تبلیغات
آفتاب پنهان - مطالب حرف دل
 
صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 5 دی 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
سلام بهار من !

کجایی ای عزیز زهرا (سلام الله علیها) ؟

کجایی ای مروارید انتظار ؟

کجایی ای پسر مشعر و منا ، ای پسر رکن و مقام ، ای پسر سعی و صفا ؟

کجایی ای گل پنهان ؟

در ندبه و عهد و فرج تو را خواندم ، که با ندبه های دلتنگی ، دلتنگ تو ؛ با تمام هستیم بر سر عهد و پیمان با تو و مشتاق و بی قرار ، منتظر فرج تو بوده ام .

امامم ! آقایم !
آمده ام چون پرنده ی مشتاقی که به سوی بهار می شتابد و در پی دوست ، شیدای هر گل زیبا و معطری است.

ای زلال از زمزم !
با که بگویم رازِ مخوف تنهایی مبهمی که تا سالها با من بود و بی تو بیشتر و بیشتر؟ با که بگویم از دست هایی که هر غروب آدینه زیر چانه های فراق در پشت کوچه های این شهر آلوده ی زنگاری بی تاب تر می شود؟ از کدامین خامه بگویمت که لحظه لحظه از نوشتن از تو وا می ماند و هر بار هجوم افکار بی تو بودن، مأمن احساسم را شکنجه گاهی کرده است؟



با تو می گویم از تمام تلخکامی ها و خودکامگی هایم تمام سرودهای نخوانده ام و چشمهای ندیده ام از شعرهای که سروده نشد.

مرا در انتظار دیدن خود حل کن...ای سپید ترین غزلواره عدالت و عشق ...

از جام معرفتت سیرابم کن تا دیگر از چشمه ناپاکی ها ، شهوت ها و شرارت ها ننوشم و فقط زلال آبی عشق به تو جانم را خنکا ببخشد .

ای قبله کعبه !
داد خواهی علیه کین و نفرتِ دنیای بی پناهی ها و آزردگی ها.آفرید تا غریق دریایی پلیدی را ناجی باشی. یک منجی برای بشارت آزادی و آزادگی. می دانم می آیی تا کدورتِ یک قرنِ پر از آشفتگی و ننگ را از لوح روزگار صیقل دهی.می دانی که این پیاله های کوچک و حقیر دنیای خواسته ها و آروزهای من ، گنجایش امواج بلند مرتبه درک کمال و خودسازی را ندارد . می بینی که کوچک می بنیم و کم می خواهم ، کم می بینم و کوچک می خواهم .

بزرگم کن ! دستی بکش بر سرم ! دعایی کن برایم و وجودم را به ذات بی پایان « یطهر کم تطهیرا » خودتان گره بزن .

ای نور چشم و ای راهنمای راه های پیش رو !
بنگر چگونه طاعتمان به رنگ ریا آغشته است . گدایی ما گدایی ریایی است . ما پرده های شرم و حیا را دریده ایم . ما غمزده ، نگاه به دستان تو بسته ایم . برما بیاموز تا علاج دل بیمار کنیم .صدایم کن ، بخوان مرا به صراط مستقیم انتظارت ، به لبیک هر لحظه و هر ثانیه ای که مرا به بهشت عرفات شناخت تو رهنمون سازد و از هر چه و هر کس که می خواهد ، این راه های جاهلانه ی دروغ ، کینه ، غضب ، خودخواهی و ظلم را پیش رویم بگستراند ، روی گردانم کن .

ای شمیم عطر ولایت ! دعایم کن تا از پیله من و منیت رها شوم ، پروانه شوم اوج بگیرم به سوی آن رخسار زیبا ، آن روی نورانی دوست داشتنی تو و به گلستان معارف زلال رحمانی تو و پدارن بزرگوارت .

ای پسر مشعر و منا

ای عزیز زهرا

دعایم کن...





م.حسرتی




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :
یکشنبه 30 مهر 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
آمدنی، می آید ، حتی اگر همه دنیا جمع شوند تا  آن یار غایب از نظر نیاید ، حتی اگر همه چیز نگذارد ، او می آید ، و نیامدنی ، نمی آید ، حتی اگر همه دنیا بخواهند که او بیایید...! چشمهای انتظار کشیده می گوید مهدی صاحب الزمان می آید...

س
کوت عجیبی بر صحنه دلم حکمفرماست . کوچه های دلم خلوت است بدون رهگذری .آه چقدر سخت است تنهایی . چقدر دردناک است بی نظر به تو زنده ماندن . شکایت از بی مهری ها پیش مهربان بردن ننگ است ولی ...

با تمام وجود از عشق به تو سخن می رانم و همواره زمزمه لبم ذکر نام توست . از عطش که منشاء آن تو هستی سخن می گویم ، از غربتم و از قربم . پروانه دلم در آتش عشق تو سوخت . بال و پرش سوخت اما بال پروازی دیگر یافت برای پرواز به ملکوت . آه از این دل خسته که بی تو همچون ماهی برون مانده از آب ، جان می دهد . پس می گویم از تو که بهتر از تو سراغ ندارم ای بهترینم .

شکوه نام تو بر صحنه دلم درخششی دارد که خورشید عالم در برابرش زانو زده و لب به تعظیم و تکریم می گشاید . می جویم تو را در آنچه نشانی از تو می بینم . این نگاه منتظر مرا دریاب ...

الهی ! تعجیل فرما در فرجش به حق آباء طیب و طاهرش.




م. حسرتی




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :
پنجشنبه 19 مرداد 1391 :: نویسنده : بهانه بودن
الهی هل تسود وجوهاً خرَت ساجده لعظمتک او تخرس السنه نطقت بالثنا علی مجدک و جلالتک او تطبع علی قلوب انطوت علی محبتک...

مهربان! آیا چهره ای را که از ترس هیبت و عظمتت به خاک ندامت و پشیمانی افتاده است و با تمام وجود تمنای گذشت می کند ، به سیاهی و تیره روزی خواهی نشاند؟

لطفا برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنیدآیا این چهره را که در برابر آستان کرامت و مهربانیت به سجود افتاده است ، به آتش خواهی افکند؟آیا این کشتی طوفان زده را که به ساحل کرم و بزرگواریت پناه آورده در گرداب تاریکی خواهی افکند؟ و از خود دور خواهی کرد؟

این زمزمه زبان بنده دلشکسته توست که ثنایت می کند.این صدای آشنای انسانی است که به میخانه مهربانی شما در این شب بزرگ که برتر از هزار ماه است و به ذکر جمیل شما روشن گشته پناه آورده است.

مهربان! بنگر زبان ناطق بنده ات را که به کبریای عظیم پروردگار خویش پناه آورده است و به ثنای حضرتتان اشتغال دارد.

مهربان! آیا زبان آنان که در مجد و بزرگواریت ذکر گفتند را در عرصه محشر خاموش میکنی تا ثنایت را نگویند؟ تقدیرشان چطور؟ آیا زبان به زمزمه نشسته ذکر خود را در غربت از خود در انحنای سکوت به آستانه نیستی خواهی برد؟

این دل شکسته و طوفانی که بر ساحل نجات شما در شبی به بزرگی همه ماه های خوب شما بر کشتی عشق و محبت حضرتتان نظاره گر است ، به استغاثه روزگار بپذیر.این قلب بنده روسیاهی است که به عشق تو نشسته است تا به سجده افتد و زبانش به ذکر تو مشغول باشد.

دلم طوفان سبز آن نگاه است
هوای حسرت و باران و آه است

اینک این دل آمده است و پرده های وجودش را از عشق و محبت شما برگرفته است.این دل رویایی به بارگاه با عظمت شما دخیل عشق بسته است تا از تاریکی ها و شیاطین برهد.

اینک آمده است به صد فغان و آه . به امید قبول و استجابتی...

مهربان پروردگارم آیا بپذیرم که دل شکسته عشاق را در آتش می سوزانی؟


الغیاث ای مایه جان الغیاث




م.حسرتی




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :

( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: