صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 28 فروردین 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این گروه سنی هستند؛ چراکه دارای ویژگی هایی هم چون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و... هستند که تمام این ها در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمود می یابد.[1]

حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟

وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می گیرد:

1. معرفت
2. محبت
3. اطاعت
4. فعالیت.

1. معرفت: یکی از مسائل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفت است که مایه رشد و تعالی است:

گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را
گر کیمیا دهندت، بی معرفت، گدایی

امام علی علیه السلام در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی[2].»



موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند. ابونصر( از خدمت گذاران امام حسن عسکری علیه السلام و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حضور آن حضرت، مشرف شده است). در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: «آیا مرا می شناسی؟» پاسخ داد: «آری؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستید.» امام فرمود: «مقصد من، چنین شناختی نیست.» ابو نصر عرضه داشت: «مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید.» امام فرمود: «من آخرین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می کند[3].»


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان عجل الله تعالی فرجه، جوانان، وظایف، غیبت، منتظر،
پنجشنبه 23 فروردین 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
گاهی «غریب» به کسی اطلاق می شود که از یادها رفته است؛ یعنی آن چنان که شایسته ی اوست از او یاد نمی شود.این معنا از غربت، در مقابل «ذکر» است که گاهی قلبی و گاه، زبانی است. پس فراموش شدن قلبی یا زبانی منشأ غربت به معنای دوم می باشد. اگر ولیّ نعمت از نظر قلبی مورد بی توجّهی قرار گیرد و یاد او از دل ها محو شود، در حققیت، شکر قلبی نسبت به او انجام نپذیرفته است و از همین جهت، غریب می باشد؛ چون در دل، «از یاد رفته» است. از طرفی اگر معرفت قلبی بر زبان جاری نگردد، در انجام وظیفه ی شکر زبانی منعم، کوتاهی شده است و از این جهت هم می توان او را غریب دانست؛ چون آن چنان که باید و شاید از او یاد نمی شود و عملاً از یاد رفته ی زبانی است. ذکر زبانی برخاسته از معرفت و ذکر قلبی است امّا خود، زمینه ی معرفت و ذکر قلبی را در کسانی فراهم می سازد که از شناخت منعم محروم هستند و همین معرفت، زمینه ی یاد کردن قلبی و زبانی را در آنان نیز به وجود می آورد.



البتّه یاد کردن از هر کس باید متناسب با سطح او و در حدّ مقام و موقعیّت او باشد، در غیر این صورت به غربت او می انجامد. به عنوان مثال، برای ادای حقّ عالم یا فقیه باید در هنگام سخن گفتن از احکام شرعی یادی از آن فقیه به میان آید و اگر از همه ی فقها یاد کنند و اصلاً نامی از آن عالم نبرند، می توان گفت آن عالم فقیه «از یاد رفته» و «غریب» است. حال اگر این فقیه در پزشکی هم سرآمد باشد، در هنگام بحث علمی در پزشکی هم باید از او یاد شود. پس تعدّد یاد کردن در افراد مختلف، متناسب با کمالات آنها، متفاوت خواهد بود.ذکر هر نعمتی کاملاً بستگی به ویژگی های آن دارد. هر چه نعمتی بزرگ تر و فراگیرتر و نیاز انسان ها به آن بیشتر باشد، انتظار می رود که در دفعات بیشتر و به مناسبت های گوناگون از آن با قلب و زبان یاد شود و هر قدر در این امر کوتاهی شود، به همان اندازه آن نعمت از یادها می رود و «غریب» می ماند.

چگونگی یاد کردن ها از نظر کیفی نیز متفاوت هستند. گاهی انسان وقتی از نعمتی یاد می کند، با تمام وجود تحت تأثیر آن قرار دارد؛ به طوری که با تذکر خویش، شنوندگان را نیز متأثر می سازد. در واقع، گوینده به تناسب معرفت و محبّت خویش گاه خیلی شدید و با حرارت و گاه به صورت عادی و سطحی یاد او را در خاطر می آورد یا به زبان جاری می کند.از طرف دیگر، ذکر قلبی و زبانی انواع مختلف دارد؛ از جمله سرودن شعر، تألیف کتاب و مقاله، برگزاری مسابقه و... گاهی ممکن است در دل از او یاد کند، برایش دلتنگ شود، از داشتن چنین محبوبی شاد گردد و... به هر حال با دل و زبان، به روش ها و انواع مختلف می توان از نعمتی یاد کرد.

چگونگی یاد کردن امام عصر علیه السّلام
امام زمان علیه السّلام، نعمتی هستند که جایگزین ندارند و خلأ ناشی از عدم شناخت ایشان به هیچ صورتی پر نمی شود. بنابراین، انسان عاقل و فهمیده، به هر بهانه ای از امام زمان خویش یاد می کند و می کوشد که ایشان را فراموش نکند. البتّه اگر ولیّ نعمت در قلب انسان جای داشته باشد و دل، سراپرده ی محبّت او باشد، هیچ گاه به دست فراموشی سپرده نمی شود و انسان به صور مختلف از او یاد می کند.

امام عصر علیه السّلام به خواست خداوند متعال، ولیّ نعمت اصلی همه ی مخلوقات هستند، پس بیشترین حق را بر آنها دارند و باید از جهت کمّ و کیف و نوع و... در بالاترین سطح ممکن از ایشان یاد شود؛ و از آن جا که ایشان واسطه ی هر نعمتی هستند هرگاه که الحمدللّه می گوییم باید به قلب و زبان از حضرت بقیّه اللّه اروحنا له الفداء هم قدردانی کنیم و اگر خداوند مورد حمد قرار گیرد امّا امام، مشکور نگردد، در حقیقت، شکر خداهم ادا نشده است.حال با دقّت بررسی کنیم: آیا امام عصر علیه السّلام را در هر نعمتی که داریم و هر نقمتی که نداریم مورد شکر قرار می دهیم؟! هیچ وقت شده بگوییم یا صاحب الزمان از شما متشکّرم هستیم که ما را حفظ فرمودید، به ما سلامتی دادید، فرزند سالم عطا کردید و در مقابل، از هزاران بیماری و گرفتاری جلوگیری کردید؟! آیا به فرزندان خود یاد داده ایم که قبل از تشکّر از پدر و مادر، شکر امام زمان را به جای آورند؟! باید بدانیم که اگر شکر ایادی نعمت ادا نشود، شکر خدا هم تحقق نیافته است. اگر امام عصر علیه السّلام یاد نشوند، در واقع خدای متعال مورد کفران قرار گرفته است.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :
چهارشنبه 15 فروردین 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
با توجه به معانی بیعت، می­ توان گفت که در زمان حضور امام از مردم بیعت می­ گیرد و مردم و امام نسبت به همدیگر تعهد می­ دهند تا بر خلاف تعهد عمل نکنند. اما نکته مهم و قابل توجه این است که آیا بیعت در زمان حضور ثمره هم دارد و کار کرد آن چیست؟ به نظر می رسد که بیعت در زمان حضور ثمرات و کارکردهای مهم دارد که به مواردی اشاره می­ شود:

1ـ تأکید نصب
در حقیقت مهم­ترین ثمره بیعت همین است که مردم نصب امام از طرف خداوند را تأکید و تأیید می­کنند. شاید به ذهن بیاید که چه نیازی به تأیید از طرف مردم است؟ بلی درست است و نیازی به تأیید مردم نیست ولی از طرف دیگر ما در طول تاریخ شاهد این هستیم که وقتی مردم تأیید نکردند امام نتوانسته حکومت تشکیل دهد.

2ـ اعتراف و اظهار آمادگی
شهید مطهری در این مورد می ­گوید:«به نظر می­رسد بیعت در بعضی موارد صرفاً اعتراف و اظهار آمادگی است، قول وجدانی است. بیعتی که پیغمبر اکرم گرفت از این جهت بود ... تا شخص بیعت نکرده، فقط همان وظیفه کلی است که قابل تفسیر و تأویل است ولی با بیعت، شخص به طور مشخص اعتراف می­کند به طرف و مطلب از ابهام خارج می­ شود و بعد هسم وجدان خود را نیز گرو می­ گذارد و بعید نیست که شرعاً نیز الزامی فوق الزام اولی ایجاد کند.»[1]

3ـ ایجاد زمینه برای اعمال ولایت
بیعت زمینه را همواره می­کند تا امام به راحتی بتواند اعمال ولایت کند و اگر زمینه هموار نباشد، درست است که حضرت ولایت دارد ولی نمی­تواند اعمال ولایت کند. به همین خاطر می ­توان گفت که بیعت در عصر حضور بیعت تنها یک وظیفه دینی ـ سیاسی برای ایجاد زمینه و تحقق رعایت حضرت می­ باشد و تصور نشود که امام با بیعت به زعامت جامعه انتخاب می­ شود.پس می­ توان گفت که بیعت عامل تحقق ولایت برای کسانی که ولایت ندارند نمی­ باشد بلکه شرط تحقق ولایت، برای کسانی که ولایت شرعی آن­ها ثابت شده است آن است که بین امت با ولی امر بیعت صورت گیرد.

4ـ انگیزه­ای برای تشویق و پای بند به وظیفه
بیعت باعث می ­شود که امت احساس وظیفه کنند و یک نوع انگیزه و تشویقی برای عمل به وظیفه می­باشد مانند پیمانی که از کسی گرفته می­ شود برای کاری که به وی واجب بوده است و باید انجام می­داد ولی باز پیمان از وی می­ گیرند تا به وظیفه خود عمل کند.

5ـ عینیت بخشیدن و به فعلیت رساندن ولایت
کار ویژه بیعت در زمان حضور این است که ولایت حضرت را به فعلیت می­ رساند، همانطوریکه آیت الله معرفت در این مورد می­گوید: بیعت در صدر اسلام چنین کار ویژه داشته است به گونه ­ای که ولایت امام معصوم را عینیت بخشیده و آنرا به فعلیت رسانده است.[2]

6ـ تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات و ایجاد توان و قدرت اجرایی
بیعت در زمان حضور، فقط برای وفاداری بوده تا تمام توان و اختیارات خود را در اختیار امام قرار بدهد. همانطوریکه در عهد پیامبر نیز چنین بوده است. «بیعت در آن عهد، برای تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات بوده است و همان گونه که در امر رسالت دخالتی نداشته، در امر زعامت پیامبر نیز دخالتی نداشته است».[3]

بنابراین بیعت مردم در امر ولایت هیچ نقشی ندارد فقط برای وفاداری می ­باشد. «بیعتی را که پیامبر اکرم در روز غدیر خم از مسلمانان درباره مقام ولایت کبری مولا امیر المؤمنان(ع) گرفت بر همین منوال بود، پس از ان که به طور صریح، علی را برای خلافت و امامت پس از خود منصوب نمود از مردم پیمان وفاداری گرفت، تا امکانات خود را همان گونه که در اختیار پیامبر قرار داده ­اند در اختیار علی(ع) نیز قرار دهند و در تثبیت پایه­ های حکومتی وی بکوشند.[4]

در نهایت می­ توان گفت که در عهد حضور، بیعت نفیاً و اثباتاً در امامت نقشی ندارد و فقط برای ایجاد توان و قدرت اجرایی نقش دارد و بیعت کنندگان به حکم وظیفه باید تمامی امکانات خود را در اختیار امام زمان(ع) قرار دهند و تمامی توان خود را در راه اسلام هدیه کنند.در این مورد مکارم شیرازی می­گوید: «در مورد پیامبر و امامان معصوم که از سوی خدا نصب می­ شوند هیچ نیازی به بیعت نیست یعنی اطاعت پیامبر و امام معصوم(ع) واجب است، خواه بر کسانی که بیعت کرده باشند با کسانی که بیعت نکرده باشند و به تعبیر دیگر لازمه­ ی مقام نبوت و امامت وجوب اطاعت است. ولی پیامبر کرار از یاران خود، بیعت می­گرفت بدون شک این بیعت­ها یک نوع تأکید بر وفاداری بوده است و هم چنین بیعت با امامان نیز برای تأکید وفاداری می ­باشد.»[5]

دعای عهد به تعبیری مرامنامه شیعه ولایتمداریست که آرزومند دیدار دلدار خویش است.او هر پگاه دست بیعتی دوباره به سوی آن شاه شمشاد شمایل دراز کرده، تا پیمان عاشقی اش با شاه ولایت همواره استوارتر شود.

هشتمین سپهر سروری و سیادت، صادق آل محمد، درباره اش فرموده است:هر کس با این عهد ( دعای عهد ) چهل روز خدا را به زاری بخواند، از یاران قائم ما خواهد بود واگر پیش از ظهور آن حضرت از دار دنیا رخت بر بندد خدایش اورا از خانه قبر بیرون خواهد آورد.

مضامین و درونمایه دعای عهد محورهایی چندگانه دارد از آن جمله:

1. اقرار به شوکت و عظمت حق جل و علا


2. تجدید میثاق با ولی عصر (عج)

3. آرزوی در رکاب حضرت قرار گرفتن

4. رجعت و...

و پررنگترین فراز این دعا، همان تجدید میثاق با ماه بی قرینه آسمان هستی است؛ میثاقی ناگسستنی برای همیشه زمان.

دعای عهد

           


پی نوشت ها:

[1]. مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج3، ص 111-110.

[2]. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، قم، التمهید، چاپ اول، 1377، ص19.
[3]. محمد هادی معرفت، جامعه مدنی، قم مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، چاپ اول، 1378، ص190.
[4]. محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، پیشین، ص86.
[5]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، صص 73-72، نوار الفقاهه، صص 478-477.





نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :
جمعه 3 فروردین 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
از محورهای مهم بحث از مهدویت سخن از تکالیف مسلمانان خصوصا شیعیان حضرت مهدی علیه السلام در عصر غیبت است. بحثی که جنبه ی کاربردی داشته و می تواند در صورت عمل به آن تکالیف تحولی عظیم در جامعه ی اسلامی ایجاد کرده و موجب نجات مردم از ضلالت و مرگ جاهلیت شود.

به جهت همین اهمیت است که عده ای از مؤلفان عالی مقدار درصدد بحث و تألیف و تصنیف در این زمینه برآمده و درباره ی آن کتاب ها نوشته اند که از آن جمله کتاب «تکالیف الانام فی ز من غیبه الامام»، از شیخ علی اکبر همدانی، و کتاب «وظائف الأنام فی غیبه الامام»، از محمدتقی اصفهانی است که به فارسی نوشته شده است و گسترده تر از آن کتابی است که ایشان به لغت عربی نوشته و نام آن را به سفارش امام زمان علیه السلام «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» گزارده است.

در بین کتاب های مرحوم سید جلیل علی بن طاووس اهتمام فراوانی به این محور؛ یعنی بحث از وظائف مؤمن در مقابل امام زمان علیه السلام مشاهده می کنیم، همان گونه که با مراجعه به کتاب «الاقبال» و «کشف المحجه» و «جمال الأسبوع» و دیگر کتاب های ایشان به این مسأله پی خواهیم برد. و شهید سید محمد صدر رحمه الله نیز بخش مهمی از کتاب «تاریخ الغیبه الکبری» را به بحث از این موضوع اختصاص داده است. حاجی نوری در بحث هشتم از کتاب «نجم الثاقب» که به فارسی نوشته به این موضوع پرداخته است. ولی در عین حال مشاهده می شود که احتیاج مبرمی به این گونه بحث خصوصا در این عصر و زمان احساس می گردد؛ زیرا در هر عصر و زمان شرائط خاص خود را داشته و علی الخصوص که در این برهه ی از زمان وضعیت خاص عقیدتی و سیاسی و اجتماعی پدید است و لذا بجاست که مطالبی را در این محور به قلم روز درآورده و با تذکر به هر تکلیفی مطابق شرایط عصر و زمان مردم را به وظایفشان آشنا سازیم.

دیدگاه اهل سنت
اهل سنت گرچه اعتقاد به ولادت حضرت مهدی علیه السلام و زنده بودن ایشان در این عصر و زمان ندارند و تنها معتقدند که مهدی موعود علیه السلام در آخر الزمان و قبل از ظهورش متولد می شود بدون آن که برای او غیبتی باشد آن گونه که شیعه ی امامیه معتقد است، ولی در عین حال مشاهده می کنیم که مصادر حدیثی معتبر نزد اهل سنت مشتمل بر احادیث بسیاری است که در آن ها سخن از وظائف و تکالیف مسلمانان قبل از ظهور حضرت
مهدی علیه السلام به میان آمده است. وانگهی در احادیثی که از طرق اهل سنت رسیده سخن از عصر مابین رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ظهور امام مهدی علیه السلام و وظایف ما در این عصر به میان آمده است، و لذا می توان ادعا کرد که اهل سنت نیز ملتزم به تکالیف عصر غیبت به این معنا هستند، گرچه در مصادر حدیثی شیعه تفصیل بیشتر در این باره آمده است.

تکالیف عصر غیبت
مقصود به آداب و تکالیف عصر غیبت اعتقاد و کارهایی است که هر مسلمان خصوصا شیعیان امام زمان علیه السلام باید داشته باشند؛ زیرا ما معتقدیم که آن حضرت زنده است و لذا این امر وظائف و تکالیفی را بر ما واجب می کند که به برخی از آن ها می پردازیم:

1) ایمان به حتمی بودن ظهور
از جمله تکالیف عصر غیبت، ایمان به حتمی بودن ظهور حضرت مهدی علیه السلام در آخرالزمان است هرچند که ظهورحضرت طول بکشد. و این که او از اولاد حضرت زهرا علیهاالسلام است و هنگام ظهورش زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.اصل این اعتقاد از تکالیف قلبی مشترک بین همه ی مسلمانان است.به همین دلیل، جماعتی از علمای شیعه و اهل سنت بر لزوم اعتقاد به خروج حضرت مهدی علیه السلام استدلال نموده اند که به بعضی از سخنان آنان اشاره می کنیم.

الف ـ نقل سخنان علمای شیعه
مرحوم شیخ صدوق رحمه الله بعد از بحث درباره ی وجوب اعتقاد و ایمان به قیام حضرت حجت علیه السلام و نقل روایات متعدد در این موضوع و انطباق «ایمان به غیب» که یکی از صفات متقین در سوره ی بقره شمرده شده، بر یکی از مصادیق بارزش، یعنی ایمان به ظهور حضرت مهدی علیه السلام می فرماید: «و لا یکون الایمان صحیحا من مؤمن الا من بعد علمه بحال من یومن به، کما قال الله تبارک و تعالی: «الا من شهد بالحق و هم یعلمون». (1) فلم یوجب لهم صحه ما یشهدون به الا من بعد علمهم. ثم کذلک لن ینفع ایمان من آمن بالمهدی القائم علیه السلام حتی یکون عارفا بشانه فی حال غیبته»؛ (2) ایمان از شخص مؤمن به آن حضرت علیه السلام بدون علم به حال امام زمان علیه السلام صحیح نخواهد بود، همان گونه که خداوند متعال می فرماید: «الا من شهد بالحق و هم یعلمون؛ مگر کسانی که شهادت به حق دادند در حالی که می دانند. گواهی شهادت دهندگان به حق صحیح واقع نمی شود مگر بعد از این علم. مسئله ی امام زمان علیه السلام نیز چنین است؛ زیرا ایمان کسی که به قضیه ی مهدویت اعتقاد دارد به او نفعی نمی رساند مگر در صورتی که عارف به شأن آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت باشد».

به همین سبب در روایات شیعه و سنی مشاهده می کنیم که منکر خروج مهدی علیه السلام کافر شمرده شده است. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله نقل می کند که می فرمود: «من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما أنزل علی محمد، و من أنکر نزول عیسی فقد کفر و من أنکر خروج الدجال فقد کفر. فان جبرئیل علیه السلام أخبرنی بأن الله عزوجل یقول: «من لم یؤمن بالقدر خیره و شره فلیأخذ ربا غیری»؛ (3) کسی که منکر خروج مهدی است، به آنچه بر محمد صلی الله علیه واله نازل شده کافر گردیده است و کسی که منکر نزول عیسی است کافر است. کسی که منکر خروج دجال است کافر است. به راستی جبرئیل به من خبر داد که خداوند متعال می فرماید: هر کس که ایمان به قدر ـ چه خبر آن و چه شر آن نداشته باشد، باید پروردگاری غیر از من را برگزیند.»

در روایتی از امام صادق علیه السلام در تفسیر قول خداوند متعال: «الم - ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین - الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون» می خوانیم که آن حضرت فرمود: «متقین شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب نیز همان حجت غائب است، یعنی مهدی منتظر. (4)



ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :
سه شنبه 29 اسفند 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
حفظ و گسترش مهدویت گرایی هم از حیث اعتقادی و هم از حیث عملی در عصر قبل از ظهور بسیار ضروری است؛ چرا که مردمی که دارای اعتقاد و شناخت صحیح باشند، حق را از باطل تشخیص می دهند و دچار تردید نمی گردند و در عصر ظهور به تصدیق و تایید امام خود مبادرت می ورزند و یاری اش می نمایند .

امروزه اکثر مردم جامعه به مسئله مهدویت بسیار سطحی و عامیانه می نگرند و کمتر به مقوله های معرفتی و تعهدآور توجه می کنند.برگزاری جشن های نیمه شعبان شاهدی بر این مدعاست؛ جشن هایی که مردم تزیین معابر و مداحی ها را بر گوش دادن به سخنرانی ها و دریافت پیام های مهدویت و انتظار ترجیح می دهند .

البته این جشن های ظاهری بسیار خوب است، ولی باید در کنار آن از نور معرفت صاحب آن نیز بهره مند گردند . به کسب معرفت و درک صحیح از پیشوای خود پردازند .رسول گرامی اسلام (ص) فرموده اند: « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیّۀً» آن کس که امام زمانش را نشناخته بمیرد به مرگ جاهلی مرده است .

بدون تردید، مقصود از شناختی که پیامبر تحصیل آن را برای هر کس واجب دانسته ، شناخت سطحی و دانستن نام و نشان و نسب امام نیست، بلکه منظور معرفت به حق ولایت امام در تمامی شئون اعم از ولایت تکوینی ، معنوی ، تشریعی و مقام خلیفه اللهی و ولایت مطلقه الهی ، رهبری سیاسی ، صدور حکم، قضاوت و مرجعیت علمی و دینی و در نهایت ، شناخت سیره و صفات حضرت و جایگاه بلند ایشان در مجموعه هستی و در نتیجه ، پیروی از اعمال ایشان است.

امام باقرعلیه السلام در این باره فرموده اند:اگر شخصی شب ها به عبادت برخیزد و روزهایش را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال های عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، ولی ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او انجام پذیرد، حق ثواب در نزد خداوند بر او نیست و او از اهل ایمان نبوده است .

این همان معرفتی است که انسان ها را تشنه و مشتاق ظهور امام می گرداند ، چنانکه با همه وجود نیاز به امام را درمیابند و به دنبال این درک در برابر شبه افکنی های ملحدان و اعمال ضد ارزشی مقاومت می کنند . ناگفته نماند که از دلایل غیبت حضرت، عدم معرفت مردم به ایشان شمرده شده است؛ چرا که چون مردم در زمان حضور امام قدر ایشان را نشناختند و از هدایت  های ایشان بهره نبردند،خداوند آخرین حجت خویش را پنهان کرد .پش همان طور که عدم معرفت سبب غیبت امام گردید، کسب معرفت صحیح و عمل صالح نیز به یقین ظهور آفرین خواهد بود .

خداوند سبحان زمانی منجی موعود را به جامعه بشری عرضه خواهد کرد که دل های منتظران لب ریز از تقاضای واقعی باشد . حضرت در توقیعی خطاب به شیخ مفید چنین بیان داشته اند:اگر شیعیان ما که خدایشان بر انجام طاعات موفق بدارد در وفا کردن به عهد ما هم دل و یک نوا بودند، در یُمن لقای ما دچار تاخیر نمی شدند و سعادت دیدار توام با معرفت ما به سویشان می شتافت؛ ما را از ایشان چیزی جز آن چه از ایشان به ما می رسد و آن را نمی پسندیم ، جدا نکرده است .

احیا و گسترش فرهنگ صحیح مهدوی در جامعه در عرصه داخلی و جهانی بر عهده دولت اسلامی است . دستگاه های تبلیغاتی حکومتی و رسانه های دولتی بسیار موثرتر معارف مهدوی را به جامعه می توانند تزریق کنند و باورهای سطحی و انحرافی درباره امام مهدی(عج) را در میان افردا می توانند اصلاح نمایند. دولت اسلامی در این زمینه اقدامات موثری می تواند انجام دهد، از جمله موارد زیر :

1- برگزاری دوره های تخصصی
مهدویت در سطوح مختلف آموزشی ؛  
2- حمایت مالی از موسسات فرهنگی مهدویت و تحت پوشش قرار دادن آنها؛
3- راه اندازی شبکه مهدویت ( در سطح داخل و بین المللی )؛
4- حمایت از مبلغان حوزه مهدویت (در سطح داخلی و بین المللی )
5 – تزریق معارف مهدوی به جامعه از طریق دستگاه های تبلیغاتی حکومتی و رسانه های دولتی ؛
6 – برگزاری همایش های داخلی و بین المللی و حمایت ویژه دولت از آنها .


دولت اسلامی از راه های یاده شده و روش های دیگر باید ذر جهت برچیدن استضعاف فکری و معرفتی در سطح جهانی تلاش کند و با گسترش این باور در میان مسلمانان جهان ، بستر معرفتی – فکری و روانی مساعدی را برای ظهور امام عصر(عج) فراهم سازد . ان شاء الله


م.حسرتی




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :
پنجشنبه 24 اسفند 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
این جمله معروف از حضرت زین العابدین علیه السلام است: ای كاش مادر مرا نمی زائید، وقتی بود كه چشمش به همسر جوانش افتاد كه فرزندش حضرت باقرالعلوم علیه السلام را كه دو ساله بود در بغل داشت و چادر او آنقدر كوچك بود كه اگر می خواست خود را بپوشاند، آفتاب صورت فرزند را می سوزاند و اگر می خواست فرزند را زیر چادر برد، نمی توانست خود را كامل بپوشاند، این بود كه حجت خدا و مظهر غیرت پروردگار آهی كشید و فرمود: ای كاش مادر مرا نمی زائید و این روز را نمی دیدم. خواهرم بیا از كربلا آن دانشگاه بزرگ جهان، درس حجاب و عفت و حیا بگیر، بیا از كربلا فقط درس گریه نگیریم بلكه آنچه سیدالشهداء علیه السلام در آن دانشگاه بزرگ، تدریس فرموده نیز بیاموزیم.

ستون های حجاب
پوششی که اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی اعلام کرده است یک عمل ظاهری و گسسته از پایه ها و فرهنگ اسلام نیست بلکه حجاب خیمه عفاف بانوانی است که آن را بر پایه های خود استوار کرده اند و چناچه این پایه ها در وجود هر خانمی بوجود آید حجاب دینی او به طور طبیعی شکل خواهد گرفت در غیر اینصورت به عنوان یک عمل خشک فیزیکی مطرح خواهد بود که همواره در معرض تزلزل است.

١- ایمان به خدا وآخرت:
ایمان به خدا و ترس از آخرت از مهمترین پایه های حجاببه شمار می رود. وقتی زن به خدای تعالی و علم و حکمت او ایمان آورد و معتقد گردد که احکامی که برای انسان تشریح کرده است ،بدون نقص و مفید است و همچنین باور کند کهبی توجهی به احکام خدای بزرگ خزلان دنیا و عذاب آخرت را به همراه دارد از حکم الهی استقبال می کند.امیرمومنان علی(ع) فرموده است: «انسان به وسیله ایمان به کارهای خوب رهنمون می شود.»
 
٢-آگاهی
شناخت سیمای زن ، حقیقت حجاب و فلسفه و آثار آن از جمله پایه های مستحکم پوشش دینی است . وقتی خانمی به سوال خود که چرا باید پوشیده باشم جواب دهد پایۀ حجاب دینی درون او شکل می گیرد و این آگاهی به عمل او معنا و ارزش و دوام می بخشد . انسان تا به آثار مثبت کاری پی نبرده باشد ، به انجام آن راغب نخواهد بود اما با آگاهی از آثار مثبت آن را با علاقه به دنبال تحقق آن حرکت میکند. به عنوان مثال اگر انسان به فوائد باران آگاهی نداشته باشد باریدن باران را جز گل شدن زمین و ایجاد مشکلات نمی پندارند اما وقتی بداند حیات به باران نیازمند است به آن علاقه مند می شود.

وقتی زن به آثار و برکات حجاب آگایابد نه تنها از آن احساس سنگینی نمی کند بلکه از آن استقبال نیز میکند و وسوسه های شیطانی را به هیچ می انگارد . شناخت آثار زیانبار خودنمایی و جلوه گری های زن و تاثیرات نامطلوبی که بر جنس مخالف می گذارد مکمل آگاهی هایی است که به آن اشاره کردیم..

خواهرم ! حجاب باله های شنا بسوی سرچشمۀ هستی است و پوشش های مهیج وزنه های سنگینی است که زن را غریق ژرفای مهیب دنیا خواهد کرد . نمونه های به حق پیوسته فرشته های حجاب را مشاهده کن که چگونه بر اجساد کنیزکان شیطان نگاه هائی عبرت آمیز دارند و بر هدایت خویش دل به سپاس حق مشغول ساخته اند .

٣-تقوا:
پرهیز کاری یکی دیگراز پایه های حجاب اسلامی است.تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست و تا این پایه قوی در قلب خانمی شکل نگیرد،لباس تقوا در بر نخواهد کرد.ایمان بدون تقوا انسان را به سر منزل مقصود نخواهد رساند.حضرت علی(ع) می فرماید: « ایمان بدون تقوا سودی نمی بخشد.»و در حدیثی دیگر فرموده اند: «شرفی بالاتر از تقوا نیست.»تحصیل تقوادر گروه علم و عمل به معارف الهی ،قرائت آیات و روایات ،محاسبه ی نفس و استمداد از خداوند و توسل به پیامبر و اهل بیت مطهراواست.

خواهرم ! تقوای الهی را به کام جان خود ریز تا عالم جانت گلستان گل های طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابت را برافراشته دار تا حافظ گلستان ارزشهایت شود .



حیا
زنان نمونه
فلسفه حجاب
تفسیر نور (سوره نور)
نظام خانواده در اسلام
زن درآیینه جمال و جلال
نظام حقوق زن در اسلام
زنان در حكومت امام زمان (ع)
درآمدى برشناخت مسایل زنان
جایگاه زنان پیامبر(ص) در صدر اسلام
تفسیر سوره نور (استاد مرتضی مطهری)





م.حسرتی




نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :
چهارشنبه 16 اسفند 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
ستایش برای خداست که ما را به سپاس خود رهنمون گردید و بدان ، اهلیت بخشید ؛ تا از شکر گزاران احسان او باشیم و برای این کار، ما را پاداش نیکوکاران دهد.ستایش برای خداست که دین خود را به ما عطا فرموده و ما را به آیین خود، ویژه گردانید و به راه های احسان خویش، پویا ساخت؛ تا به فضل نعمت او، به سوی خشنودی اش روانه شویم؛ ستایشی که آن را از ما قبول کند و به سبب آن، از ما راضی شود.

ستایش برای خداست که ماه خود، ماه رمضان را از جمله راه های احسان قرار داد که ماه روزه، ماه پاکیزگی از آلودگی ها، ماه رها شدن از گناهان وماه شب زنده داری است؛ ماهی که قرآن در آن نازل گردیده ؛ قرآنی که راهنمای مردم و نشانۀ آشکار هدایت و جداکنندۀ حق از باطل است.

به سبب حرمت های فراوان و فضیلت های نمایانی که برای این ماه مقرر داشت، برتری آن را بر دیگر ماه ها عیان فرمود.برای بزرگداشت آن،چیزهایی را که ماه های دیگر حلال کرده بود، در این ماه حرام گردانید و خوردنی ها و آشامیدنی ها را غدغن کرد و برای آن، زمانی معین قرار داد که نه اجازه میدهد آن زمان معین پیش انداخته شود و نه می پذیرد که به تاخیر افتد.

آنگاه، یکی از شب های این ماه را بر شب های هزار ماه دیگر، برتری داد و نام آن را « شب قدر » نهاد؛ شبی که در آن، فرشتگان و روح ، به فرمان پروردگارشان، بر هر یک از بندگان او که بخواهد، با تقدیر بی تغییر الهی که برای هر کاری در نظر گرفته شده فرود می آیند.روز ها و شب هایی که به ظاهر تفاوتی با یکدیگر ندارند، با رویدادهای گوناگونی که در آنها رخ می دهند، ویژگی و اهمیت می یابند. نمونه آشکار و مثال زدنی در این باره، شب بی همتای قدر، یعنی یکی از شب های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است که با نزول قرآن و امور خاص و سرنوشت سازی که در آن روی می دهد و ارزش آن را تا برتری بر هزار ماه، تعالی می بخشد، از تمام روزها و شب های سال متمایز گردیده است؛ زیرا شب قدر دارای خصوصیات ارزش مند زیر است:

الف) شب فرود آمدن یک باره قرآن است (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب) شبی ناشناخته است و ناشناختگی اش به دلیل عظمت آن است (وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج) شبی است که عبادت کردن خدا در آن ، پاداش بیش از هزار ماه عبادت را دارد (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ)

د) شب نزول فرشتگان و روح است برای تدبیر امور انسان ها (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ).

ه) شبی  است با لطف و عنایت باری، از رحمت و مغفرت خدا در حق بندگان روی کرده به او آکنده است و ایشان آن شب را تا به صبح، از آفات ظاهری و باطنی در امان می مانند.(سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

اینک چون نیک بنگریم در می یابیم که بی اعتنا بودن به چنین شبی که مقدرات سال آینده ما را رقم می زند و آن را چون شب های دیگر با بی خیالی و خواب و بدون عبادت خدا طی کردن، قرار می دهد؛ زیرا حسرت و زیان جبران ناپذیری به بار می آورد و اعمال ما در آن شب، نقشی بسزا و حیاتی دارند؛ در این که آینده  مان رنگ روشن و چشم نواز سعادت بزنند یا نقش تیره بدبختی و شقاوت و از همین رو است که در روایات رسیده از معصومان علیه السلام بر بیدار خوابی و عبادت و انجام دادن نیکی ها و دست گیری از بیچارگان و به جای آوردن اعمال و آداب مخصوص در شب های قدر تاکید و سفارش بسیار شده است.(2)

از پیامبر گرامی اسلام روایت است که موسی علیه السلام به خداوند عرض کرد : «من نزدیکی به تو را می خواهم» و خداوند فرمود : « نزدیکی به من، برای کسی است که شب قدر را احیا بدارد». موسی گفت: « خدایا! من رحمتت را خواهانم ». فرمود: « رحمت من برای کسی است که در شب قدر از بیپارگان دست گیری کند ». گفت : « خدایا! من جواز عبور از صراط را می خواهم ». فرمود : « آن برای کسی است که در شب قدر، چیزی صدقه بدهد ». گفت :« خدایا! من درختان بهشت و میوه هاشان را خواهانم ». فرمود :« آنها برای کسی است که در شب قدر تسبیحی بگوید » . گفت :« خدایا! من رهایی از آتش را می خواهم ». فرمود :« آن برای کسی است که در شب قدر آمرزش بخواهد ». گفت :« خدایا! من خشنودی ات را خواهانم ». فرمود : « خشنودی من برای کسی است که در شب قدر، دو رکعت نماز به جای آورد.»(3)

امید است که با استفاده از این شب ها و عبادات خالصانه به درگاهش حالات و اتفاقاتی خوب برای سال آینده خود رقم زنیم..انشاء الله


سالشمار زندگانی امام علی علیه ااسلام
سیری در زندگانی امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام در اندیشه و سیره امام خمینی(ره)
امام علی علیه السلام از دیدگاه مقام معظم رهبری
چرا مردم امام علی علیه السلام را رها نکردند؟
شهادت امام علی علیه السلام
وصیتهای امام علی علیه السلام




پی نوشت:

م.حسرتی
1- صحیفه سجادیه   

2- برای آگاهی بیشتر از اعمال شب قدر، ر.ک : مفاتیح الجنان، باب دوم، فصل سوم، اعمال شب های قدر.
3- ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1،ص345.




نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :
مدعیان دروغین مهدویت با بیان کلمات سحر‌آمیز، طوری وانمود، می‌کنند که گویی به مراحل خاصی از سیر و سلوک رسیده‌اند، اغلب آن‌ها با چهره‌ای فریبنده، ظاهری غلط‌ انداز و ایراد سخنرانی‌های عرفانی سعی می‌کنند افکار عمومی را فریب دهند.شاید شناخت سره از ناسره در شرایطی که هر کس می‌تواند با شیوه‌ها و شگردهای خاص خود حقیقت را وارونه جلوه دهد، کمی سخت باشد، اما آگاهی از ترفندها و شگردهای مدعیان دروغین می‌تواند به ما در شناخت حقیقت کمک کند. در اینجا به برخی از این روش‌ها اشاره می‌شود.

*سوءاستفاده از احساسات و عواطف مریدان
مدعیان دروغین با گشاده‌رویی و لبخند و حتی اهدای هدایای کوچک، سعی در جلب عاطفه و فتح قلوب مریدان دارند. پس باید در مقابل کسانی که با ما رابطه دوستی برقرار می‌کنند، هوشیار باشیم و اگر در این دوستی‌ها به انحراف یا مسائل غیر شرعی برخورد کردیم، به سادگی از کنار آن نگذریم.

*سوءاستفاده از گرایش‌های معنوی مردم
امروزه بشر از جامعه مدرن خسته شده و به شدت تشنه مسائل معنوی است، یکی از مواردی که باعث ارتقای آدمی در معنویات می‌شود، توجه به قرآن و عترت است، بنابراین افراد مدعی با مقدس‌نمایی و ظاهرسازی، طوری برنامه‌ریزی می‌کنند که مخاطب را جذب می‌‌کنند، آن‌ها حتی با دادن نسخه‌ها و دستورالعمل‌های سیر و سلوک و برپایی جلسات تزکیه نفس، اقدام به برگزاری برنامه‌هایی می‌کنند که بعضاً خلاف شرع هستند.

*انجام کارهایی با جاذبه‌های کاذب عرفانی
مدعیان با استفاده از فضاسازی‌های معنوی و بیان کلمات سحر‌آمیزی، طوری وانمود می‌کنند که گویی به مراحل خاصی از سیر و سلوک رسیده‌اند، اغلب آن‌ها با چهره‌ای فریبنده و ظاهری غلط‌ انداز و حتی با دستاویز قرار دادن لباس مقدس علما و روحانیون و ایجاد چهره‌ای مذهبی و عرفانی برای خود و نیز ایراد سخنرانی‌های عرفانی و معنوی سعی می‌کنند افکار عمومی را فریب دهند.

*ارائه دستورالعمل‌های کذایی برای سیر و سلوک
افراد شیاد با بیان اینکه دارای تقوایی فوق‌العاده هستند، به مریدان خود توصیه می‌کنند که برای تزکیه نفس گوشه‌گیری کنند و برای این کار، دستوراتی نیز به آن‌ها می‌دهند و بعد، زمانی که مخاطبان هیچ نتیجه‌ای از دستورالعمل‌های آنان نگرفتند، با مقدس‌نمایی می‌گویند که «در وجود تو مشکلات و ناپاکی‌هایی هست» یا «مورد آزمایش هستی» اما هیچ وقت حاضر نمی‌شوند اعتراف کنند که دستورات آن‌ها هیچ مبنای شرعی و علمی نداشته است.

*سپردن مأموریت‌های ویژه یا اعطای شخصیت کاذب به مریدان
هر انسانی نسبت به کسی که به او محبت و توجه کرده است، احساس تمایل و مدیون بودن می‌کند، افراد مدعی برای اینکه اهداف خود را به سرعت جلو ببرند، با نشان کردن افراد ساده‌لوح و زودباور، ضمن شناسایی توانمندی آنان، وظایفی را به آن‌ها محول می‌کنند و چنان القا می‌کنند که این یک مسئولیت الهی است و اگر کار بدی باشد،‌ تأکید به پنهانکاری هم می‌کنند، آن‌ها با دادن القاب مختلف و گاه عجیب و غریب به مریدان خود، به آن‌ها شخصیتی کاذب می‌دهند و آنان را تشویق به ادامه کار می‌کنند.

*ترویج اباحه‌گرایی و تکلیف‌گریزی
برخی از مدعیان دروغین برای اینکه افراد سست‌ ایمان را به سمت خود جذب کنند، تکالیف واجب را برای آنان حرام اعلام می‌کنند و در مقابل، آنان را به اعمالی که جنبه شرعی ندارد، سفارش می‌کنند. این شیوه، به خصوص درباره جوانان غیر مقید زیاد استفاده می‌‌کنند. این شیوه به خصوص درباره جوانان غیر مقید زیاد استفاده می‌شود. در برخی موارد، حتی اختلاط زن و مرد و مسائل غیر اخلاقی،‌ راهی برای پیشرفت عرفانی معرفی شده است و برخی افراد هم در این مسیر به انحرافات اخلاقی کشیده شده‌اند.

*عدم رویکرد صحیح به علما و بزرگان دینی
در مواردی چون عالم‌گریزی و مبارزه با اشخاص موجه و سوءاستفاده از نام و اعتبار مراجعه و بزرگان دینی خلاصه می‌شود.

*توجه بیش از حد به خواب و مکاشفه
افراد شیاد معمولاً به تعبیر خواب نیز گرایش دارند، اما به صورت غیر اصولی و تنها براساس خوشامد افراد، مطالبی را ارائه می‌کنند که واقعیت ندارد. آن‌ها با توجه دادن مریدان خود به خواب و رؤیا، آنان را از منابع وحیانی و استدلالی دور می‌کنند و به اموری ارجاع می‌دهند که قابل اثبات یا رد نبوده و کاملاً سلیقه‌ای هستند.

بنابراین اگر انسان‌های مخلص، رابطه خود را با عقل، شریعت و منطق بیشتر کنند، به کسانی که با عقل و شریعت سر جنگ دارند، گرایش پیدا نمی‌کنند. اگر سطح معرفتی خود را نسبت به مسائل دینی ارتقا ندهیم، افراد دروغگو با شیوه‌های گوناگون، ما را جذب خود کرده و از خدا دور می‌‌کنند. پس باید با شیوه‌‌ها و ترفندهای افراد مدعی آشنا شده تا بتوانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها :
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
ماه رمضان که فرا می رسد ، حال و هوای دیگری پیدا میکنی و خودت را بیش از هر وقت دیگر، برای ساخته شدن و پیرایش از عیب ها و ناپاکی ها ، آماده می یابی و هر آن چیز که تو را در این مسیر یاری کند ، برایت جذاب است.ما هم این فرصت را غنیمت دانستیم و مطالبی را در ذیل بیان نمودیم، باشد که چراغ راه شما دوستان در این ضیافت چند روزه و در تمامی ساعات و لحظات زندگی تان باشد.

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معانی بارانی است که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان، پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است.

ماده رمض در هر وزن و باب از اوزان زبان عربی بکار می رود، معنایی از گرما و سوزاندن در آن وجود دارد اما درباره این که چرا این نام بر یکی از ماه های سال گذاشته شده، اقوال مختلفی مطرح شده که برخی عبارتند از :

1- هنگامی که ماه ها را نامگذاری کرده ، از زبان های قدیمی به عربی بر می گرداندند، این ماه با ایام گرمای سوزان مطابق شد؛ بنابراین رمضان نامیده شد.

2- ارماض به معنای احراق و سوزاندن است و چون در ماه رمضان گناهان بندگان با اعمال نیک و شایسته سوزانده می شوند، این ماه رمضان نامیده شد.

3- دل های روزه داران در این ماه، حرارتی از موعظه و تفکر در امر آخرت به خود می گیرد؛ چنان که ماسه و سنگ حرارت خورشید را به خود می گیرند، از این رو ، این ماه، رمضان نامگذاری شد.

4- گویا عرب ها به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگی و تشنگی و چشیدن سختی، این نام را بر این ماه نهاده اند.

علت های دیگری نیز برای نام گذاری این ماه به رمضان در کتاب های حدیثی و تفسیری آمده است . در شماری از روایات، این نام گذاری به سبب نقشی دانسته اند که ماه رمضان در پاک سازی آیینۀ جان از آلودگی گناهان و پاک سازی روان از زنگار خطاها دارد.از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است :« إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیده اند ؛ چون گناهان را می زداید»(1) همچنین در حدیثی آمده است که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: رمضان چیست؟ فرمود: خداوند در آن گناهان مومنان را می سوزاند و می آمرزد.(2)

از امام حسن بن علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است، كه فرمود : تنی چند از یهود به نزد رسول خدا صلّی اللهّ علیه و آله آمدند، پس دانشمندترین ایشان در باره مسائلی از آن حضرت سؤال كرد، و از جمله سؤالهایش این بود كه گفت: خدای عزّ و جلّ به چه منظور 30 روز روزه در ساعات روز را بر امّت تو واجب ساخته است و بر امّتهای دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا(ص) فرمود : وقتی آدم علیه السلام از آن میوه درخت خورد ، سی روز اثر آن در شكم او باقی ماند، از این جهت خدا سی روز گرسنگی و تشنگی را بر نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ و جلّ درباره ایشان است. و كار بر آدم نیز بر همین گونه بوده است، و از این رو خدا آن را بر امّت من واجب ساخته است. سپس این آیه سوره بقره را تلاوت فرمود : « كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ... » مرد یهودی گفت: راست گفتی یا محمّد، پس مزد كسی كه این ایام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: هیچ مؤمنی نیست كه ماه رمضان را به قصد قربت روزه بدارد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی 7 خصلت را بر او واجب می سازد: نخست آنكه حرام را در بدنش ذوب می كند، و دوم آنكه او را به رحمت خدای تبارك و تعالی نزدیك می سازد، و سوم آنكه با این عمل خطای پدرش آدم را جبران می كند، و چهارم آنكه فشارهای بی هوش كننده جان دادن را بر او آسا ن می سازد، و پنجم آنكه او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد، و ششم آنكه خدا برات آزادی از آتش جهنّم را به او عطا می كند، و هفتم آنكه خدای عزّوجلّ او را ازغذاهای پاكیزه بهشت اطعام می نماید. گفت: راست گفتی، یا محمّد.

علت روزه دارى
همچنین هشام بن حكم از امام صادق علیه السلام در باره علت روزه گرفتن سؤال كرد. آن حضرت فرمود: همانا كه خدای عزّ و جلّ روزه را از آن رو واجب ساخت كه غنی و فقیر به وسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنی چنان نبود كه اثر گرسنگی را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنی هر زمان كه چیزی می خواست بر آن قادر بود، از این رو خدای عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوی برقرار سازد، و رنج گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا نسبت به ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد.(3)



پی نوشت:

م.حسرتی
1- ماه خدا ، حدیث 34
2- سیوطی ، الدرالمنثور، ج1،ص444
3- من لایحضر هالفقیه، ج 2، ص، 387





نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :
سه شنبه 17 بهمن 1396 :: نویسنده : بهانه بودن
من غرور زمان را در هم خواهم کوبید، جنون چلچله ها را زندانی خواهم کرد و ریشه هایم را به دست تیشه ی مبهوتی می سپارم که می دانم هیچ گاه زخمی نخواهد گشت. من واژه ها را اسیر مهربانی ات، کوچه ها را آذین از نرگس ها، شب را چراغانی از تمام گلبوتهی ستاره خواهم کرد.

در پشت نگین واره ی اشک های جانسوز، انعکاسی از انتظار آمدنت موج می زند آنجاست که دل در سینه ام چونان گنجشکی مانده در بند بالا و پایین می شود. به یاد آن روزم که دست های سردم را با شعله های عشق تو گرم خواهم نمود.


آنروز می دانم همین نزدیکی ست. مثل خدای نور و صلابت و مهر، مثل شکوه شب پره هایی که پشت شیشه های باران زده اشک را تلاوت می کنند. من آن روز اذان نیایش را از حنجره ی سرخ لاله ای خواهم شنید که زیر آواره ترین عشق مدفون شده بود.

من آن روز تمام بی کسی و بی پناهی ام را در ظهرترین نماز کرب و بلا فریاد می زنم و برای آمدنت ثانیه ها را با گرمای عشقت آب می کنم تا زود بیایی .

تو روزی  پا بر سنگفرش حقیقت خواهی گذاشت. فرشی از گلهای رازقی، بابونه، اطلسی هایی که عطر دل آویزشان هر کوی و برزنی را مست می کند. می دانم آن روز آفتابگردان ها تا ابد رو به سمت تو می گردانند و نور می گیرند و مهربانی سر بر آستان مقدست فرود می آورد، تو در هم می شکنی رعشه های ترس و گمراهی را، پلیدی و سیاهیِ شبهای بی ستاره را.

اندوه جانکاهی در چشم هایم لانه کرده است آقا! بغض، گلوگاه سربی ام را می تراشد و می سوزاند عمق وجود بی وجودم را. با که بگویم غریبی شبهایی که یتیم وار بر سرِ دردهایم دست نوازشی از ترحم و منت می کشیدند دشمنان دوست نما؟

با که بگویم رازِ مخوف تنهایی مبهمی که تا سالها با من بود و بی تو بیشتر و بیشتر؟ با که بگویم از دست هایی که هر غروب آدینه زیر چانه های فراق در پشت کوچه های این شهر آلوده ی زنگاری بی تاب تر می شود؟ از کدامین خامه بگویمت که لحظه لحظه از نوشتن از تو وا می ماند و هر بار هجوم افکار بی تو بودن، مأمن احساسم را شکنجه گاهی کرده است؟

با تو می گویم از تمام تلخکامی ها و خودکامگی هایم تمام سرودهای نخوانده ام و چشمهای ندیده ام از شعرهای که سروده نشد.

مرا در انتظار دیدن خود حل کن...ای سپید ترین غزلواره عدالت و عشق ...




م.حسرتی




نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها :

( کل صفحات : 20 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: