالعه قرار داشته، مسأله امکان علمی آن است که البته نظر علمای زیست شناس و پزشکان و دانشمندان متخصص نیز در مورد امکان عمر جاودان مثبت است<font size="1">.[1]</font><br><br>در برخی از منابع مربوط می خوانیم که زندگانی جاودان در طول تاریخ همواره از رویاهای طلایی و دیرینه انسان بوده، اما اکنون این رؤیا به حقیقت پیوسته است و این امر مدیون پیشرفت های شگفت انگیز علم نوین است که کربونیک نام دارد<font size="1">.[2]</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">2- نمی توان برای بشر میزان عمر مشخصی تعیین نمود</font><br><br>میزان عمر انسان از جمله مسایلی است که نمی توان مرز مشخصی برای آن بیان داشت و یا اثبات نمود و حتی زمانی که گفته می شود فلانی صد سال و یا بیشتر عمر کرد، به این معنا نیست که به آخرین مرحله عمر خود رسیده است. هرگز! زیرا مرزهای عمر انسان ناشناخته است و آخرین کشفیات علمی نیز همین واقعیت را بیان می دارند. برخی دانشمندان معتقدند که بافت های مهم و اصلی سازمان وجود انسان، قابلیت یک زندگی بسیار طولانی و بی نهایت را دارند و اگر انسان بتواند از تیررس حوادث و عوارضی که رشته حیات او را قطع می کنند بگریزد، برایش ممکن است که هزاران سال زندگی کند.<font size="1">[3]</font></div><div align="justify"><br></div><div align="justify"><font color="#3333FF">3- پیری نوعی بیماری است نه عامل مرگ</font><br><br>بعضی از دانشمندان در اندیشه پیدا کردن وسیله مبارزه با علت اصلی پیری که به عقیده آن ها ضعف و فرسودگی سلولی است، افتاده اند و در عصر حاضر نیز کوشش و تلاش پزشکان در جهت کشف سبب پیری ادامه دارد و در آزمایشات خود به این نتیجه رسیده اند که پیری، ارتباطی به سن زیاد ندارد و طولی نخواهد کشید که بیماری پیری از بین خواهد رفت.<font size="1">[4] </font>البته کسانی که با طول عمر از نیروی جوانی پایدار برخوردار شده اند بسیارند. به هر حال معلوم می گردد که مسأله امکان حفظ نیروی نشاط جوانی هم چنان که مشاهده شده، در بسیاری از معمرین تا آخرین قدم زندگی وجود داشته است<font size="1">.[5]</font></div> text/html 2019-05-01T05:34:48+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن مهدی موعود در زبور داود http://hidden-sun.mihanblog.com/post/218 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/21.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در زبور داود علیه السّلام که تحت عنوان «مزامیر» در لابلای «عهد عتیق» آمده، نویدهایی درباره ی ظهور حضرت<font color="#009900"><b> مهدی</b></font> علیه السّلام داده شده است. و می توان گفت: در هربخشی از زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین مستقیم، موجود است.<br><br>جالب این که مطالبی که قرآن کریم پیرامون ظهور حضرت مهدی از زبور نقل کرده، در زبور فعلی عینا موجود است و از تحریف مصون مانده است.<br><br>قرآن کریم چنین می فرماید:<br><br><font color="#3333FF">وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ:</font><br><br>«علاوه بر ذکر (تورات) در «زبور» نیز نوشتیم، بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد».<font size="1">[1]</font><br><br>طبق روایت متواتر اسلامی، از طریق شیعه و سنّی، این آیه مربوط به ظهور حضرت مهدی علیه السّلام می باشد. قرآن کریم این مطلب را از زبور نقل می کند و عین همین عبارت در زبور موجود است، اینک متن زبور:<br><br><font color="#CC6600">1.</font> «زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و امّا منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمّل خواهی کرد و نخواهد بود. و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد.. . زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و امّا صالحان را خداوند تأیید می کند. خداوند روزهای کاملان را می داند. و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد»<font size="1">.[2]</font><br><br><font color="#CC6600">2-</font> و در فصل دیگری می فرماید:<br><br>«... قومها را به انصاف داوری خواهد کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد. قومها را به امانت خود».<font size="1">[3]</font><br><br>نویدهای حضرت مهدی علیه السّلام در زبور بسیار فراوان است و در بیش از 35 بخش از مزامیر 150 گانه، نوید ظهور آن حضرت موجود است، طالبین می توانند به متن «مزامیر» در «عهد عتیق» مراجعه کنند.<br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">پی نوشت ها :</font><br>[1] سوره‏ى انبیاء: آیه‏ى 105.<br>[2] كتاب مزامیر: مزمور 37 بندهاى 9- 12 و 17- 18.<br>[3] كتاب مزامیر: مزمور 96 بندهاى 10- 13.<br>&nbsp;منبع : او خواهد آمد، ص: 118؛ مهدى‏پور، على اكبر.</font></div> text/html 2019-04-26T06:04:31+01:00 hidden-sun.mihanblog.com بهانه بودن تأثیر دعا برای «فرج» در گشایش كار شیعیان http://hidden-sun.mihanblog.com/post/217 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/65/192325/pic/03.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">چگونه دعا برای تعجیل در «فرج» موجب گشایش كار شیعیان و رفع مشکلات آنها خواهد شد؟</font><br><br>بر اساس روایات، یکی از عوامل تعجیل در فرج حضرت <font color="#009900"><b>مهدی</b></font><font size="1">(عج)</font> «دعا» است. از طرفی می دانیم دعا بدون درخواست قلبى و زمینه سازى براى تحقق آن موثر نخواهد بود؛ و لذا انسان باید با زبان و قلب طلب نماید و در عمل هم زمینه ساز خواسته های خود باشد و همین زمینه سازی و تلاش برای فراهم نمودن مقدمامت ظهور، خود موجب رفع نسبی مشکلات و گشایش در زندگی شیعیان خواهد شد.<br><br>امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در جواب سؤال هاى اسحاق بن یعقوب مى فرماید: «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ» (<font color="#CC6600">براى شتاب در گشایش حقیقى و كامل، بسیار دعا كنید؛ همانا فرج شما در آن است</font>). (كمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، اسلامیه‏، تهران،‏ 1395 قمری‏، چاپ: دوم‏، ج ‏2، ص 485، باب 45 (ذكر التوقیعات الواردة عن القائم)، ح 4. )<br><br>مى دانیم كه فرج و گشایش کامل شیعیان از تمام گرفتارى ها و فتنه ها در سایه ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) محقق مى گردد و تا زمانى كه حضرت در غیبت به سر مى برد شیعه تحت فشار و ظلم و تعدى حاكمان ظلم و جور است. از این حدیث استفاده مى شود كه یكى از عوامل تعجیل در فرج آن حضرت(عجل الله تعالی فرجه) دعا است و همچنین مى دانیم كه دعا بدون درخواست قلبى و زمینه سازى براى تحقق آن موثر نخواهد بود و لذا انسان باید با زبان و قلب بطلبد و در عمل هم زمینه ساز خواسته خود باشد و همین زمینه سازی و تلاش برای فراهم نمودن مقدمامت ظهور، خود موجب رفع نسبی مشکلات و گشایش در زندگی شیعیان خواهد شد.<br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">منبع:</font> موعود شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، ص 397.</font></div>