صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
ملا علی رشتی می گوید:

از زیارت کربلای معلی باز می گشتم، سوار قایقی شدم که عده ای از اهل حله نیز بر آن سوار بودند، آنها مشغول شوخی و خنده بوده وجوانی را استهزاء کردند و مذهبش را مسخره می گرفتند، اماجوان با سکینه و وقار، به آنان اعتنائی نمی کرد، آنچه جای تعجب بود آنکه با این همه، هنگام صرف غذا با آنان همراه شد و بر سفره ایشان نشست، منتظر فرصتی بودم تا از حقیقت امر جویا شوم.

قایق در بین راه به جائی رسید که آب رودخانه کم شده بود، بالاجبار همه پیاده شدیم و در کنار رودخانه به راه افتادیم، فرصت را مناسب دیدم خود را به جوان رسانده و علت مسخره کردن آن ها را جویا شدم.

جوان گفت: اینها همه از اقوام من هستند که از اهل سنت اند، پدرم نیز سنی بود اما مادری داشتم شیعه و محب خاندان عصمت علیهم السلام و خود در حله سکونت دارم و شغلم روغن فروشی است و جریان من از آنجا شروع می شود که سالی برای خرید روغن به همراه قافله ای به اطراف مسافرت کردیم بعد ازانجام کار در مسیر بازگشت قافله برای استراحت در بیابانی موقتاً توقف کرد تا قدری خستگی راه را بگیریم و دوباره به راه ادامه دهیم، در این حین خواب مرا ربود و چون بیدار شدم نه قافله ای دیدم و نه نشانی از او.

تا چشم کار می کرد بیابان بود و سوز و گرما، راه را بلد نبودم ومنطقه را نمی شناختم، ترس سراپای مرا به لرزه درآورد اماماندن را صلاح ندیدم، شب در پیش بود و گرسنگی و عطش.

روغنها را بار زدم و به راه افتادم، یکه و تنها بیابان را طی کردم اما گویا هر چه می روم دورتر می شوم و هر چه می جویم بیشترگم می کنم، سختی و گرما، تشنگی و ترس از مرگ از چهار سونهیبم می زدند، مضطر شدم با خود گفتم به بزرگان دینم متوسل شوم و از آنها کمک بگیرم و چون سنی بودم اولی را صدا زدم والتماسش کردم اما خبری نشد، به دومی متوسل شدم از او هم کاری ساخته نگشت و یکی یکی اما هیچ. ناگهان چیزی به یادم آمد، آن قدیمها مادرم می گفت: ما یک امام داریم که هر کس او را صدا کند جوابش را می دهد و هر که از او یاری بطلبد یاری اش می کند بی پناهان را پناه است وضعیفان را دستگیر و اوست هادی هر گمشده.

اما او را نمی شناختم ولی آنگونه که مادرم او را می ستود و از رأفتش می گفت روزنی از امید در دلم گشوده شد، با خدای خود عهد کردم که اگر مرا جواب داد شیعه خواهم شد، و برقدمهای کرمش گونه خواهم سود، و بر درگاه لطفش تا ابدخواهم بود.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : دیدار با امام زمان، جوان سنی، ابا صالح المهدی، ملا علی رشتی،
ابو الرجا مصری که یکی از نیکوکاران بود، می گوید:

پس از رحلت امام حسن عسکری علیه السّلام برای جستجوی امام زمان علیه السّلام حرکت کردم، سه سال گذشت، با خودم گفتم: اگر چیزی بود بعد از گذشت سه سال آشکار می شد.

در این هنگام، صدایی را شنیدم که صاحب صدا را نمی دیدم، او گفت: ای نصر بن عبد ربّه! به اهل مصر بگو: آیا شما پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را دیده اید که به او ایمان آورده اید؟

ابو الرجا گوید: من تا آن زمان نمی دانستم که نام پدرم عبد ربّه است، چون من مدائن متولد شدم، و پدرم را از دست دادم، ابو عبد اللّه نوفلی مرا با خود به مصر آورد و در آنجا پرورش یافتم، چون آن صدا را شنیدم، مطلب را دریافتم، و دیگر به راه خود ادامه ندادم، و مراجعت نمودم.[1]

پی نوشت:
[1] خرایج، ج 2، ص 698 و 699، فى اعلام الامام صاحب الزمان علیه السّلام؛ بحار الانوار، ج 51، ص 295.
منبع : داستانهایی از امام زمان(علیه السلام)، ص: 63 .




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام زمان علیه السّلام، دیدار، مدائن، امام حسن عسکری علیه السّلام، ایمان،
یکشنبه 5 اسفند 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
گاه برخی از بخش‌های زمین آنقدر عزیز می‌شوند و اعتبار می‌یابند كه آسمان حتی به حال آنها غبطه می‌خورد و در سر خود آرزوی خاكی شدن را می‌پرورد، جمكران نیز از همین دست است. جمكران مسجدالاقصای دل است، وقتی از طرف عرش به معراج خوانده می‌شود و تا قاب قوسین خدا پیش می‌رود.

جمكران نقطة تلاقی پیشانی است با خاك. یعنی درست همانجایی كه غرور و تكبر قربانی می‌شوند و تا خونشان ریخته نشود هیچ نمازی قبول نمی‌شود.

جمكران نمایش تصویری «إیاك نعبد و إیّاك نستعین» است كه صف طویلی از فرشتگان به تماشای آن نشسته‌اند.

جمكران قطعه‌ای از آخرین عاشقانه‌ای است كه خداوند سروده و آهنگ بی‌نظیر آنرا تقدیم حجتش نموده است.


جمكران آوردگاهی است كه ذكر برفراز آن می‌ایستد، دست‌هایش را تا نزدیكی گوش بلند می‌كند و تكبیرة الاحرام می‌گوید تا فرادای ظلم و جور را به جماعتِ «یا عدلُ یا عدلُ یا عدل» فرابخواند. شاعران معاصر هریك از دریچة جان خود به این قطعة سبز زمین نگریسته و حس و حال خود را بیان داشته‌اند. از جمله محمدعلی مجاهدی كه جمكران را چنین می‌بیند.

جمكران درمانگاهی است كه دوا و شفا و طبیبش بی‌مزد و منّت در خدمت آنانند كه بیمة ولایت شده‌اند:

اگر درمان درد خویش می‌خواهی، بیا اینجا

دوا اینجا، شفا اینجا، طبیب دردها اینجا


ادامه مطلب...


نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : امام زمان(عج)، مسجد مقدس جمکران، انتظار، دلتنگی، آرام جان‌ ها،

( کل صفحات : 65 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: