صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نهم ربیع الاول هر سال هجری قمری، مصادف با آغاز امامت خورشید درخشانِ جهانِ بشریّت و مرواریدِ فروزانِ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام احیاگر معالمِ دین و نابود کننده ی ظلم و ستم و شوکتِ تجاوزکاران و برقرار کننده ی حکومت عدل در سرتاسر جهان و بزرگ منادی توحید و عدالت و وارث راستین پیـامبر اعـظم صلی الله علیه و آله و ائمـه معصـومین علیهم السلام حضرت حجت بن الحسن العسکری، مهدی موعود علیه السلام است.

ضمن عرض تبریک به مناسبت این حادثه مهم و تاریخی، توجه خوانندگان عزیز را به نوشتاری کوتاه در باره ایشان، ویژگی های دوران غیبت، یاران آن حضرت و پدیده انقلاب اسلامی جلب می کنم:

۱ـ میلاد نور

حضرت مهدی علیه السلام در نیمه ی ماه مبارک شعبان سال ۲۵۵ هـ. ق چشم به جهان گشودند.[1] پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و مادر گرامی آن حضرت، خانم نرجس[نرگس] خاتون می باشد.

در شب ولادت آن بزرگوار، عمه امام عسکری علیه السلام جناب بانو حکیمه خاتون به دستور ایشان در منزل ماند. امام علیه السلام به حکیمه خاتون فرمودند: «امشب منتظر تولد فرزندی هستم از نرجس». حکیمه با تعجب پرسید، چطور ممکن است؟!(زیرا اثری از حمل در او ندیده بود). امام علیه السلام فرمود: «او بسان مادر موسی است که هیچ کس نمی دانست باردار است، زیرا فرعون شکم زنان حامله را پاره می کرد».


طبق نقل حکیمه، خداوند در آن شب فرزندی به امام عسکری علیه السلام عنایت کرد و چنین اراده فرموده بود که دشمنان، هرگز قدرت دسترسی به او را پیدا نکنند و چنین اراده کرده بود که او «وارث مستضعفان» در روی کره ی زمین بشود: «و نُرید أن نمنّ علی الذین استُضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین».[2]

طبق حکمت الهی در فاصله ی کوتاه سال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هـجری، ایشان به طور مخفی زندگی می کردند و در خدمت پدر بزرگوارشان آماده ی احراز مقام امامت و رهبری مسلمانان و بر عهده گرفتن مسئولیت سنگین آنان بودند.

با شهادت امام عسکری علیه السلام در سال ۲۶۰ هجری، دوران غیبت آغاز و مدت ۷۵ سال(غیبت صغری) حضرت مهدی علیه السلام در پنهانی زندگی می کردند و مردم بدان صورت که بتوانند حضوری خدمت ایشان مشرف و مشکلات خودشان را در میان بگذارند، امکان نداشت ولی دائماً از انوار و برکات مقدس او بهره مند می شدند. دسترسی مردم به واسطه نائبان خاص او از سال ۲۵۵ تا ۳۳۰ هـ. ق صورت می گرفت.

۲ـ راز غیبت

فلسفه و راز حقیقی غیبت برای عموم مردم بیان نشده است و به غیر از اولیاء خاص الهی[پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام] از آن اطلاع ندارند؛ ولی به طور کلی از میان ادله ی عقلی و نقلی می توان فوایدی را برای آن به دست آورد:


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، نهم ربیع الأول، انتظار فرج، آغاز امامت ضرت مهدی(عج)، غیبت، بیعت، آخر الزمان،
چهارشنبه 15 آبان 1398 :: نویسنده : بهانه بودن
مردی از اهل قم گفت: روزی در مجلس احمد بن عبد الله بن خاقان که از طرف خلفاء والی اوقاف و صدقات در قم بود و نهایت عداوت نسبت به اهل بیت رسالت داشت، حاضر بودم، در مجلس او از سادات علوی که در سرّمن رأی بودند، صحبت به میان آمد.

احمد بن عبد الله گفت من در سرّمن رأی از سادات علوی کسی را ندیدم در علم، زهد، ورع، وقار، مهابت، عفت و حیا شرف و قدر و منزلت در نزد خلفاء و اوامر مانند حسن بن علی عسکری(ع) باشد و سادات و سایر بنی هاشم او را مقدم می داشتند و همه بزرگ و کوچک تعظیم او می نمودند و همچنین وزراء و امراء و سایر فرماندهان سپاه و اصناف خلق در اعزار و اکرام او کوتاهی نمی کردند.

من روزی در کنار پدرم روز دیوان ایستاده بودم که ناگاه دربانان و خدمتکاران دویدند به پدرم گفتند: ابن الرضا (ع) جلو در خانه ایستاده است، پدرم با صدای بلند گفت به او اجازه دهید و به مجلس درآورید، ناگاه دیدم جوانی گندم گون و گشاده چشم و خوش قامت و نیکو روی و خوش قیافه وارد شد و من در او مهابت و جلالتی مشاهده کردم، چون نظر پدرم بر او افتاد از جای برخاست و به استقبال او شتافت و من هرگز از پدرم ندیده بودم چنین کاری نسبت به کسی از بنی هاشم یا امراء و فرزندان آنان، بکند و چون به نزدیک او رسید دست در گردن او انداخت و دستهای او را بوسید و دست او را گرفت در جای خود نشاند و با ادب در خدمت او نشست و با او سخن می گفت و از روی تعظیم او را به کینه خطاب می نمود و جان خود و پدر و مادرش را فدای او می کرد. من از مشاهده این وضع تعجب می کردم، ناگاه دربانان آمدن موفق خلیفه را خبر دادند و قاعده چنان بود که هرگاه خلیفه به نزد پدرم می آمد اول گارد مخصوص او می آمدند و از نزدیک پدرم تا در دربار خلیفه دو صف می ایستادند تا آنکه خلیفه می آمد و بیرون می رفت باوجوداین که پدرم خبر آمدن خلیفه را شنید، ولی باز روی به او داشت و با او سخن می گفت تا آنکه غلامان مخصوص خلیفه پیدا شدند، پس گفت: فدای تو شوم اکنون اگر خواهی برخیز، غلامان خود را امر کرد که او را از پشت صف مردم ببرید که نظر مأمورین خلیفه بر آن حضرت نیفتد، باز پدرم برخاست او را تعظیم کرد و میان پیشانیش را بوسید و او را روانه کرد و سپس خلیفه رفت.

من از دربانان و غلامان پدرم پرسیدم که این مرد چه کسی بود که پدرم اینقدر به او احترام واکرام نمود؟

گفتند: او مردی است از بزرگان عرب که حسن بن علی نام دارد و ابن الرضا معروف است.

تعجب من زیاد گردید و در تمام آن روز در فکر و تحیر بودم، چون شب پدرم طبق عادتی که داشت بعد از نماز مغرب و عشا نشست و مشغول دیدن کاغذها و عرایض مردم شد که روز به اطلاع خلیفه برساند، من نزد او نشستم. پدرم از من پرسید که کاری داری؟گفتم: بلی اگر اجازه فرمائی سئوال کنم چون اجازه داد، گفتم ای پدر آن چه کسی بود که امروز تو در تعظیم و اکرام او مبالغه نمودی و جان خود و پدر و مادر خویش را فدای او کردی؟

گفت: پسرم، این امام رافضیان است. کمی ساکت شد و گفت: ای فرزند اگر خلافت از بنی عباس بدر رود، کسی از بنی هاشم بغیر از آن مرد شایسته آن نیست زیرا که اوبه جهت اتصافش به زهد و عبادت و فضل و علم و کمال و عفت نفس و شرافت نسب و علو حسب و سایر اوصاف پسندیده، سزاوار خلافت است. اگر پدر او را می دیدی او نیز در نهایت شرافت و جلالت و فضیلت و علم و فضل و کمال بود، احمد بن عبید الله می گوید: پس از شنیدن این سخنان پدرم، خشم من زیاد گردید و تفکر و تحیر من افزون شد، بعد از آن پیوسته از مردم حال او را تفحص می کردم و از وزرا و کتّاب و سادات و علویان و سایر مردم به غیر از تعریف و توصیف نشنیدم و همه او را به خاطر فضل و جلالت و علم و بزرگواریش بر بنی هاشم مقدم می داشتند و می گفتند: او امام رافضیان است. این بود قدر و منزلت او در نظر من عظیم شد و بلندی مقام او را دانستم زیرا که او دوست و دشمن به غیر از نیکی و بزرگی او چیزی نشنیدم.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : شهادت امام حسن عسکری علیه ‌السلام، امام زمان (عج)،

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: