صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 5 اسفند 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
گاه برخی از بخش‌های زمین آنقدر عزیز می‌شوند و اعتبار می‌یابند كه آسمان حتی به حال آنها غبطه می‌خورد و در سر خود آرزوی خاكی شدن را می‌پرورد، جمكران نیز از همین دست است. جمكران مسجدالاقصای دل است، وقتی از طرف عرش به معراج خوانده می‌شود و تا قاب قوسین خدا پیش می‌رود.

جمكران نقطة تلاقی پیشانی است با خاك. یعنی درست همانجایی كه غرور و تكبر قربانی می‌شوند و تا خونشان ریخته نشود هیچ نمازی قبول نمی‌شود.

جمكران نمایش تصویری «إیاك نعبد و إیّاك نستعین» است كه صف طویلی از فرشتگان به تماشای آن نشسته‌اند.

جمكران قطعه‌ای از آخرین عاشقانه‌ای است كه خداوند سروده و آهنگ بی‌نظیر آنرا تقدیم حجتش نموده است.


جمكران آوردگاهی است كه ذكر برفراز آن می‌ایستد، دست‌هایش را تا نزدیكی گوش بلند می‌كند و تكبیرة الاحرام می‌گوید تا فرادای ظلم و جور را به جماعتِ «یا عدلُ یا عدلُ یا عدل» فرابخواند. شاعران معاصر هریك از دریچة جان خود به این قطعة سبز زمین نگریسته و حس و حال خود را بیان داشته‌اند. از جمله محمدعلی مجاهدی كه جمكران را چنین می‌بیند.

جمكران درمانگاهی است كه دوا و شفا و طبیبش بی‌مزد و منّت در خدمت آنانند كه بیمة ولایت شده‌اند:

اگر درمان درد خویش می‌خواهی، بیا اینجا

دوا اینجا، شفا اینجا، طبیب دردها اینجا


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : امام زمان(عج)، مسجد مقدس جمکران، انتظار، دلتنگی، آرام جان‌ ها،
جمعه 26 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
تعمّقی در ادعیة مربوط به امام عصر(ع)

اللَّهُمَّ کَمَا جَعَلْتَ قَلْبِی بِذِکْرِهِ مَعْمُورا فَاجْعَلْ سِلاحِی بِنُصْرَتِهِ مَشْهُورا:

(فرازی از دعای نماز سرداب امام عصر(ع)، مفاتیح الجنان)

بارالها، همان سان که دلم را به یاد مولایم آبادان ساختی، پس سلاحم را نیز برای یاریش از نیام برون آر.

نکته ها:

1. دل و قلب را عمارت و حیاتی است که بدون آن، ویرانه و مرده است.

2. حیات دل و قلب، با (معرفت، محبت و) ذکر و یاد امام عصر(ع) است. (بذکره)

3. این نعمت و موهبت بزرگی، تحفه ای ارزنده و توفیقی ارجمند است که حضرت حق عطا می کند و بدون لطف او، کسی را یارای رسیدن بدین مقصد عظیم، نیست. (جَعَلْتَ)

4. عشق و انتظار، حیات طیّبة انسانی و زندگی راستین آدمی است، و مکتب امامت و ولایت، مکتب زنده دلان و انسان های واقعی و بلند مرتبت است. راه زنده کردن دل، یاد و عشق و انتظار مولا صاحب الزمان است؛ دل را به او ده تا زنده شوی؛ محبت و یاد او «آب حیات» واقعی است. (معموراً)

5. عرفان و محبت و معنویت، بدون صلابت، مبارزه و شمشیر و قیام نیست؛ ظلم ستیزی و ظالم کوبی، ثمرة درخت ولایت است (حرف «فاء» در «فَاجْعَل»)

6. انسان منتظر، دستی به دعا و قرآن و عرفان دارد، و دستی به تیغ و سلاح مبارزه؛ هم آه دارد، هم آهن؛ هم بصیرت دارد، هم وسیلت؛ و بصیرتش را بر سلاحش حمل می کند.(کما)

7. اسلحه و شمشیر آن گاه ارزشمند است که در راه حق، برای دفاع از دین او و در جهت یاری ولّی خدا باشد. (بنصرته)

منبع : مجله موعود خرداد 1384، شماره 53.




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : امام عصر(ع)، دعا، انتظار، عشق، ولی خدا، قیام،
جمعه 23 آذر 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
در سکوتی سخت، بارها صدایت کردم، می دانم که حرف هایم را می شنوی، آری، با تو بسیار سخن گفته ام، ولی این بار صدایت نمی زنم، فریاد می زنم، فریاد می زنم:

آیا امروزمان به فردایی متصل می گردد که کامیاب گردیم؟(1)

آیا خزان دل هایمان بهاری خواهد شد؟ آیا چشمان گناهکارمان جمال زیبایت را خواهد دید؟

آقاجان! یا صاحب الزمان!

بیا، بیا که آرزوی سلامی گرم، از تو بر دلمان مهر خورده، بیا که نگاهمان به جمعه خیره ماند و آبشار اشک از گونه هایمان بر زمین جاری است. بیا که یاس های امید و نسترن های شوق چشم به راه گل نرگسند، بیا و طراوت بهار را به روحمان ببخش.

ای امیر ظهور و قیام! ای مولای آب و آیینه! ای امیر نهان از دیده! بیا و ما را از آرزویی که در هوای تو داریم ناامید مکن که گفته هایمان بوی عشق تو را دارند و نوشته هایمان تو را حکایت می کنند.

آقاجان! تو را به آبروی مادرت سوگند که بر گنهکاران رحمی کنی و آینة جمالت را به تماشای دیده هایمان راهی دهی و ما را از قطره های زلال اشک، بی نصیب نسازی.

مولای من! با همة تلخی ها و سختی های زندگی، با همة گناه ها و معصیت ها، بازهم به تو پناه می آورم و در مرز آشنای نگاهت، بیت الاحزان دلم را بر پا می کنم و هر صبحِ آدینه با عشق ظهورت از خواب سرد خاموشی بر می خیزم و در کرانة ایمان، با دو رکعت نماز عشق به استقبال باران ندبه ات می روم و بازهم زمزمة «این بقیه الله التی لاتخلوا ...»

مولای من! دیری است که در محراب عبادت دست هایم را به بال فرشتگان گره می زنم و می خواهم که صدای ضجه های مرا به گوش دل تو برسانند، تا شاید آدینه ای بیایی و ...

یابن الحسن! در فراق و جدایی تو نه تنها من، بلکه امتی یعقوب وار خون می گرییم و فقط با تماشای تو، کلبة احزان دلمان گلستان خواهد شد و می دانیم که خواهی آمد، خواهی آمد و به پایت اشک شوق خواهیم ریخت و نماز جماعت را به قامت سبز درختان، به اقتدای حضور سبزت، برپا خواهیم ساخت.

پی نوشت :
1. فرازی از دعای ندبه




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : صاحب الزمان، کلبة احزان، عشق ظهور، ندبه، اشک شوق،
• اعتقاد به ظهور حضرت، مخصوص شیعه نیست

اعتقاد به ظهور مهدی(عج) در دورانی از تاریخ، مخصوص شیعه نیست؛ همة مسلمانان، اعم از شیعه و سنی به این معنا معتقدند. بلکه غیر مسلمانان هم به یک صورت معتقدند؛ منتهی امتیاز شیعه در این است که این شخصیت نجات بخش بشریت را با نام و نشان و خصوصیات می شناسد و معتقد است او همواره برای دریافت دستور الهی، حاضر و آماده است.

• عدالت، برجسته ترین شعار مهدویت

همیشه در دعای ندبه و زیارت آل یاسین، اولین درخواست منتظران مهدی موعود، استقرار عدل و قسط و عدالت است که از ایشان انتظار داریم؛ که درد بزرگ بشریت امروز، همین مسئلة فقدان عدالت است، یعنی مسئلة طلب عدالت.

• نابودی بنای ظلم، حتمی است

اعتقاد به مهدی موعود، دل ها را سرشار از نور امید می کند. برای ما که معتقد به آیندة حتمی ظهور هستیم، این یأسی که گریبانگیر بسیاری از نخبگان و ملل دنیاست، بی معناست. وقتی ملتی معتقد است نقشة ظالمانه و شیطانی امروز در کل عالم قابل تغییر است، آن ملت شجاعت پیدا می کند و احساس می کند که دست تقدیر، تسلّط ستمگران را برای همیشه به طور مسلم ننوشته است.

• عدالت با موعظه و نصیحت به دست نمی آید

عدالتی که ما در انتظار آن هستیم، با موعظه و نصیحت به دست نمی آید؛ یعنی مهدی موعود نمی آید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیاده طلبی و سلطه گری و استثمار نکنند. استقرار عدالت، احتیاج دارد که مردمان عادل و انسان های صالح و عدالت طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : مهدی موعود، مهدویت، عدالت، حکومت حضرت مهدی، شیعه، سربازی امام زمان،
دوشنبه 7 آبان 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
در مورد فلسفه و حکمت غیبت آخرین حجت خدا سخنان بسیاری گفته شده و احتمالات متعددی مطرح گشته است. اما شاید این احتمال که فلسفه غیبت آزمودن مؤمنان و تمیز و تشخیص مدعیان دروغین پیروی از ولایت و منتظران از ولایت مداران واقعی و منتظران راستین است، از دیگر احتمالات پذیرفتنی تر و نزدیک تر به واقع باشد.

کلاس درسی را در نظر بگیرید که آموزگار آن برای آزمودن دانش آموزانش دقایقی کلاس را ترک گفته اما دورادور نظاره گر آنان است. آنچه او مشاهده می کند چه خواهد بود؟ گروهی از دانش آموزان غیبت از آموزگار سوء استفاده کرده و به آزار و اذیت دیگر همکلاسیها پرداخته اند؛ گروهی دیگر با شیطنت های کودکانه خود همه کلاس را به هم ریخته اند؛ عده ای دیگر با حسرت تمام چشم به فضای بیرون از کلاس دوخته و تماشاگر دانش آموزانی هستند که در حیات مدرسه مشغول جست و خیزند؛ برخی از دانش آموزان هم فرصت را غنیمت شمرده و به انجام تکالیف عقب مانده خود مشغولند.

قطعا به هنگام حضور دوباره آموزگار به کلاس و اطلاع دانش آموزان از اینکه او دورادور همه آنها را زیر نظر داشته است، آنهایی که وقت خود را با شیطنت و بازیگوشی به هدر داده اند بسیار شرمنده خواهند شد.

جهان عصر غیبت نیز همانند همین کلاس درس است. کلاسی که در ظاهر استاد در آن حضور ندارد. اما حرکات و سکنات هیچیک از دانش آموزانش از نگاه تیزبین استاد دور نیست و همه آنها باید به هنگام ظهور پاسخگوی شیطنت ها یا بازیگوشی های خود باشند.

شاید بیان کلامی از امام عصر(ع) برای درک بهتر آنچه گفته شد مؤثر باشد. آن حضرت در یکی از توقیعات خود می فرماید:

فلیعمل کلّ امری ء منکم بما یقرب به من محبتّنا و لیتحنّب ما یدنیه من کراهتنا، و سخطنا، فإنَّ أمرنا بغتة. فجاءة حین لا تنفعه توبة، ولا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبة.1

پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما می شود پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودی ما می گردد، دوری گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا می رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد.

آری، همه ما در آزمونی بزرگ واقع شده ایم. آزمونی که اگر از آن سربلند بیرون آییم برترین مردم همه روزگاران خواهیم بود.2 و اگر از عهده آزمون برنیاییم فردای ظهور باید در برابر حجت خدا پاسخگو باشیم. پس بیاییم از همین امروز و پیش از آنکه واقعه ناگهانی ظهور فرا رسد خود را برای پاسخگویی در برابر امام عصر(ع) آماده کنیم؛ چرا که فردا خیلی دیر است.

پی نوشتها :
1 .احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی، الإحتجاج، ص495؛ همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص176، ح 7.
2 .ر.ک: محمدباقر مجلسی، همان، ج52، ص122، ح4.
منبع : مجله موعود مهر 1383، شماره 47.




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : غیبت، حجت خدا، کلاس، ولایت، فلسفه، آموزگار،
«ابراز ارادت » به ساحت قدسی حضرت مهدی، علیه السلام، از مهمترین وظایفی است که منتظران آن امام عزیز در عصر غیبت دارند . این مهم مفهومی است که می تواند مصادیق مختلفی داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتی آن امام همام، هدیه کردن ثواب اعمال واجب یا مستحب به آن حضرت و مواردی از این قبیل . تردیدی نیست که این ابراز ارادت، گذرگاهی جهت ازدیاد معرفت و محبت نسبت به آن عزیز غایب از نظر است و معرفت و محبت، معبری است تا به آن امام بزرگوار تقرب بیشتری حاصل کنیم . این نوشتار را به دو مصداق موضوع یاد شده اختصاص داده ایم:

اول: دادن صدقه به قصد سلامتی امام عصر، علیه السلام، از جمله تکالیفی است که منتظران آن امام بزرگوار در عصر غیبت بر عهده دارند . بدون شک آن حضرت بی نیاز از آن است که منتظران، برای سلامتی اش صدقه بدهند، ولی همان طور که گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعیت از آن حضرت نشانه ها و علائمی دارد که از آن جمله می توان علاقه به سلامتی حضرتش را عنوان نمود . و این کار - همان طور که در زندگی شخصی خودمان با دادن صدقه تامین می شود - نسبت به آن امام بزرگوار هم ساری و جاری است . مضافا این که بنا به روایتی از رسول مکرم اسلام:

هیچ بنده ای ایمان نیاورد مگر آنکه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد .(1)

با این حساب، اگر برای سلامتی خود، یا خانواده خودمان صدقه می دهیم، این کار برای کسی که از ما و خاندانمان عزیزتر است اولی می باشد; و چه کسی در این خصوص عزیزتر و شایسته تر از حضرت مهدی، علیه السلام؟ بر همین اساس است که مرحوم «سیدبن طاووس » به فرزندش چنین سفارش می کند: «... پس در پیروی و وفاداری ... نسبت به آن حضرت به گونه ای باش که خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدم بدار، هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری، صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار بده ...» (2)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : ابراز دوستی، حضرت مهدی علیه‌السلام، ساحت قدسی، عصر غیبت، هدیه دادن، ثواب اعمال،
چهارشنبه 31 مرداد 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
درس های بزرگ مهدویت

• اعتقاد به ظهور حضرت، مخصوص شیعه نیست
اعتقاد به ظهور مهدی(عج) در دورانی از تاریخ، مخصوص شیعه نیست؛ همة مسلمانان، اعم از شیعه و سنی به این معنا معتقدند. بلکه غیر مسلمانان هم به یک صورت معتقدند؛ منتهی امتیاز شیعه در این است که این شخصیت نجات بخش بشریت را با نام و نشان و خصوصیات می شناسد و معتقد است او همواره برای دریافت دستور الهی، حاضر و آماده است.

• عدالت، برجسته ترین شعار مهدویت
همیشه در دعای ندبه و زیارت آل یاسین، اولین درخواست منتظران مهدی موعود، استقرار عدل و قسط و عدالت است که از ایشان انتظار داریم؛ که درد بزرگ بشریت امروز، همین مسئلة فقدان عدالت است، یعنی مسئلة طلب عدالت.

• نابودی بنای ظلم، حتمی است
اعتقاد به مهدی موعود، دل ها را سرشار از نور امید می کند. برای ما که معتقد به آیندة حتمی ظهور هستیم، این یأسی که گریبانگیر بسیاری از نخبگان و ملل دنیاست، بی معناست. وقتی ملتی معتقد است نقشة ظالمانه و شیطانی امروز در کل عالم قابل تغییر است، آن ملت شجاعت پیدا می کند و احساس می کند که دست تقدیر، تسلّط ستمگران را برای همیشه به طور مسلم ننوشته است.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : مهدی موعود، مهدویت، عدالت، حکومت حضرت مهدی، شیعه، سربازی امام زمان،
پنجشنبه 4 مرداد 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام، دعا برای قرب ظهور و درخواست قیام آن حضرت است. نشانه شیعه راستین آن است که هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز، دست حاجت به پیشگاه خداوند رئوف می برد و از او ظهور مولایش را درخواست می کند. شیفته حقیقی امام زمان علیه السلام، در دعا برای ظهور محبوبش اسیر الفاظ نیست، گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود، دیدار امامش را می طلبد. تنها زبانش سخن نمی گوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد. دلش در فراق محبوب، مضطرب است. دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است و گردش زبانش در کام، همچون اشکهای غلطانش بر گونه، نشانه محبت درونی و علاقه قلبی به مولا و محبوب است. در دوران تاریک و طوفان زده غیبت، تنها کسانی به راه نجات و سعادت رفته اند که پیوسته به یاد امام زمان علیه السلام هستند و همواره در فراقش اشک می ریزند و برای قرب ظهورش دعا می کنند.

شیعه شیفته به سان انسانی فارغ و بی سوز، نیایش نمی کند، بلکه مانند عاشقی دلباخته، با دلی پر سوز و گداز دعا می کند. او از صمیم قلب، امامش را می طلبد و با تمام وجود برای ظهور مولایش دعا می کند. آیا می توانید حال شخص غریق را تصور کنید؟ دریا طوفان می شود. امواج سهمگین، کشتی را زیر و رو می کنند. ابرها می غرند. باران به شدت می بارد. هوا تاریک می شود. کشتی در میان طوفان و تلاطم شدید آبها، واژگون می گردد. سرنشینان کشتی، و حشتزده و مضطرب، به دریا می ریزند. اقیانوس بی پایان، انسانها را لابلای امواج خروشان می پیچد و به کام مرگ می فرستد. انسانی که در دیار گرفتار طوفان شده، کشتی اش شکسته، به دریا افتاده و در حال غرق شدن است، چگونه برای نجات خویش دعا می کند؟ با چه حالی خدا را می خواند و چطور از پرده دل به پیشگاهش التماس می کند؟ شیعه دلباخته در زمان غیبت، میان موجهای پر خروش حکومتهای خود کامه، در دل دریای طوفان زده و تاریک اجتماعات فاسد بشری، کشتی سعادتش شکسته می بیند، دل را در فراق امام و مولایش مضطرب و پریشان می یابد و بدونم یکذره ظاهر سازی و خود نمایی از صمیم قلب فریاد می کشد: این بقیه الله؟ و با اشک و سوز می گوید: این المنتظر لاقامه الامت و العوج؟ کجا است مصلحی که انتظار می کشیم انحرافها و کجی ها را راست گرداند؟


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، دعا، ظهور، تعجیل فرج، شیعه،
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
حرف اول از نوع دیگری است . از نوع حرف هایی که به نقطه ای از تاریخ می پیوند و تاریخ چه بی انتهاست در غروب پر طلوع یک روز .

روزی که انتظار چه غریب معنی یافت . انتظار در غربت پوچستانی از مردمان تنگ دل تا ابد منتظر تعیبر شدن از پا نشست .

حرف از یک لحظه نیست از یک عمر بصیرت بی نفس شده در هیاهوی دنیای عده ای دنیاپرست است .

حرف از انتظار از جنس کوچه های تنگ کوفه است ، انتظاری که مسلم را در آغوش خود به دام کشید .

انتظاری که نه در دل ها که بر زبان ها می نشیند و شمشیر می شود ، در غروب بصیرت ها .

راستی می دانی حسین(ع) ارباب خوبِ خوب ما به دست کسانی سر به نی شد که ادعای انتظار او را داشتند !!!

آیا توانسته ای معنای انتظار را درک کنی ، انتظاری که فضیلتش  بالاتر از پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد ، انتظاری که افضل اعمال است ... انتظاری که انگار در خیمه حضرت مهدی(عج) بوده ای ..یا اینکه در خدمت ایشان شمشیر زده باشی ..حتی انگار کنار رسول خدا جهاد کرده باشی..

ای دل هشدار که مبادا انتظارت تو را روسیاه کند در محضر حضرت عشق که رسم انتظار با نشستن و گریستن نمی سازد .

منتظر که باشی خون هزار بار در رگهایت جانی تازه می گیرد که او نیز منتظر جوششی دوباره است .

منتظر که باشی پرونده اعمالت پُر از ارادت به اوست ...

نمی دانم چرا تا الن کاری برایش نکرده ام گویا زبان از عمل بیعتی می گیرد  در وادی حقیقت ها و من دور افتاده ای در دیار معرفتم .

امیدم به دعایی است از جنس عاشورا به امید جرعه ای بصیرت : اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقائِمَ بِاَمْرِکَ صلوات  الله علیه و علی ابائه الطاهرین..

منتظر که باشی هر صبح نه با روشنی آفتاب که با جرعه ای از عشق در دل بیدار می شوی که موعد قرار رسیده است . خورشید به بدرقه ی  چشم های بارانی تو می آید که خوانده ای : اَللّـهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ یَوْمی هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فی عُنُقی..

منتظر که باشی تمام ثانیه های زندگیت پر از چشم هایی می شود که عمری پا در رکاب دل انداخته اند تا مهیا شوند با فرازی از آیه عشق که : اَللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّابّینَ عَنْهُ وَ الْمُسارِعینَ اِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلینَ لاَِوامِرِهِ وَ الُْمحامینَ عَنْهُ ، وَ السّابِقینَ اِلى اِرادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ...

منتظر که باشی حتی مرگ هم برایت سد نخواهد بود که بلندای هیچ دیواری ایستادن در برابر عشق بازی عشاق را تاب نمی آورد که از ازل بر قاب دلت حک کرده ای : فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری ،  مُؤْتَزِراً كَفَنى ، شاهِراً‌ سَیْفی ،  مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی..

و چشم هایت چه جوان می شوند در حضور آیینه های نگاهش که سپیدیشان را به دیدار یوسف حسنش مژده می دهی آنگاه که می خوانی : اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ..

و اکنون تو با کوله باری از انتظار به فراز آخر می رسی که فراز آخر همان وعده حق خداست که تو با تمام وجودت آن را فریاد می زنی .. انهم یرونه بعیدا  و نریه قریبا برحمتك یا الرحمن الراحمین..

گوارای وجودت عطر ناب حضورش آن دم که از کعبه ندا دهد :

الا یا اهل العالم انا المهدی قائم آل محمد ..

ان شاء الله..




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :
سه شنبه 5 دی 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
سلام بهار من !

کجایی ای عزیز زهرا (سلام الله علیها) ؟

کجایی ای مروارید انتظار ؟

کجایی ای پسر مشعر و منا ، ای پسر رکن و مقام ، ای پسر سعی و صفا ؟

کجایی ای گل پنهان ؟

در ندبه و عهد و فرج تو را خواندم ، که با ندبه های دلتنگی ، دلتنگ تو ؛ با تمام هستیم بر سر عهد و پیمان با تو و مشتاق و بی قرار ، منتظر فرج تو بوده ام .

امامم ! آقایم !
آمده ام چون پرنده ی مشتاقی که به سوی بهار می شتابد و در پی دوست ، شیدای هر گل زیبا و معطری است.

ای زلال از زمزم !
با که بگویم رازِ مخوف تنهایی مبهمی که تا سالها با من بود و بی تو بیشتر و بیشتر؟ با که بگویم از دست هایی که هر غروب آدینه زیر چانه های فراق در پشت کوچه های این شهر آلوده ی زنگاری بی تاب تر می شود؟ از کدامین خامه بگویمت که لحظه لحظه از نوشتن از تو وا می ماند و هر بار هجوم افکار بی تو بودن، مأمن احساسم را شکنجه گاهی کرده است؟



با تو می گویم از تمام تلخکامی ها و خودکامگی هایم تمام سرودهای نخوانده ام و چشمهای ندیده ام از شعرهای که سروده نشد.

مرا در انتظار دیدن خود حل کن...ای سپید ترین غزلواره عدالت و عشق ...

از جام معرفتت سیرابم کن تا دیگر از چشمه ناپاکی ها ، شهوت ها و شرارت ها ننوشم و فقط زلال آبی عشق به تو جانم را خنکا ببخشد .

ای قبله کعبه !
داد خواهی علیه کین و نفرتِ دنیای بی پناهی ها و آزردگی ها.آفرید تا غریق دریایی پلیدی را ناجی باشی. یک منجی برای بشارت آزادی و آزادگی. می دانم می آیی تا کدورتِ یک قرنِ پر از آشفتگی و ننگ را از لوح روزگار صیقل دهی.می دانی که این پیاله های کوچک و حقیر دنیای خواسته ها و آروزهای من ، گنجایش امواج بلند مرتبه درک کمال و خودسازی را ندارد . می بینی که کوچک می بنیم و کم می خواهم ، کم می بینم و کوچک می خواهم .

بزرگم کن ! دستی بکش بر سرم ! دعایی کن برایم و وجودم را به ذات بی پایان « یطهر کم تطهیرا » خودتان گره بزن .

ای نور چشم و ای راهنمای راه های پیش رو !
بنگر چگونه طاعتمان به رنگ ریا آغشته است . گدایی ما گدایی ریایی است . ما پرده های شرم و حیا را دریده ایم . ما غمزده ، نگاه به دستان تو بسته ایم . برما بیاموز تا علاج دل بیمار کنیم .صدایم کن ، بخوان مرا به صراط مستقیم انتظارت ، به لبیک هر لحظه و هر ثانیه ای که مرا به بهشت عرفات شناخت تو رهنمون سازد و از هر چه و هر کس که می خواهد ، این راه های جاهلانه ی دروغ ، کینه ، غضب ، خودخواهی و ظلم را پیش رویم بگستراند ، روی گردانم کن .

ای شمیم عطر ولایت ! دعایم کن تا از پیله من و منیت رها شوم ، پروانه شوم اوج بگیرم به سوی آن رخسار زیبا ، آن روی نورانی دوست داشتنی تو و به گلستان معارف زلال رحمانی تو و پدارن بزرگوارت .

ای پسر مشعر و منا

ای عزیز زهرا

دعایم کن...





م.حسرتی




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :

( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: