صفحه نخست          تماس با مدیر            نسخه موبایل                RSS                  
جشنواره مهدویت
شمارنده
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
رهبر فرزانة انقلاب، امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد حضرت زهرای مرضیه (ع) می فرمایند: «دخت گرامی رسول اکرم(ص) معمای ناشناختة ذهن و معارف بشری است. » همچنین دربارة این وجود مقدس و سراپا نور روایت است: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخلْقَ فطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[1] همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد؛ چراکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. »؛ اگرچه زبان لال، ذهن کور و معرفت ناچیز از فهم این معناست و نوشتن دربارة ایشان، بسیار دشوار است.

با توسل به کلام نورانی اهل بیت (ع) فقط چند مورد از مواردی را که ثابت می کند حضرت زهرا (ع) معمای ناشناختة ذهن و فکر بشر است، به اختصار شرح داده می شود:

1- «عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ فی (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ): اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[2] امام صادق(ع) می فرمایند: منظور از «لیله» در سورة قدر، فاطمه و منظور از قدر، الله است، پس هر کسی فاطمه را شناخت، آن گونه که سزاوار شناختن است، به درستی که شب قدر را درک کرده است و غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. »

وقتی حضرت زهرا (ع) شب قدر است و شب قدر بهتر از هزار ماه، چه کسی می تواند این معما را حل کند که آن حضرت کیست؟

2- در «صحیح بخاری» آمده است که رسول خدا(ص) می فرمایند: «فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَنِی؛[3] فاطمه پارة تن من است؛ هر کسی او را غضبناک کند، مرا خشمگین کرده است.»

جالب است بدانیم که این حدیث شریف در میان بزرگان اهل سنت معتبر است و حتی نقّاد متعصبی همچون «ذهبی » نیز نتوانسته است آن را نپذیرد و همگان این حدیث را از طرف نبی مکرم اسلام(ص) قطعی الصدور می دانند. پیامبری که طبق نص صریح قرآن: (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحی)[4]؛ «و هیچ گاه از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ بلکه تنها آیات و کلماتی را بیان می کند که به او وحی شده است.»

بر اساس آیة (إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُون اللَّه وَ رَسُولَهُ لَعَنهَمُ اللَّهُ فی الدُّنْیا وَ الاَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَمْ عَذَابًا مُّهِیناً)[5]؛ «آنها که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می سازد، و برای آنان عذاب خوارکننده ای آماده کرده است. » اذیت و آزار به پیامبر(ص) ظلم به خداوند و مستوجب لعن است و آزاردهنده به عذاب خوارکننده ای وعید داده شده است.

انسانی که به مرتبه ای می رسد که به خشم درآوردن او همانند به غضب درآوردن رسول خدا(ص) است، کیست و دارای چه مقامی است؟ با این معنا، او همان معمای ناشناختة ذهن و فکر بشری نیست؟


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زهرا (ع)، شهادت، دخت حضرت رسول(ص)، پارة تن، معمای ناشناختة،
سه شنبه 16 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
چند ساعت بعد مأمورانِ رشیق به فرمان او آماده ی حرکت شدند. آن ها که سوارانی تیز پا و مجهز بودند ، به خانه ی امام حسن عسکری (علیه السلام) رسیدند . به دستور رشیق دور تا دور خانه محاصره شد. جمعی از آن ها بر بامِ خانه ی همسایه ها رفتند . تعداد زیادی هم در کوچه ها ایستادند . رشیق و چند جنگ جوی قوی وارد حیاط شدند . سپس از پله های سردابِ خانه ی امام پایین رفتند . نزدیکِ درِ سرداب ، ناگهان میخ کوب شدند .

صدای زیبایِ تلاوتِ قرآن به گوش می رسید. آن ها خوب گوش کردند . صدای زیبایِ تلاوتِ قرآن به گوش می رسید. آن ها خوب گوش کردند . صدای کودکانه ی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) بود . خودشان را به دیوارِ سرداب چسباندند . رشیق دست به قبضه ی شمشیرش برد و به یکی از مأمورها آهسته گفت : بگویید مأمورهای بیشتری به حیاط بیایند!سپس در را آهسته باز کرد . صدا خاموش شد . رشیق منتظر ماند . دقایقی بعد ، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) از سرداب بیرون آمد و بی اعتنا به آن ها ، از پله ها بالا رفت .

مأمورها هاج و واج نگاهش کردند ، اما هیچ کدام شان حرکت نکردند . امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشّریف) به آرامی از میان آن ها گذشت و از خانه خارج شد . یکی از جنگجوها که کنارِ دستِ رشیق بود ، در حالی که می لرزید به رفتنِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) اشاره کرد و به اوگفت : او … .

رشیق وسطِ حرفش پرید و گفت: حالا وقتش است . با یک حمله ی سریع به درونِ سرداب وارد شوید و دستگیرش کنید! جنگجوها با تعجب به هم نگریستند ، بعد به رشیق گفتند : عجیب است فرمانده؟! او با حیرت پرسید: چه چیزی؟!

- مگر او را ندیدی؟

رشیق با تعجب پرسید: مهدی … کو … کجاست؟! آن ها گفتند: از جلو ما رد شد . رشیق خشمگین شد . دندان هایش را بر هم سایید:

-چی ؟! پس چرا دستگیرش نکردید . مگر خشکتان زده بود؟! یکی از جنگ جوها که ترسیده بود ، گفت : ما فکر کردیم شما هم او را دیده اید و الان قصد حمله ندارید و گرنه …! رشیق سرشان داد کشید . آن ها از پله ها بالا دویدند . رشیق لرزید و با خشم شمشیرش را از غلاف بیرون کشید و فریاد زد: برویدبیرون . آن کودک از چشم ها پنهان شده . عجله کنید! مأمورها مثل مور و ملخ از درِ خانه ی امام حسن عسکری (علیه السلام) بیرون زدند . از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشّریف) خبری نبود . او از چشم های مأموران پنهان شده بود .

نویسنده: مجید ملاّ محمّدی

پی نوشت :
* یکی از خلیفه های عباسی در دورانِ امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) .
** پیش کارِ اصلی خلیفه.
منبع:کتاب ، آفتاب خانه ی ما.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، فرمانده، سرداب، امام حسن عسکری(ع)، قرآن، غیبت،
برداشتهایی که از انتظار فرج شده است؛ بعضی اش را من عرض می کنم. بعضیها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان- سلام الله علیه- را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله علیه- بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند و نهی از منکر هم می کردند و امر به معروف هم می کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.

یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاءالله، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمی بودند که صالح بودند.

یک دسته ای می گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند؛ گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت - سلام الله علیه- تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند.

یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است وبرخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده اسـت بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات[اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان ((مهدویت)) بلند کند، [باطل است.]


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مهدویت، انتظار فرج، برداشت غلط، تکلیف،
جمعه 5 بهمن 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
یكی دیگر از آسیب‌ های جدی در فرهنگ مهدویت، استعجال ظهور است. استعجال به معنی عجله كردن و خواستن چیزی قبل از رسیدن وقت آن و تحقّق زمینه‌ های لازم برای آنست. انسان‌های عجول به خاطر ضعف نفس و كم ظرفیت بودن، متانت و سكون و آرامش خود را از دست می‌ دهند و بدون در نظر گرفتن شرایط، خواهان تحقّق پدیده‌ ها هستند.

در فرهنگ ناب مهدویت و در برخورد با مسئله انتظار امام غایب، انسانِ منتظر، پیوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتیاق خواستار ظهور است و برای تعجیل امر فرج دعا می‌كند ولی هرگز عجله نمی‌كند و هر چه غیبت به درازا كشد و انتظار، طولانی شود، باز هم صبر و شكیبایی را از كف نمی‌ دهد بلكه علیرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او كمال تسلیم را از خود نشان می‌دهد و برای تحقّق همه زمینه‌ های لازم برای ظهور می‌كوشد و بردباری می‌كند.

عبدالرحمن بن كثیر گوید: «خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهرم داخل شد و عرض كرد: قربانت گردم! به من خبر دهید این امری كه در انتظارش هستیم كی واقع می‌ شود؟ امام فرمود: ‌ای مهرم! دروغ گفتند وقت گذاران و هلاك شدند شتاب كنندگان و نجات یافتند تسلیم شدگان.»(1)

نهی از عجله و شتاب زدگی در امر ظهور به آن جهت است كه به دنبال عجله، روحیه یأس و نومیدی در انسانِ منتظر، پیدا می‌شود؛ آرامش و صبوری را از دست می‌دهد و حالت تسلیم او به حالت گله مندی و شكایت تبدیل می‌گردد و از تأخیر ظهور بی قرار می‌گردد و این بیماری را به دیگران نیز سرایت می‌ دهد و گاهی به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انكار وجود امام، گرفتار می‌ شود.

گفتنی است كه منشأ استعجال ظهور آن است كه نمی‌ داند ظهور از سنت‌ های الهی است و مانند همه سنت‌ها باید پس از تحقق همه شرایط و زمینه ها، انجام گیرد و بنابراین برای وقوع آن عجله می‌كند.

پی نوشت:
1. كافى، ج 2، ص 191.
منبع:نگین آفرینش.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : مهدویت، ظهور، استعجال، منتظر، آسیب‌ های مهدویت،
در روایت منقول از شیعه و سنی شنیده‌ایم: «من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة الجاهلیة؛ هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.» منظور از این شناخت و معرفت چیست و چگونه حاصل می‌شود؟

به دلیل اهمیت حیاتی و غیرقابل انكاری كه شناخت امام و به خصوص امام زمان(عج) یعنی رهبر و الگوی زمان و تنها عامل پیوند ما با خداوند دارد، پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.(1)

آنچه كه از روایت فوق برداشت می‌شود این است كه نشناختن امام زمان خود به معنی عدم ارتباط با امام است و عدم ارتباط با امام یعنی قطع پیوند هدایت با خداوند و این همان مرگ جاهلیت و خروج از دین و گمراهی است و امام صادق(ع) در جواب سؤال از چگونگی از معنای جاهلیت فرمودند: منظور از آن جاهلیت كفر و نفاق و گمراهی است.(2)

پس چنان معرفت و شناختی از امام زمان(عج) باید حاصل شود كه ما را از مرگ جاهلیت نجات بخشد و بنابر روایات رسیده از ائمه اطهار(ع) بدون تردید مقصود از معرفتی (شناختی) كه امامان(ع) ما را به تحصیل آن امر فرموده‌اند شناخت آن حضرت چنان‌كه هست می‌باشد، به گونه‌ای كه سبب سالم ماندن از شبهه‌های ملحدان گردد و مایه نجات از گمراه ساختن گمراه‌كنندگان شود و چنین شناختی دو وجه دارد:

1. شناخت شخص امام(ع) به نام و نسب (شناخت اسمی)

2. شناخت صفات و ویژگی‌ها و مقامات امام(ع) (شناخت رسمی)

و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است چنانچه امام صادق(ع) فرمودند: نشانه را بشناس... چون اگر نشانه را شناختی، دیگر پس از هدایت شدن گمراه نخواهی شد و به فریب‌كاران تمایلی نخواهی یافت.(3)

شاهد بر این مطالب روایاتی است كه ائمه اطهار(ع) به ذكر علامت‌ها و صفات و ویژگی‌های حضرت حجت(عج) می‌پردازد و در آنها توصیف نشانه‌ها و علائم ظهور و ویژگی‌های عصر ظهور بیان گردیده است. البته معرفت به نعت و صفت مرتبه بالاتری از معرفت اسم است در این معرفت ما امام را تنها از روی اسم و خصوصیات ظاهری بیان شده نمی‌شناسیم بلكه به یك سلسله ویژگی‌ها و كمالات باطنی شناخت پیدا می‌كنیم چنین معرفتی از طریق شنیدن اوصاف و كمالات و مقامات امام(ع) حاصل می‌شود.

چنانچهآن حضرت(ع) در بیان وجوب معرفت پروردگار و فرستادگان او فرموده‌اند: «... و بعد از آن معرفت (معرفت پروردگار، رسول و اقرار به پیامبری او) معرفت امامی است به نعت و صفت و نامش، كه در حال سختی و راحتی به او اقتدا می‌نماییم. و كمترین درجه شناخت امام آن است كه دانسته شود او همتای پیامبر(ص) است به جز در مقام نبوت. و امام وارث پیامبر(ص) است و اطاعت خداوند و اطاعت رسو ل خدا(ص) و تسلیم بودن به او در همه امور و مراجعه كامل به او و پذیرش گفته او از مراتب شناخت می‌باشد.»(4)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : امام عصر(عج)، معرفت، معجزه، شناخت دین، اهل بیت (ع)،
جمعه 21 دی 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
مفضل بن عمر گوید، امام صادق (ع) به من فرمود: می‏دانی پیراهن یوسف (ع) چه بود؟ عرض کردم، نه فرمود: چون برای ابراهیم (ع) آتش افروختند، جبرئیل (ع) جامه‏ای از جامه‏ های بهشت برایش آورد، او پوشید و با آن جامه گرما و سرما به ابراهیم زیانی نمی‏رسانید. چون مرگ ابراهیم رسید، آن را در غلافی نهاد و به اسحاق آویخت و اسحاق آن را به یعقوب آویخت و چون یوسف (ع) متولد شد آن را به او آویخت و در بازوی او بود تا امرش به آنجا که بایست رسید (زمام حکومت مصر را به دست گرفت)؛ چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است که گفت: «اگر نادانم نمی‏خوانید من بوی یوسف را احساس می‏کنم» [1]  و آن همان پیراهنی بود که خدا از بهشت فرستاده بود.

عرض کردم: قربانت گردم، آن پیراهن به چه کسی رسید؟ فرمود: به اهلش رسید و هنگامی که قائم ما (امام مهدی (ع)) ظهور کند، با او خواهد بود، سپس فرمود: هر پیغمبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث گذاشته به آل محمد (ص) رسیده است. [2] .

همانطور که در این حدیث طولانی آمده است، امام صادق (ع) حقیقت این پیراهن را بیان فرموده که از کجا آمده و در نهایت به دست اهل بیت (ع) رسیده است. و این پیراهن از جمله مواریث انبیا (ع) به شمار می‏آید.

همین یک حدیث در توضیح پیراهن حضرت یوسف (ع) ما را کفایت می‏کند. این پیراهن نیز هم‏اکنون نزد حضرت حجهبن‏الحسن العسکری (ع) است.

پی نوشت ها :
1- سوره یوسف (12) آیه 94.
2- محمد بن یعقوب کلینی ف همان، ص 232 ، ح 5؛ محمد باقر مجلسی ، همان ، ص 327، ح 45 ؛ همو ، حیوهالقلوب ، ج 1 ، ص 184.
منبع : امام مهدی و میراث پیامبران ، حسن جلالیان ، موعود .





نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : جبرئیل، پیراهن حضرت یوسف، انبیاء، قائم،
اثر مهم دیگری که انتظار مهدی دارد حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگیها است. توضیح این که هنگامی که فساد فراگیر می‏ شود و اکثریت یا جمع کثیری رابه آلودگی می ‏کشاند گاهی افراد پاک در یک بن بست سخت روانی قرار می‏گیرند، بن بستی که از یأس اصلاحات سرچشمه می‏گیرد. گاهی آنها فکر می‏کنند که کار از کار گذشته و دیگر امیدی به اصلاح نیست و تلاش و کوشش برای پاک نگاهداشتن خویش بیهوده است این نومیدی و یاس ممکن است آنها را تدریجا به سوی فساد و همرنگی با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایی بدانند.

تنها چیزی که می‏تواند در آنها امید بدمد و به مقاومت و خویشتن داری دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند امید به اصلاح نهایی است تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش برای حفظ پاکی و اصلاح دیگران بر نخواهند داشت. و اگر می‏بینیم در دستورات اسلامی یأس از آمرزش یکی از برزگترین گناهان شمرده شده است و ممکن است افراد ناوارد تعجب کنند که چرا یأس از رحمت خدا اینقدر مهم تلقی شده است حتی مهمتر از بسیاری از گناهان، فلسفه ‏اش در حقیقت همین است که گناهگار مأیوس از رحمت هیچ دلیلی ندارد که به فکر جبران بیفتد و یا لااقل دست از ادامه گناه بردارد و منطق او این است اکنون که آب از سر من گذشته است چه یک قامت چه صد قامت، من که رسوای جهانم غم دنیا هیچ است. بالاتر از سیاهی رنگ دیگر نیست، آخرش جهنم است من که هم اکنون آنرا برای خود خریده‏ ام از چه می‏ترسم و مانند این منطقها...

اما هنگامی که روزنه امید برای او گشوده شود، امید به عفو پروردگار، امید به تغییر وضع موجود نقطه عطفی در زندگی او خواهدشد و او را به توقف کردن در مسیر گناه و بازگشت به سوی پاکی و اصلاح دعوت می‏کند. به همین دلیل امید را می‏توان همواره به عنوان یک عامل موثر تربیتی در مورد افراد فاسد شناخت همچنین افراد صالحی که در محیط های فاسد گرفتارند بدون امید نمی‏توانند خویشتن را حفظ کنند.

نتیجه این که انتظار ظهور مصلحی که هر قدر دنیا فاسدتر می‏شود امید ظهورش بیشتر می‏گردد اثر فزاینده روانی در معتقدان دارد و آنهارا در برابر امواج نیرومند فساد بیمه می‏کند آنهانه تنها با گسترش دامنه فساد محیط مأیوس نمی‏شوند بلکه به مقتضای «وعده وصل چون شود نزدیک - آتش عشق تیزتر گردد» وصول به هدف را در برابر خویش می‏بینند و کوششان برای مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن با شوق و عشق زیادتری تعقیب می‏گردد.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : منتظران، فساد، ظهور، قیام مهدی(عج)، صالحان،
جمعه 30 آذر 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
با طلوع شب یلدا، صفحات زرد پاییزی رو به اتمام و صفحات سفید طبیعتِ زمستان آغاز می گردد. با طلوع شب یلدا، مقدمات سفید پوشی طبیعت فراهم می شود. دعا می کنیم تا سفیدی دل های جهانیان هم آغاز گردد. شب یلدا آغاز عصر سفیدی و برفی است و شب عشق و مهر ورزی است. جهانیان باید صفحه تاریک دلشان را با صفحه نورانی اولیاء ا...متصل کنند و از آن منبع عظیم کسب نور و فیض نمایند. امید آن که همه در صراط مستقیم قدم بگذاریم و آنچه رضایت خداوند و اهل بیت علیهم السلام است انجام دهیم.برای درک نور و سفیدی روزِ شب یلدا، باید مدت زمان زیادی را در انتظار نشست. بشریت هم باید در انتظار آن نور آور جهان بنشیند و برای ظهورش دعا کند.

شب یلدا، شب طولانی است ولی یقین داریم که روشنایی بعد از ظلمت و تاریکی می آید. در این شب برای ظهور آخرین ذخیره الهی آماده می شویم.

شب یلدا میزان و معیاری است برای تنظیم زندگی مادی و امورات روز مره، و کسب و کار زندگی . شب یلدای حضرت مهدی علیه السلام، را معیار برای پاکی لایه ها و صفحات دلمان قرار دهیم. و از نور تابان و حیات معنوی ایشان کسب فیض و توفیق نماییم.

فرزندانمان را در شب یلدا با زمستان و خواص آن آشنا کرده و آنان را برای سرمای پیش رو آماده می کنیم. و فرزندان را با سبک زندگی مهدوی آشنا نماییم. شب یلدا شب قصه و خاطره گویی است؛ امشب را شب نقل روایت و داستان هایی از زندگی اهل بیت علیهم السلام قرار می دهیم.

شب یلدا شب زایش و تولد است. تولد زمستان و سفیدی طبیعت. در این شب تصمیم می گیریم با گره زدن دلهایمان به مهدی فاطمه تولدی تازه پیدا کنیم. تولدی که در آن دیگر گناه و غفلت از خدا نباشد. تولدی که با اعمالمان دل آن منجی را شاد کنیم. تولدی که همه سیاهی گناه را از دل بزداییم.

با آمدن شب یلدا، پاییز رخت بسته و تمام می شود. در شب یلدا تصمیم بگیریم که گناهان ما رخت بربندد و شیاطین ما را رها کنند. شب یلدا را شب خدا حافظی با گناهان و ارتباط تنگاتنگ با خدا و رسولانش قرار دهیم.

از شب یلدا، طبیعت به استقبال پوشش چادر سفید، می رود. ما تصمیم بگیریم حجاب های دل را با اشک توبه و ندامت صاف و زلال نماییم. برای بعضی از انسان ها شب یلدا شبِ شب نشینی، شب غفلت و خوشگذرانی است ولی ما تصمیم بگیریم این شب و همه شب های سال را شب عبادت و معنویت و یاد خدا قرار دهیم.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام مهدی(عج)، شب یلدا، دعای فرج، وحدت، ظهور،
از این دعای پر برکت در حق امام زمان هیچ گاه غفلت نکنید
یکی از دعاهائی که در حال نشست و برخاست بلکه در همه حالات و در تمام ماه ها و در هر کجا که انسان متذکر شد بعد از ستایش خداوند مانند الحمد لله رب العالمین گفتن و صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه و آله فرستادن سزاوار است بخواند این دعاست: اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. مخفی نماند که این دعا را محمد بن عیسی بسند خود از دو امام علیهما السلام نقل کرده (مفاتیح اعمال شب بیست و سوم، و وقایع الایام محدث قمی ص 47 و منهاج العارفین ملا محمد حسن الحسینی السمنانی ص 273 و... نیز نقل نموده اند.

شش تذکر لازم برای استغاثه به امام زمان

1 - همان طوری که خداوند بر همه جا احاطه دارد، خلیفه او هم که در این عصر حجه بن الحسن عجل الله تعالی - له الفرج است نیز، بر همه اشیاء احاطه دارد لذا هر کجا که شخص مضطر آن حضرت را بخواند آن بزرگوار با اراده الهیه خود و مصلحت، از او فریاد رسی می فرماید.

2 - شخص مضطر و مستغیث نیز باید از قعر دریاها گرفته تا اوج آسمانها که قرار گیرد در مقان استغاثه خود را در حضور آن حضرت بداند و ببیند.

3 - شخص مستغیث از همه قدرتها چشم پوشی کرده و نگاه امیدش فقط بدست الهی و کف پر قدرت و با کفایت آن حضرت باشد و بس.

4 - بداند که آن حضرت مظهر قدرت نامحدود الهی است و قادر است که هر حاجت شرعی که داشته با بر آورد.

5 - یقین داشته باشد که آن مولا از پدر هم نسبت بما مهربانتر بوده و زودتر از این پدر و مادر جسمانی، با مصلحت غم و غصه و گرفتاری شیعیانش را برطرف می کند.

6 - اگر شخص مضطر شده ولی بین او و آن حضرت موانعی مثل قضای عبادات و حق مردم و امثال اینها می داند که موجود دارد، باید فورا و قبل از استغاثه عهد کند که آن موانع را برطرف نماید مثلا قضای عبادات را بجا آورده و حق مردم را رد کند و سپس بان حضرت استغاثه نماید.

ناگفته نماند که شخص در مقام توسل و استغاثه بساحت اقدس وجود آن حضرت، هر طور و با هر زبان که می تواند ممکن است متوسل شده و با آن بزرگوار راز و نیاز نماید اما بعض ادعیه و موارد دیگر هست که بد نیست انسان از آنها آگاه باشد...

منبع : توسل به امام زمان ، محمد باقر شریعت پناه اصفهانی.




نوع مطلب : امام مهدی(عج)، 
برچسب ها : دعا، امام زمان(عج)، استغاثه، شیعیان، دعای فرج،
جمعه 23 آذر 1397 :: نویسنده : بهانه بودن
در سکوتی سخت، بارها صدایت کردم، می دانم که حرف هایم را می شنوی، آری، با تو بسیار سخن گفته ام، ولی این بار صدایت نمی زنم، فریاد می زنم، فریاد می زنم:

آیا امروزمان به فردایی متصل می گردد که کامیاب گردیم؟(1)

آیا خزان دل هایمان بهاری خواهد شد؟ آیا چشمان گناهکارمان جمال زیبایت را خواهد دید؟

آقاجان! یا صاحب الزمان!

بیا، بیا که آرزوی سلامی گرم، از تو بر دلمان مهر خورده، بیا که نگاهمان به جمعه خیره ماند و آبشار اشک از گونه هایمان بر زمین جاری است. بیا که یاس های امید و نسترن های شوق چشم به راه گل نرگسند، بیا و طراوت بهار را به روحمان ببخش.

ای امیر ظهور و قیام! ای مولای آب و آیینه! ای امیر نهان از دیده! بیا و ما را از آرزویی که در هوای تو داریم ناامید مکن که گفته هایمان بوی عشق تو را دارند و نوشته هایمان تو را حکایت می کنند.

آقاجان! تو را به آبروی مادرت سوگند که بر گنهکاران رحمی کنی و آینة جمالت را به تماشای دیده هایمان راهی دهی و ما را از قطره های زلال اشک، بی نصیب نسازی.

مولای من! با همة تلخی ها و سختی های زندگی، با همة گناه ها و معصیت ها، بازهم به تو پناه می آورم و در مرز آشنای نگاهت، بیت الاحزان دلم را بر پا می کنم و هر صبحِ آدینه با عشق ظهورت از خواب سرد خاموشی بر می خیزم و در کرانة ایمان، با دو رکعت نماز عشق به استقبال باران ندبه ات می روم و بازهم زمزمة «این بقیه الله التی لاتخلوا ...»

مولای من! دیری است که در محراب عبادت دست هایم را به بال فرشتگان گره می زنم و می خواهم که صدای ضجه های مرا به گوش دل تو برسانند، تا شاید آدینه ای بیایی و ...

یابن الحسن! در فراق و جدایی تو نه تنها من، بلکه امتی یعقوب وار خون می گرییم و فقط با تماشای تو، کلبة احزان دلمان گلستان خواهد شد و می دانیم که خواهی آمد، خواهی آمد و به پایت اشک شوق خواهیم ریخت و نماز جماعت را به قامت سبز درختان، به اقتدای حضور سبزت، برپا خواهیم ساخت.

پی نوشت :
1. فرازی از دعای ندبه




نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : صاحب الزمان، کلبة احزان، عشق ظهور، ندبه، اشک شوق،

( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمی دانم
اینجا هوایش بهاری نیست
آنجا را نمی دانم
اینجا عاشقا تنهایند
آنجا را نمی دانم
اینجا دل برای تو تنگ است
آنجا را نمی دانم...
کتابنامه

کتاب «مهدیان دروغین» تألیف حجت‌الاسلام رسول جعفریان منتشر و روانه بازار شد. دانشیار دانشگاه تهران در این کتاب به تقسیم حوزه‌های مختلف جغرافیایی دنیای اسلام پرداخته و مهدیان دروغین در مناطق و دوره‌های مختلف تاریخ را معرفی کرده است.

نظرسنجی
به نظر شما چقدر برای واقعه ظهور آماده هستیم؟







دیگر امکانات



این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید: