صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 26 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
تعمّقی در ادعیة مربوط به امام عصر(ع)

اللَّهُمَّ کَمَا جَعَلْتَ قَلْبِی بِذِکْرِهِ مَعْمُورا فَاجْعَلْ سِلاحِی بِنُصْرَتِهِ مَشْهُورا:

(فرازی از دعای نماز سرداب امام عصر(ع)، مفاتیح الجنان)

بارالها، همان سان که دلم را به یاد مولایم آبادان ساختی، پس سلاحم را نیز برای یاریش از نیام برون آر.

نکته ها:

1. دل و قلب را عمارت و حیاتی است که بدون آن، ویرانه و مرده است.

2. حیات دل و قلب، با (معرفت، محبت و) ذکر و یاد امام عصر(ع) است. (بذکره)

3. این نعمت و موهبت بزرگی، تحفه ای ارزنده و توفیقی ارجمند است که حضرت حق عطا می کند و بدون لطف او، کسی را یارای رسیدن بدین مقصد عظیم، نیست. (جَعَلْتَ)

4. عشق و انتظار، حیات طیّبة انسانی و زندگی راستین آدمی است، و مکتب امامت و ولایت، مکتب زنده دلان و انسان های واقعی و بلند مرتبت است. راه زنده کردن دل، یاد و عشق و انتظار مولا صاحب الزمان است؛ دل را به او ده تا زنده شوی؛ محبت و یاد او «آب حیات» واقعی است. (معموراً)

5. عرفان و محبت و معنویت، بدون صلابت، مبارزه و شمشیر و قیام نیست؛ ظلم ستیزی و ظالم کوبی، ثمرة درخت ولایت است (حرف «فاء» در «فَاجْعَل»)

6. انسان منتظر، دستی به دعا و قرآن و عرفان دارد، و دستی به تیغ و سلاح مبارزه؛ هم آه دارد، هم آهن؛ هم بصیرت دارد، هم وسیلت؛ و بصیرتش را بر سلاحش حمل می کند.(کما)

7. اسلحه و شمشیر آن گاه ارزشمند است که در راه حق، برای دفاع از دین او و در جهت یاری ولّی خدا باشد. (بنصرته)

منبع : مجله موعود خرداد 1384، شماره 53.




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : امام عصر(ع)، دعا، انتظار، عشق، ولی خدا، قیام،
رهبر فرزانة انقلاب، امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد حضرت زهرای مرضیه (ع) می فرمایند: «دخت گرامی رسول اکرم(ص) معمای ناشناختة ذهن و معارف بشری است. » همچنین دربارة این وجود مقدس و سراپا نور روایت است: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخلْقَ فطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[1] همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد؛ چراکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. »؛ اگرچه زبان لال، ذهن کور و معرفت ناچیز از فهم این معناست و نوشتن دربارة ایشان، بسیار دشوار است.

با توسل به کلام نورانی اهل بیت (ع) فقط چند مورد از مواردی را که ثابت می کند حضرت زهرا (ع) معمای ناشناختة ذهن و فکر بشر است، به اختصار شرح داده می شود:

1- «عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ فی (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ): اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[2] امام صادق(ع) می فرمایند: منظور از «لیله» در سورة قدر، فاطمه و منظور از قدر، الله است، پس هر کسی فاطمه را شناخت، آن گونه که سزاوار شناختن است، به درستی که شب قدر را درک کرده است و غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. »

وقتی حضرت زهرا (ع) شب قدر است و شب قدر بهتر از هزار ماه، چه کسی می تواند این معما را حل کند که آن حضرت کیست؟

2- در «صحیح بخاری» آمده است که رسول خدا(ص) می فرمایند: «فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَنِی؛[3] فاطمه پارة تن من است؛ هر کسی او را غضبناک کند، مرا خشمگین کرده است.»

جالب است بدانیم که این حدیث شریف در میان بزرگان اهل سنت معتبر است و حتی نقّاد متعصبی همچون «ذهبی » نیز نتوانسته است آن را نپذیرد و همگان این حدیث را از طرف نبی مکرم اسلام(ص) قطعی الصدور می دانند. پیامبری که طبق نص صریح قرآن: (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحی)[4]؛ «و هیچ گاه از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ بلکه تنها آیات و کلماتی را بیان می کند که به او وحی شده است.»

بر اساس آیة (إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُون اللَّه وَ رَسُولَهُ لَعَنهَمُ اللَّهُ فی الدُّنْیا وَ الاَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَمْ عَذَابًا مُّهِیناً)[5]؛ «آنها که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می سازد، و برای آنان عذاب خوارکننده ای آماده کرده است. » اذیت و آزار به پیامبر(ص) ظلم به خداوند و مستوجب لعن است و آزاردهنده به عذاب خوارکننده ای وعید داده شده است.

انسانی که به مرتبه ای می رسد که به خشم درآوردن او همانند به غضب درآوردن رسول خدا(ص) است، کیست و دارای چه مقامی است؟ با این معنا، او همان معمای ناشناختة ذهن و فکر بشری نیست؟


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زهرا (ع)، شهادت، دخت حضرت رسول(ص)، پارة تن، معمای ناشناختة،
سه شنبه 16 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
چند ساعت بعد مأمورانِ رشیق به فرمان او آماده ی حرکت شدند. آن ها که سوارانی تیز پا و مجهز بودند ، به خانه ی امام حسن عسکری (علیه السلام) رسیدند . به دستور رشیق دور تا دور خانه محاصره شد. جمعی از آن ها بر بامِ خانه ی همسایه ها رفتند . تعداد زیادی هم در کوچه ها ایستادند . رشیق و چند جنگ جوی قوی وارد حیاط شدند . سپس از پله های سردابِ خانه ی امام پایین رفتند . نزدیکِ درِ سرداب ، ناگهان میخ کوب شدند .

صدای زیبایِ تلاوتِ قرآن به گوش می رسید. آن ها خوب گوش کردند . صدای زیبایِ تلاوتِ قرآن به گوش می رسید. آن ها خوب گوش کردند . صدای کودکانه ی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) بود . خودشان را به دیوارِ سرداب چسباندند . رشیق دست به قبضه ی شمشیرش برد و به یکی از مأمورها آهسته گفت : بگویید مأمورهای بیشتری به حیاط بیایند!سپس در را آهسته باز کرد . صدا خاموش شد . رشیق منتظر ماند . دقایقی بعد ، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) از سرداب بیرون آمد و بی اعتنا به آن ها ، از پله ها بالا رفت .

مأمورها هاج و واج نگاهش کردند ، اما هیچ کدام شان حرکت نکردند . امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشّریف) به آرامی از میان آن ها گذشت و از خانه خارج شد . یکی از جنگجوها که کنارِ دستِ رشیق بود ، در حالی که می لرزید به رفتنِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) اشاره کرد و به اوگفت : او … .

رشیق وسطِ حرفش پرید و گفت: حالا وقتش است . با یک حمله ی سریع به درونِ سرداب وارد شوید و دستگیرش کنید! جنگجوها با تعجب به هم نگریستند ، بعد به رشیق گفتند : عجیب است فرمانده؟! او با حیرت پرسید: چه چیزی؟!

- مگر او را ندیدی؟

رشیق با تعجب پرسید: مهدی … کو … کجاست؟! آن ها گفتند: از جلو ما رد شد . رشیق خشمگین شد . دندان هایش را بر هم سایید:

-چی ؟! پس چرا دستگیرش نکردید . مگر خشکتان زده بود؟! یکی از جنگ جوها که ترسیده بود ، گفت : ما فکر کردیم شما هم او را دیده اید و الان قصد حمله ندارید و گرنه …! رشیق سرشان داد کشید . آن ها از پله ها بالا دویدند . رشیق لرزید و با خشم شمشیرش را از غلاف بیرون کشید و فریاد زد: برویدبیرون . آن کودک از چشم ها پنهان شده . عجله کنید! مأمورها مثل مور و ملخ از درِ خانه ی امام حسن عسکری (علیه السلام) بیرون زدند . از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشّریف) خبری نبود . او از چشم های مأموران پنهان شده بود .

نویسنده: مجید ملاّ محمّدی

پی نوشت :
* یکی از خلیفه های عباسی در دورانِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) .
** پیش کارِ اصلی خلیفه.
منبع:کتاب ، آفتاب خانه ی ما.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، فرمانده، سرداب، امام حسن عسکری(ع)، قرآن، غیبت،
برداشتهایی که از انتظار فرج شده است؛ بعضی اش را من عرض می کنم. بعضیها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان- سلام الله علیه- را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله علیه- بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند و نهی از منکر هم می کردند و امر به معروف هم می کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.

یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاءالله، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمی بودند که صالح بودند.

یک دسته ای می گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند؛ گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت - سلام الله علیه- تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند.

یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است وبرخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده اسـت بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات[اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان ((مهدویت)) بلند کند، [باطل است.]


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مهدویت، انتظار فرج، برداشت غلط، تکلیف،
جمعه 5 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
یكی دیگر از آسیب‌ های جدی در فرهنگ مهدویت، استعجال ظهور است. استعجال به معنی عجله كردن و خواستن چیزی قبل از رسیدن وقت آن و تحقّق زمینه‌ های لازم برای آنست. انسان‌های عجول به خاطر ضعف نفس و كم ظرفیت بودن، متانت و سكون و آرامش خود را از دست می‌ دهند و بدون در نظر گرفتن شرایط، خواهان تحقّق پدیده‌ ها هستند.

در فرهنگ ناب مهدویت و در برخورد با مسئله انتظار امام غایب، انسانِ منتظر، پیوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتیاق خواستار ظهور است و برای تعجیل امر فرج دعا می‌كند ولی هرگز عجله نمی‌كند و هر چه غیبت به درازا كشد و انتظار، طولانی شود، باز هم صبر و شكیبایی را از كف نمی‌ دهد بلكه علیرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او كمال تسلیم را از خود نشان می‌دهد و برای تحقّق همه زمینه‌ های لازم برای ظهور می‌كوشد و بردباری می‌كند.

عبدالرحمن بن كثیر گوید: «خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهرم داخل شد و عرض كرد: قربانت گردم! به من خبر دهید این امری كه در انتظارش هستیم كی واقع می‌ شود؟ امام فرمود: ‌ای مهرم! دروغ گفتند وقت گذاران و هلاك شدند شتاب كنندگان و نجات یافتند تسلیم شدگان.»(1)

نهی از عجله و شتاب زدگی در امر ظهور به آن جهت است كه به دنبال عجله، روحیه یأس و نومیدی در انسانِ منتظر، پیدا می‌شود؛ آرامش و صبوری را از دست می‌دهد و حالت تسلیم او به حالت گله مندی و شكایت تبدیل می‌گردد و از تأخیر ظهور بی قرار می‌گردد و این بیماری را به دیگران نیز سرایت می‌ دهد و گاهی به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انكار وجود امام، گرفتار می‌ شود.

گفتنی است كه منشأ استعجال ظهور آن است كه نمی‌ داند ظهور از سنت‌ های الهی است و مانند همه سنت‌ها باید پس از تحقق همه شرایط و زمینه ها، انجام گیرد و بنابراین برای وقوع آن عجله می‌كند.

پی نوشت:
1. كافى، ج 2، ص 191.
منبع:نگین آفرینش.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : مهدویت، ظهور، استعجال، منتظر، آسیب‌ های مهدویت،

هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: