صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
آشنایی با ابعاد گوناگون زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام از جهاتی، به ویژه برای قشر جوان حائز اهمیت است. چون امام علیه السلام در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام شخصیتی است که به عنوان خلیفه و جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله، علاوه بر مسؤولیت رهبری و تبیین احکام الهی، عهده دار وظیفه سنگین هدایت و تربیت نفوس مردم نیز هست. بنابراین، تمام رفتار و اعمال امام علیه السلام در چارچوب یک برنامه منسجم و حساب شده با هدف ارشاد و پرورش کمالات انسانی افراد انجام می گیرد. بر این اساس، عامه مردم، به ویژه نسل نوجوان و جوان جامعه، از طریق دقت و تامل در مجموعه وقایع زندگی ائمه اطهارعلیهم السلام اولا، می توانند شیوه های درست زندگی و کسب فضایل اخلاقی و انسانی که، پایه های کمال آدمی را تشکیل می دهند، بیاموزند و ثانیا، از راه مطالعه در سیره عملی ائمه علیهم السلام به منزلت و عظمت والای آنان پی برده و همواره در زندگی از طریق الگو قرار دادن سیره عملی آنان، به موفقیت های لازم دست یابند.

اولین گام در شناخت شخصیت امام علیه السلام، آشنایی با وقایع دوران زندگی اوست. آنچه پیش روی دارید با هدف پاسداشت ایام مبارک میلاد آخرین منجی بشریت حضرت مهدی (عج) نگارش و مرور کوتاهی به مجموعه رخدادهای زندگی آن حضرت دارد. به امید آن که این کار در حد خود، به آشنایی بیش تر جوانان با ساحت قدس آخرین حجت عظیم الشان کمک نماید.

الف. پدر و مادر حضرت مهدی (عج):

پدر بزرگوار آن حضرت امام حسن عسکری علیه السلام، یازدهمین امام شیعیان است که در سال 232 ه . ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و در بیست و دو سالگی مسؤولیت امامت و رهبری امت اسلامی را برعهده گرفت و به مدت شش سال، علی رغم سخت گیری های خلفای عباسی به ارشاد و تربیت مردم پرداخت. و سرانجام به دست معتمد عباسی در سال دویست و شصت هجری به شهادت رسید. مادر امام زمان (عج) بنابر قولی بانوی بسیار بزرگواری از نوادگان شمعون یکی از حواریون حضرت عیسی است. از وی با نام هایی چون نرجس خاتون، سوسن، مریم، ریحانه و... یاد شده است. این بانوی پاکدامن، به صورت معجزه آسا و بر اساس یک نقشه حساب شده از روم به مدینه منتقل می شود و آن گاه، تحت نظر حکیمه خاتون دختر امام جوادعلیه السلام و عمه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام کاملا با تعالیم اسلامی آشنا می گردد و به جهت برخورداری از کمالات والای معنوی به افتحار همسری امام یازدهم نائل آمده و در همان سال اول ازدواج حضرت مهدی (عج) از ایشان متولد می شود. به روایتی این بانوی پرهیزگار در سال 261 ه . ق و بنابر نقل دیگری، یک سال پیش از شهادت حضرت عسکری علیه السلام از جهان رخت بربسته اند. قبر شریفشان در کنار مرقد مطهر امام یازدهم در سامرا واقع شده است. این بانوی بزرگوار در تقوا و آراستگی به فضایل اخلاقی به جایی رسیده بودند که حکیمه خاتون عمه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام، که خود از بانوان با ظمت خاندان امامت هستند، او را بر خود مقدم داشته می فرمود: تو بانوی من و خاندانم هستی و با جان و دل خدمتگزاریت می کنم. (1)

و حتی نقل شده است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام از ایشان سال ها پیش از تولدش، با تعبیر بهترین بانوان یاد کرده اند. (2)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت امام حسن عسکری علیه‌ السلام، عمه حضرت امام حسن عسکری، حضرت مهدی (عج)، حکومت جهانی مردم، غیبت،
جمعه 30 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
چه خوب شد به زمین آمدی

و چه خوبتر اینکه همه آرزوی من شدی...

ای همه آرزوی من، سلام!





نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، ولادت، نیمه شعبان، ظهور، منجی، آرزو،
سه شنبه 27 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
در روایتی آمده است: روزی ابن عباس خدمت حضرت مولا امیرالمؤمنین(ع) عرض می کند: یا امیرالمؤمنین مگر ذوالفقارت کُند شده یا اینکه بازویت خسته شده است، چرا در کنج خانه نشسته ای؟ حقّت را گرفته اند و دست به هیچ اقدامی نمی زنی؟

امام مهدی(ع) چرا غایب است و علّت و جهتش چیست؟ پاسخ این مسئله بسیار مشکل است زیرا که مسئله ای عقلی نیست تا با براهین عقلی پاسخ داده شود و نیز عرفی هم نیست تا عرف و عقلا آن را درک کنند، بلکه این موضوع تعبّدی است و باید پاسخ آن از منابع وحی؛ رسول خدا و اهل بیت طاهرینش(ع) اخذ شود. وقتی که به اخبار آل محمد(ع) مراجعه می کنیم می بینیم که اختلاف نظر بسیار در این باره وجود دارد. حال شماری از روایت ها را بررسی می کنیم تا ببینیم کدام دیدگاه مناسب است تا بدان روی آورد.

روایت ها دلیل غیبت را شش دسته دانسته اند:

1. خوف و ترس

شماری از اخبار دلالت دارد که خوف و ترس باعث غیبت مهدی(ع) است که از این جمله است:

حضرت امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا فرمود، آن شخص [امام مهدی(ع)] باید غایب شود. شخصی سؤال کرد برای چه یا رسول الله؟ فرمود: خوف قتل وی در میان است.

روایت های زیادی بدین معنا وارد شده است.

چرا امامان دیگر نمی ترسیدند؟

رسول خدا(ص) در این خصوص می فرماید:

حضرت مهدی از ذریّة من خواهد آمد، تمامی جبّاران و ستم گران و شاهان عالم را خواهد کشت و فقط یک قدرت حکم فرما خواهد بود.

خلفا و سلاطین هم می خواستند او را از بین ببرند، لذا بیشتر از ترس اینکه این امامان مبادا مهدی(ع) باشند آنان را اذیت یا شهید می کردند.

منصور دوانیقی ـ خلیفة عباسی ـ حضرت صادق(ع) را چندین مرتبه آزار داد، ولی روزی آن حضرت را احضار کرد و بعد از آنکه صحبت هایشان تمام شد گفت: یا اباعبدالله، یک سؤال از تو می پرسم، راستش را به من بگو. امام صادق(ع) فرمود: من به هیچ کس دروغ نگفته و نمی گویم چه رسد به تو. پرسید آیا مهدی موعود تو هستی؟ فرمودند: نه. سؤال کرد: پس کیست؟ جواب داد: ششمین از فرزندان من خواهد بود. باز پرسید: آیا در زمان من می آید؟ گفت: نه. دوباره سؤال کرد: آیا در زمان فرزند من خواهد آمد؟ فرمود: نه. سپس حضرت را آزاد کرد.

از این حدیث آشکار می شود که حاکمان می ترسیدند مبادا امام معاصرشان حضرت مهدی(ع) باشد، و بر اساس ترس دشمنان را قلع و قمع می کردند. البته چنان در خبرها به طور پیوسته نهمین فرزند امام حسین(ع) امام موعود معرفی شد و نشانه های آن حضرت مشخص شد که امام موعود در وجود یک نفر تجلی پیدا کرد.

لذا هر خلیفه و پادشاه در کمین بود تا او را بکشد. بنابراین بر امام مهدی(ع) لازم و واجب بود که به خاطر وجوب حفظ نفس، آن هم نفس شریفی که جهان به وجودش بستگی دارد، غایب باشد. در اخبار بسیاری رسیده که:

اگر حجّت خدا بر روی زمین نباشد زمین اهلش را فرو می برد.

پس ترس حضرت مهدی(ع) به خاطر جان خودش نیست، بلکه تقیة امام(ع) برای حفظ مصلحت کل عالم است. به همین دلیل ذکر نام آن حضرت از جانب شرع مطّهر ممنوع شده است. پس غایب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرینش ضروری ترین واجب است.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : غیبت، مردم زمان غیبت حضرت مهدی، امام، روایت، خدا، امام مهدی (عج)، صلب،
جمعه 23 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
حدیث
كمال الدین : حدّثنا علیّ بن أحمد بن موسى الدَّقّاق ، قالَ : حدَّثَنا محمّد بن هارون الصّوفی ، قال : حدَّثَنا أبو تُراب عبداللَّه بن موسى الرویانی ، قال : حدّثنا عبدالعظیم بن عبداللَّه بن علیّ بن الحسن بن زید بن الحسن بن علیّ بن أبى طالب علیهم السلام ، قالَ :

دَخَلتُ عَلى‌ سَیِّدى مُحَمَّدِ بنِ عَلِیِّ بنِ موسى‌ بنِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبى طالِبٍ علیهم السلام وأنا اُریدُ أن أسأَلَهُ عَنِ القائِمِ، أهُوَ المَهدِیُّ أو غَیرُهُ ؟ فَابتَدَأَنى فَقالَ لى : ... أَفضَلُ أعمالِ شیعَتِنا انتِظارُ الفَرَجِ.ٍّ [۱]

ترجمه
حضرت عبد العظیم علیه السلام : خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم و قصد داشتم كه از ایشان در باره «قائم» بپرسم كه آیا او مهدى است یا دیگرى ؟ قبل از این كه موضوع سؤال را مطرح كنم ، ایشان خود آغاز به سخن نمود و فرمود : «... بهترین اعمال شیعیان ما، انتظار فَرَج است» .

حدیث
الكافى : عن الحسین بن علیّ العلوى ، عن سهل بن جمهور ، عن عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى ، عن الحسن بن الحسین العرنى ، عن علیّ بن هاشم ، عن أبیه ، عن أبى جعفر علیه السلام ، قال :

ما ضَرَّ مَن ماتَ مُنتَظِراً لِأَمرِنا ألّا یَموتَ فى وَسَطِ فُسطاطِ المَهدِىِّ وعَسكَرِهِ! [۲]

ترجمه
حضرت عبد العظیم علیه السلام - به سند خود - : امام باقر علیه السلام فرمود : «كسى كه در انتظار فرا رسیدن دوران ما بمیرد ، نمردن در خیمه‌ هاى مهدى علیه السلام و لشكرگاه او برایش زیانبار نیست» .

شرح‌
احادیث فراوانى در باره اهمّیت و ارزش «انتظار فَرَج» از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است، از جمله این دو حدیث كه حضرت عبد العظیم علیه السلام در سلسله سند آنها قرار دارد. بر اساس حدیث اوّل، فضیلت انتظار فَرَج، برابر است با فضیلت همراهى با امام عصر علیه السلام هنگام قیام ایشان براى تشكیل حكومت جهانى اسلام، و طبق حدیث دوم، در عصر غیبت، هیچ عملى به اندازه انتظار فَرَج، ارزش ندارد.

با ملاحظه این احادیث، این پرسش پیش مى‌آید كه: انتظار فَرَج، یعنى چه؟ و كدام منتظر ، این همه فضیلت دارد؟

آنچه در زندگى بسیارى از كسانى كه خود را «منتظر» تصوّر مى‌كنند دیده مى‌شود، این است كه انتظار دارند امام زمان ظهور كند و با اعجاز الهى، متكبّران را از بین ببرد و رفاه، آسایش و عدالت را در جهان بگسترد و بعد به آنها بگوید: «بفرمایید! سفره آماده است!»، همان طور كه بنى اسرائیل به موسى علیه السلام گفتند: ( تو و خدایت بروید و با دشمنان بجنگید . ما این جا نشسته‌ایم ).[۳]


ادامه مطلب


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : عبد العظیم الحسنی، امام باقر(ع)، انتظار فَرَج، راستى و عدالت، انقلاب مهدوى،
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
ابو الحسین بن ابی البغل کاتب می گوید: از طرف «ابی منصور بن صالحان» مسئول انجام کاری شدم. امّا در طی انجام مسئولیت قصوری از من سرزد، آنچنان که او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متواری و مخفی شدم و او در جستجوی من بود.

در یکی از شبهای جمعه به طرف مقابر قریش- مرقد امام کاظم علیه السّلام و امام جواد علیه السّلام- برای عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانی و طوفانی بود. به خادم حرم مطهر که «ابا جعفر» نام داشت گفتم: درهای حرم مطهر را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم.

زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممکن است کسی قصد سوئی نسبت به من داشته باشد.

او نیز قبول کرد و درها را بست.

نیمه شب، درحالی که باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ کس در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم که ناگاه صدای پایی از طرف قبر شریف امام موسی بن جعفر علیه السّلام به گوشم رسید.


مردی را دیدم که مشغول زیارت حضرت امام کاظم علیه السّلام است. او ابتدا بر حضرت آدم علیه السّلام و انبیاء عظام علیهم السّلام درود فرستاد، آنگاه یک یک ائمّه معصومین علیهم السّلام را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجّت بن الحسن علیه السّلام رسید اما نام ایشان را ذکر نکرد.

من تعجّب کردم و با خود گفتم: شاید نام حضرت را فراموش کرد، یا امام علیه السّلام را نمی شناسد، و یا اصلا به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگری دارد.

وقتی زیارتش به پایان رسید دو رکعت نماز خواند و متوجّه قبر مطهّر امام جواد علیه السّلام شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو رکعت نماز خواند.

من ترسیدم، زیرا او را نمی شناختم، او جوانی بود در هیئت مردی کامل و پیراهنی سفید بر تن و عمامه ای بر سر داشت که انتهای آن را از زیر گلو گذرانده بود، همچنین شالی به کمر بسته و عبایی بر دوش انداخته بود. پس از نماز به من فرمود:


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان (عج)، دعای فرج، صالحان، سجده،
چهارشنبه 14 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
تورق در کتب پیشینیان و بررسی پیش‎گویی‎ هایی موجود در کتاب مقدس، این مهم را نشان می‎دهد که دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشریت، عنوان شده‎است و با مضامین و عبارات مختلف، به پیش‎گویی در مورد آن‎ها پرداخته‎شده‎است. یکی از این دو واقعه بعثت پیامبر آخرالزمان و دیگری ظهور منجی آخرالزمان و رسیدن تاریخ بشر به مدینه فاضله الهی است. پیش‎گویی این دو واقعه ما را برآن داشت تا پس از بررسی‎های در میان روایات دینی شباهت ‎های عجیب و فراوانی ویژگی ‎های بعثت و ظهور از لحاظ بستر اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بیابیم. این نوشتار کوتاه در نظر دارد به صورت اجمالی به بررسی برخی از این شباهت‎ها و تفاوت‎ها بپردازد.

شباهت

شاید بتوان وجود جاهلیت در عرصه اجتماعی را اولین و مهم‎ترین شباهت میان عصر بعثت و عصر منتهی به ظهور دانست. یعنی پیش از ظهور مانند عصر بعثت جاهلیتی عمیق اما این بار مدرن سراسر جهان را فراخواهد گرفت و تنها منجی الهی می‎تواند به آن پایان دهد.

شباهبت دیگر، بحث غربت اسلام است؛ چنانکه در حدیثی پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اسلام آغازش با غربت بود و باز غریب خواهد شد و خوش به حال کسانی که غریب اند.»(۱)

در تفسیر این حدیث که باز اسلام به غربت باز خواهد گشت، گفته می‎شود این ناظر به دوران قبل از ظهور و در آستانه ظهور است، یعنی همان‎طور که در فضای غریبانه و شرک آلود عربستان، پیامبر (ص) برانگیخته شده و اسلام را با سختی‎های بسیار توسعه و ترویج دادند، اسلام دوباره به دلیل انحرافات و اینکه امت به بیانات قرآن و سنت عمل نمی‎کنند، غریب و ضعیف می‎شود و در عصر آمدن امام عصر (عج)، اسلام در یک ضعف و غربت قرار می‎گیرد. بایدگفت منظور از غربت این است که کسانی که تبلیغ اسلام راستین را می‎کنند در اقلیت قرار می‎گیرند و علی‎رغم تلاش‎های فراوان غریب هستند، همانطور که در دوران کنونی کسانی که خود را خادم حرمین شریفین می‎دانند سررشته تمام خونریزی‎ها در منطقه و حتی جهان هستند.

بعثت و ظهور را باید دو انقلاب بزرگ اسلامی  دانست که برای احیاگری توحید به وقوع پیوسته و می پیوندد. بنابراین باید گفت پیامبر فردی از بین مردم بود که جامعه خود محور را خدامحور کرد که این موضوع در زمان ظهور امام زمان (عج) محقق می‌شود.

هدف بعثت رسول خدا (ص) این بود که فکر و اندیشه مردم، قرآنی شود و در حقیقت زیبایی ظهور این است که مردم بر اساس قرآن می‌اندیشند یعنی یقین پیدا می‌کنند عزت به دست خداست.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، بعثت، ظهور، پیامبر اکرم (ص)، روایات اسلامی، آخرالزمان،
چهارشنبه 7 فروردین 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
مرحوم میرزای قمی، صاحب قوانین، در خاطرات خود آورده است: با علامه سید مهدی بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهانی می رفتیم و با او درسها را مباحثه می کردیم و غالباً من درسها را برای سید بحرالعلوم تقریر می نمودم، تا اینکه من به ایران آمدم. پس از مدتی، سید بحرالعلوم بین علما و دانشمندان شیعه، به عظمت معنوی و بهره مندی از علوم سرشار معروف شد. من تعجب کردم و با خود گفتم او که این استعداد را نداشت، پس چطور به این مرتبه رسید؟! بالاخره توفیق زیارت عتبات عالیات نصیبم شد و در نجف اشرف سید بحرالعلوم را ملاقات کردم. در طی جلسه مسئله ای عنوان شد و دیدم جدّاً او دریای مواج علم است و باید حقیقتاً او را بحرالعلوم نامید. روزی در خلوت از او سؤال کردم: آقا! ما که با هم بودیم و آن وقتها شما این مرتبه از استعداد و علم را نداشتید؛ بلکه از من در درسها استفاده می کردید و حالا بحمدالله می بینم در علم و دانش فوق العاده اید!

فرمود: میرزاابوالقاسم! جواب سؤال شما، از اسرار است! ولی به تو می گویم، اما از تو تقاضا دارم تا من زنده ام این موضوع را به کسی نگویی. من قبول کردم و ایشان اوّل با اشاره گفت: چگونه این طور نباشد و حال آنکه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مرا شبی در مسجد سهله به سینه خود چسبانید. گفتم: چگونه به محضر آن حضرت رسیدید؟!

سید بحر العلوم فرمود: شبی به مسجد سهله رفته بودم. دیدم آقایم، حضرت ولی عصر علیه السلام مشغول عبادت است. ایستادم و سلام کردم. امام سلام مرا پاسخ داد و فرمود: «مهدی بیا!» من مقداری جلو رفتم؛ ولی ادب را رعایت کرده، زیاد جلو نرفتم. فرمود: جلوتر بیا!

پس چند قدمی دیگر نزدیک تر رفتم. باز هم فرمودند: جلوتر بیا! من نزد حضرت رفتم، تا آنجایی که دست آن جناب به من و دست من به آن حضرت می رسید. آنگاه آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مبارکش چسبانید. در اینجا آنچه خدا خواست به این قلب و سینه سرازیر شود، سرازیر شد.[1]

پی نوشت ها:
[1] نجم الثاقب، ص 612.
منبع : پاک نیا، عبدالکریم؛ امام زمان (ع) سرچشمه نشاط جهان، ص: 77.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : علامه بحرالعلوم (ره)، میرزای قمی(ره)، امام زمان (عج)،
چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
مسأله مهدویت و اعتقاد به منجی از موضوعات مطرح در میان همه ملت‌ها و مکتب‌های الهی و مادی است و در اسلام تمام فرقه‌ها و مذاهب اسلامی در انتظار یک مصلح جهانی از دودمان رسول خدا(ص) به سر می‌‌برند و به عنوان یک اعتقاد عمومی امت اسلامی مورد توجه بوده است، هر چند که اهل سنت آن را به عنوان یک مسأله فرعی مسلم پذیرفتند، اما شیعیان با اتصال به معارف الهی نورانی اهل بیت(ع) و ارائه صفات و ویژگی‌ها و فلسفه و اهداف روشن در اعتقاد به مهدویت، چشمه امید به آینده را در دل ستمدیگان و ملت‌ های محروم باز کرده است، یکی از سؤالاتی که در حوزه مهدویت مطرح می‌شود این است که چگونه روز جمعه متعلق به حضرت ولی‌ عصر(عج) هست؟ آیا ظهور حضرت در روز جمعه است یا روز نوروز؟ این مطلب با روایات عدم جواز تعیین زمان ظهور منافات ندارد؟ حجت‌الاسلام مبارک ربانی از کارشناسان مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در این رابطه می‌نویسد:

1- در روایت داریم که فرشتگان، هر جمعه در بیت‌المعمور (خانه‌ای در آسمان) جمع مى‌شوند و عهد و ولایت امامان را تجدید مى‌کنند، روز جمعه روزى است که خداوند بر ولایت آنان از جهانیان پیمان گرفته است و نیز در برخی، از نوروز به عنوان روز آغاز قیام یاد شده است(1) و جالب اینکه یکی از القاب زیبا و نورانی امام زمان(عج) بهار و نوروز است. چنانچه در برخی روایات و ادعیه به آن اشاره شده است: «السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَیَّام»(2)؛ یعنی سلام بر بهار انسانیت و سر سبزی روزها.(فصل شکفتن و شکوفه‌ها).

روز جمعه از جهات مختلفى اختصاص به امام زمان(عج) دارد، ولادت با سعادت حضرت، انتقال مقام امامت به او، مختص شدن لقب قائم به وى در روز جمعه بوده و نیز بر اساس برخی روایات ظهور و فرج او و پیروانش در روز نوروز و جمعه خواهد بود.(3)

2- پس از وفات جناب ابوالحسن علی بن محمد سمری، چهارمین نائب خاص امام زمان(عج) دوره غیبت کبری آغاز شد و تا کنون ادامه دارد، ظهور و قیام امام(عج) در پایان این دوره و به فرمان خدای متعال خواهد بود، پیشوایان معصوم ما در روایات بسیار تصریح فرموده‌اند که نمی‌توان وقت خاصی را برای ظهور تعیین کرد و فقط خدا به آن آگاه است، ناگهان و به فرمان خدا واقع خواهد شد و هر کس تعیین وقت کند دروغگو است.

«فضیل» از امام باقر(ع) پرسید: آیا برای این امر وقتی تعیین می‌شود؟ امام سه بار فرمود: «کذب الوقاتون»؛ تعیین کنندگان وقت دروغگویند.(4)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، نوروز، ظهور، منجی، منادی آسمانی،
جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
ملا علی رشتی می گوید:

از زیارت کربلای معلی باز می گشتم، سوار قایقی شدم که عده ای از اهل حله نیز بر آن سوار بودند، آنها مشغول شوخی و خنده بوده وجوانی را استهزاء کردند و مذهبش را مسخره می گرفتند، اماجوان با سکینه و وقار، به آنان اعتنائی نمی کرد، آنچه جای تعجب بود آنکه با این همه، هنگام صرف غذا با آنان همراه شد و بر سفره ایشان نشست، منتظر فرصتی بودم تا از حقیقت امر جویا شوم.

قایق در بین راه به جائی رسید که آب رودخانه کم شده بود، بالاجبار همه پیاده شدیم و در کنار رودخانه به راه افتادیم، فرصت را مناسب دیدم خود را به جوان رسانده و علت مسخره کردن آن ها را جویا شدم.

جوان گفت: اینها همه از اقوام من هستند که از اهل سنت اند، پدرم نیز سنی بود اما مادری داشتم شیعه و محب خاندان عصمت علیهم السلام و خود در حله سکونت دارم و شغلم روغن فروشی است و جریان من از آنجا شروع می شود که سالی برای خرید روغن به همراه قافله ای به اطراف مسافرت کردیم بعد ازانجام کار در مسیر بازگشت قافله برای استراحت در بیابانی موقتاً توقف کرد تا قدری خستگی راه را بگیریم و دوباره به راه ادامه دهیم، در این حین خواب مرا ربود و چون بیدار شدم نه قافله ای دیدم و نه نشانی از او.

تا چشم کار می کرد بیابان بود و سوز و گرما، راه را بلد نبودم ومنطقه را نمی شناختم، ترس سراپای مرا به لرزه درآورد اماماندن را صلاح ندیدم، شب در پیش بود و گرسنگی و عطش.

روغنها را بار زدم و به راه افتادم، یکه و تنها بیابان را طی کردم اما گویا هر چه می روم دورتر می شوم و هر چه می جویم بیشترگم می کنم، سختی و گرما، تشنگی و ترس از مرگ از چهار سونهیبم می زدند، مضطر شدم با خود گفتم به بزرگان دینم متوسل شوم و از آنها کمک بگیرم و چون سنی بودم اولی را صدا زدم والتماسش کردم اما خبری نشد، به دومی متوسل شدم از او هم کاری ساخته نگشت و یکی یکی اما هیچ. ناگهان چیزی به یادم آمد، آن قدیمها مادرم می گفت: ما یک امام داریم که هر کس او را صدا کند جوابش را می دهد و هر که از او یاری بطلبد یاری اش می کند بی پناهان را پناه است وضعیفان را دستگیر و اوست هادی هر گمشده.

اما او را نمی شناختم ولی آنگونه که مادرم او را می ستود و از رأفتش می گفت روزنی از امید در دلم گشوده شد، با خدای خود عهد کردم که اگر مرا جواب داد شیعه خواهم شد، و برقدمهای کرمش گونه خواهم سود، و بر درگاه لطفش تا ابدخواهم بود.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : دیدار با امام زمان، جوان سنی، ابا صالح المهدی، ملا علی رشتی،
ابو الرجا مصری که یکی از نیکوکاران بود، می گوید:

پس از رحلت امام حسن عسکری علیه السّلام برای جستجوی امام زمان علیه السّلام حرکت کردم، سه سال گذشت، با خودم گفتم: اگر چیزی بود بعد از گذشت سه سال آشکار می شد.

در این هنگام، صدایی را شنیدم که صاحب صدا را نمی دیدم، او گفت: ای نصر بن عبد ربّه! به اهل مصر بگو: آیا شما پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را دیده اید که به او ایمان آورده اید؟

ابو الرجا گوید: من تا آن زمان نمی دانستم که نام پدرم عبد ربّه است، چون من مدائن متولد شدم، و پدرم را از دست دادم، ابو عبد اللّه نوفلی مرا با خود به مصر آورد و در آنجا پرورش یافتم، چون آن صدا را شنیدم، مطلب را دریافتم، و دیگر به راه خود ادامه ندادم، و مراجعت نمودم.[1]

پی نوشت:
[1] خرایج، ج 2، ص 698 و 699، فى اعلام الامام صاحب الزمان علیه السّلام؛ بحار الانوار، ج 51، ص 295.
منبع : داستانهایی از امام زمان(علیه السلام)، ص: 63 .




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان علیه السّلام، دیدار، مدائن، امام حسن عسکری علیه السّلام، ایمان،

( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: